intrigue
intrigue - دسیسه
verb - فعل
UK :
US :
اگر چیزی شما را مجذوب خود کند، بسیار به شما علاقه مند است زیرا عجیب یا مرموز به نظر می رسد
برنامه ریزی مخفیانه برای آسیب رساندن به کسی یا اینکه او موقعیت قدرت خود را از دست بدهد
the making of secret plans to harm someone or make them lose their position of power or a plan of this kind
طرح ریزی مخفیانه برای آسیب رساندن به کسی یا از دست دادن موقعیت قدرت خود یا نقشه ای از این دست
علاقه زیاد به کسی، به خصوص با عجیب، غیر معمول یا مرموز بودن
(ساخت) نقشه پنهانی برای انجام کاری، به ویژه کاری که به دیگری آسیب برساند
علاقه مند کردن کسی، اغلب به دلیل کیفیت غیرمعمول یا غیرمنتظره
ایجاد یک برنامه مخفی برای انجام کاری، به ویژه چیزی که به کسی آسیب برساند
زمانی که شاه ریچارد در خارج از کشور بود، بارون ها علیه او کنجکاو بودند.
متخصصان مجذوب زنی شدند که وارونه می نویسد.
قسمت پایانی نامه او را به شدت برانگیخت.
فکر تجربه سلامتی من را مجذوب خود می کند.
یک سوال به ویژه کسانی را که روی این مطالعه کار می کنند، به خود مشغول کرده است.
این ایده او را مجذوب خود کرد.
شما واقعاً مرا مجذوب خود کرده اید - بیشتر به من بگویید!
چیزی در او وجود داشت که او را مجذوب خود کرد.
برای من جالب است که به نظر می رسد هیچ کس قبلاً به این موضوع فکر نکرده است.
Throughout history people have been intrigued by the question of whether there is intelligent life elsewhere in the universe.
در طول تاریخ، مردم درگیر این سوال بوده اند که آیا زندگی هوشمند در جای دیگری در جهان هستی وجود دارد یا خیر.
داستان دسیسه سیاسی
نحوه صحبت کردن آهسته و عمدی و نگاه جدی در چشمانش مرا مجذوب خود کرده بود.
او روایتی جالب از بزرگ شدن در مزرعه به عنوان یکی از ده کودک نوشته است.
In that tale of political intrigue, he combined great dialogue with an interesting plot and a surprise ending.
در آن داستان دسیسه سیاسی، او دیالوگ عالی را با یک طرح جالب و یک پایان غافلگیرکننده ترکیب کرد.
conspiracy
توطئه
طرح
تبانی
collusion
ماشینکاری
machination
حیله گری
trickery
نیرنگ
ruse
تدبیر
stratagem
کابال
cabal
مانور انگلستان
manoeuvreUK
نقشه کشی
plotting
تصنع
scheming
اغوا کننده
wile
دستکاری - اعمال نفوذ
artifice
برنامه ریزی
conniving
شیک بازی
manipulation
مانور ایالات متحده
زیر پا گذاشتن
chicanery
کم دستی
بی وجدان بودن
deviousness
جمع کردن
manoeuvringUK
کوین
maneuveringUS
معامله
subterfuge
زرنگی
underhandedness
unscrupulousness
complot
contrivance
covin
dealing
knavery
maneuverUS
honesty
صداقت
truthfulness
رک گویی
frankness
باز بودن
openness
جهل
ignorance
واقعیت
افتخار ایالات متحده
honorUS
HonourUK
honourUK
صراحت
forthrightness
بی هنری
artlessness
بی گناهی
innocence
خلوص
sincerity
حقیقت
وفاداری
faithfulness
candourUK
candourUK
هوشمندی
guilelessness
صادقانه آمریکا
ingenuousness
حسن نیت
candorUS
عدم فعالیت
رکود
inactivity
انصاف
stagnation
راست بودن
fairness
مستقیم بودن
uprightness
ساده لوحی
directness
عدم مشارکت
straightforwardness
کناره گیری
naivety
امتناع
noninvolvement
دعوت
detachment
سرگرمی
refusal
avocation
