guillotine
guillotine - گیوتین
noun - اسم
UK :
US :
قطعه ای از تجهیزاتی که برای بریدن سر مجرمان بخصوص در فرانسه در گذشته استفاده می شد
قطعه ای از تجهیزات مورد استفاده برای برش ورق های بزرگ کاغذ
تعیین محدودیت زمانی برای بحث در پارلمان بریتانیا
بریدن سر کسی با گیوتین
to limit the period of time allowed for the discussion of a possible new law in the British Parliament
برای محدود کردن بازه زمانی مجاز برای بحث درباره قانون جدید احتمالی در پارلمان بریتانیا
a device invented in France, consisting of a sharp blade in a tall frame used in the past for killing criminals by cutting off their heads
دستگاهی که در فرانسه اختراع شد، متشکل از یک تیغه تیز در یک قاب بلند است که در گذشته برای کشتن مجرمان با بریدن سر آنها استفاده می شد.
وسیله ای با تیغه بلند تیز که برای برش مقادیر زیادی کاغذ استفاده می شود
a limit on the amount of discussion allowed about a particular law in Parliament, made by setting a fixed time before a final vote must be taken
محدودیت در میزان بحث مجاز در مورد یک قانون خاص در مجلس، که با تعیین زمان معین قبل از اخذ رای نهایی باید انجام شود.
برای تعیین زمان معین قبل از رأی گیری نهایی باید در مورد یک قانون خاص در مجلس انجام شود
دستگاهی که در فرانسه اختراع شد، متشکل از یک تیغه تیز در یک قاب بلند که برای کشتن یک نفر با بریدن سر او استفاده می شد.
a device invented in France, consisting of a sharp blade in a tall frame that was used for killing a person by cutting off his or her head
کلمات آن مانند گیوتین عمل می کنند.
در واقع، آنها خواهان محدودیت شدیدتری برای سیاستمداران بودند، اما ویلی براون تنها گیوتین را داشت.
In fact they wanted an even more severe limitation on politicians, but Willie Brown had the only guillotine.
گیوتینها و داربستهای استانی برچیده شدند و آنهایی که در موزهها به نمایش گذاشته نشده بودند، شکسته و از بین رفتند.
Provincial guillotines and scaffolds were dismantled and those not exhibited in museums were broken up and scrapped.
تنها پنج بند از لایحه تماشاگران فوتبال قبل از معرفی گیوتین در نظر گرفته شده بود.
Only five clauses of the Football Spectators Bill had been considered before the guillotine was introduced.
فیلی شبیه مردی بود که به سمت گیوتین هدایت می شد.
جایی که گیوتین در طراحی هالیفاکس بهبود یافت، امکانات داخلی برای قرار دادن دقیق و سریع قربانی در دستگاه بود.
Where the guillotine improved on the Halifax design was the inbuilt facility to position the victim accurately and quickly in the machine.
او در ژانویه 1793 به گیوتین فرستاده شد.
King Louis XVI and Marie Antoinette went to the guillotine (= were killed by the guillotine) during the French Revolution.
شاه لویی شانزدهم و ماری آنتوانت در انقلاب فرانسه به گیوتین رفتند (= توسط گیوتین کشته شدند).
During the French Revolution thousands of people were guillotined.
در طول انقلاب فرانسه، هزاران نفر گیوتین شدند.
این لایحه در مرحله کمیته گیوتین شد.
behead
سر بریدن
decapitate
سر
lop
lop
اجرا کردن
execute
کشتن
دکلته
گردن
decollate
را به بلوک بیاورید
سر کسی را بریدن
بالا
به مرگ
axeUK
قطع کردن
axeUK
کوتاه کردن
amputate
axUS
truncate
روی بلوک قرار دهید
axUS
recapitate
خلاصه کردن
