departed
departed - رفت
adjective - صفت
UK :
US :
مرده - برای اجتناب از گفتن کلمه مرده استفاده می شود
مرده
برای اشاره به چیزی که در گذشته اتفاق افتاده و تمام شده است استفاده می شود
شخصی که مرده است یا افرادی که فوت کرده اند
رفع نگرانی از مراقبت از درگذشتگان.
به افتخار قهرمان درگذشته ما نامگذاری شد.
For if that departed order can be allowed any saving graces, it was in that area that they might be found.
زیرا اگر بتوان به آن سفارش از دنیا رفته اجازه هرگونه لطف نجات بخش داد، در آن منطقه بود که ممکن بود آنها را پیدا کرد.
As the film progresses we come to appreciate Ishi's dignity and the courage of his now departed people.
همانطور که فیلم پیشرفت می کند، ما از وقار ایشی و شجاعت مردمی که اکنون از دنیا رفته اند قدردانی می کنیم.
Receive in tranquillity and peace Lord, the souls of all your departed servants who have died recently.
پروردگارا روح تمام بندگان درگذشته خود را که اخیراً درگذشتند، در آرامش و سلامتی پذیرا باش.
اوماگ اولین بازی بزرگسالان را برای آیدان کویل 16 ساله انجام داد و هیچ ارتباطی با لیام مهاجم جدا شده نداشت.
در آنجا گفته می شود که روح همسر مرحومش از او التماس کرد که دیگر ادامه ندهد.
برای تعداد کمی از کسانی که رفتند زندگی بعد از آن آسان خواهد بود.
برادر عزیز شما
بر اساس داستان، روح مرده به همسرش برمی گردد.
ما همیشه به یاد دوستان عزیز درگذشته خود خواهیم بود.
پیرمرد از پیروزی های درگذشته دوران جوانی خود صحبت کرد.
یادی از رفتگان کنیم
مرده
deceased
فوت شده
دیر
gone
رفته
expired
منقضی شده
خواب
defunct
منحل شده است
demised
از بین رفته است
extinct
منقرض شده
lamented
ناله کرد
گمشده
perished
از بین رفت
breathless
بی نفس
bygone
گذشته
bypast
دور زدن
سرد
done
انجام شده
fallen
افتاده
lifeless
بی جان
کم
nonextant
موجود نیست
vanished
فوت کرد
passed away
دفن شد
buried
بیشتر نه
گذشت
passed on
سفت
stiff
در صلح
با خدا
with God
مرده مثل میخ در
زندگي كردن
زنده
animate
جان دادن
breathing
نفس كشيدن
existent
موجود
رفتن
extant
سریع
going
بیدار
زنده ماندن
حاضر
awake
جاری
surviving
دور و بر
باقی مانده است
فعال
عملکرد
هوشیار، آگاه
کار کردن
functioning
زنده و لگد زدن
conscious
آینده
نوین
در حال حرکت
پر رونق
لگد زدن
در حال اجرا
moving
متحرک
thriving
عملیاتی
lively
kicking
animated