guillotine

base info - اطلاعات اولیه

guillotine - گیوتین

noun - اسم

/ˈɡɪlətiːn/

UK :

/ˈɡɪlətiːn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guillotine] در گوگل
description - توضیح
  • a piece of equipment used to cut off the heads of criminals, especially in France in the past


    قطعه ای از تجهیزاتی که برای بریدن سر مجرمان بخصوص در فرانسه در گذشته استفاده می شد


  • قطعه ای از تجهیزات مورد استفاده برای برش ورق های بزرگ کاغذ

  • the setting of a time limit on a discussion in the British Parliament


    تعیین محدودیت زمانی برای بحث در پارلمان بریتانیا

  • to cut off someone’s head using a guillotine


    بریدن سر کسی با گیوتین

  • to limit the period of time allowed for the discussion of a possible new law in the British Parliament


    برای محدود کردن بازه زمانی مجاز برای بحث درباره قانون جدید احتمالی در پارلمان بریتانیا

  • a device invented in France, consisting of a sharp blade in a tall frame used in the past for killing criminals by cutting off their heads


    دستگاهی که در فرانسه اختراع شد، متشکل از یک تیغه تیز در یک قاب بلند است که در گذشته برای کشتن مجرمان با بریدن سر آنها استفاده می شد.

  • a device with a long sharp blade that is used for cutting large quantities of paper


    وسیله ای با تیغه بلند تیز که برای برش مقادیر زیادی کاغذ استفاده می شود

  • a limit on the amount of discussion allowed about a particular law in Parliament, made by setting a fixed time before a final vote must be taken


    محدودیت در میزان بحث مجاز در مورد یک قانون خاص در مجلس، که با تعیین زمان معین قبل از اخذ رای نهایی باید انجام شود.

  • to cut someone's head off using a guillotine


    برای تعیین زمان معین قبل از رأی گیری نهایی باید در مورد یک قانون خاص در مجلس انجام شود

  • to set a fixed time before a final vote must be taken on a particular law in Parliament


    دستگاهی که در فرانسه اختراع شد، متشکل از یک تیغه تیز در یک قاب بلند که برای کشتن یک نفر با بریدن سر او استفاده می شد.

  • a device invented in France, consisting of a sharp blade in a tall frame that was used for killing a person by cutting off his or her head


    کلمات آن مانند گیوتین عمل می کنند.

  • Its words function like a guillotine.


    در واقع، آنها خواهان محدودیت شدیدتری برای سیاستمداران بودند، اما ویلی براون تنها گیوتین را داشت.

  • In fact they wanted an even more severe limitation on politicians, but Willie Brown had the only guillotine.


    گیوتین‌ها و داربست‌های استانی برچیده شدند و آن‌هایی که در موزه‌ها به نمایش گذاشته نشده بودند، شکسته و از بین رفتند.

  • Provincial guillotines and scaffolds were dismantled and those not exhibited in museums were broken up and scrapped.


    تنها پنج بند از لایحه تماشاگران فوتبال قبل از معرفی گیوتین در نظر گرفته شده بود.

  • Only five clauses of the Football Spectators Bill had been considered before the guillotine was introduced.


    فیلی شبیه مردی بود که به سمت گیوتین هدایت می شد.

  • Feeley looked like a man being led to the guillotine.


    جایی که گیوتین در طراحی هالیفاکس بهبود یافت، امکانات داخلی برای قرار دادن دقیق و سریع قربانی در دستگاه بود.

  • Where the guillotine improved on the Halifax design was the inbuilt facility to position the victim accurately and quickly in the machine.


example - مثال
  • He was sent to the guillotine in January 1793.


    او در ژانویه 1793 به گیوتین فرستاده شد.

  • King Louis XVI and Marie Antoinette went to the guillotine (= were killed by the guillotine) during the French Revolution.


    شاه لویی شانزدهم و ماری آنتوانت در انقلاب فرانسه به گیوتین رفتند (= توسط گیوتین کشته شدند).

  • During the French Revolution thousands of people were guillotined.


    در طول انقلاب فرانسه، هزاران نفر گیوتین شدند.

  • The bill was guillotined at the committee stage.


    این لایحه در مرحله کمیته گیوتین شد.

synonyms - مترادف
  • behead


    سر بریدن

  • decapitate


    سر


  • lop

  • lop


    اجرا کردن

  • execute


    کشتن


  • دکلته


  • گردن

  • decollate


    را به بلوک بیاورید


  • سر کسی را بریدن


  • بالا

  • cut off somebody's head


    به مرگ

  • top


    axeUK


  • قطع کردن

  • axeUK


    کوتاه کردن

  • amputate


    axUS

  • truncate


    روی بلوک قرار دهید

  • axUS


  • chop off one's head



antonyms - متضاد
  • recapitate


    خلاصه کردن

لغت پیشنهادی

actuary

لغت پیشنهادی

smothering

لغت پیشنهادی

obligate