textbook

base info - اطلاعات اولیه

textbook - کتاب درسی

noun - اسم

/ˈtekstbʊk/

UK :

/ˈtekstbʊk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [textbook] در گوگل
description - توضیح

  • کتابی که حاوی اطلاعاتی در مورد موضوعی است که افراد به خصوص در مدرسه یا کالج مطالعه می کنند


  • برای توصیف چیزی استفاده می شود که دقیقاً همانطور که باید انجام شود یا دقیقاً همانطور که باید اتفاق می افتد اتفاق می افتد


  • کتابی که حاوی اطلاعات دقیق در مورد یک موضوع برای افرادی است که در حال مطالعه آن موضوع هستند


  • (نمونه ای از چیزی) بسیار خوب، یا تصور می شود که معمول یا معمولی است

  • a book that provides reading and exercises for a school or college course


    کتابی که خواندن و تمرین‌هایی را برای یک دوره مدرسه یا کالج فراهم می‌کند


  • معمولی یا معمولی

  • The grant covers the costs of tuition, fees and textbooks.


    کمک هزینه تحصیلی، شهریه و کتاب های درسی را پوشش می دهد.

  • Open most astronomy textbooks and you will find a statement somewhere that calls the Sun an average star.


    بیشتر کتاب های درسی نجوم را باز کنید و در جایی بیانیه ای خواهید یافت که خورشید را یک ستاره متوسط ​​می نامد.

  • I can't get hold of any of the college textbooks he recommended.


    من نمی توانم هیچ یک از کتاب های درسی کالج را که او توصیه می کرد به دست بیاورم.

  • Most economics textbooks skip over the subject of investing and financial markets.


    بیشتر کتاب های درسی اقتصاد از موضوع سرمایه گذاری و بازارهای مالی صرف نظر می کنند.


  • به نظر می رسد کتاب های درسی ابتدایی هیچ اشاره ای به آن ندارند.

  • One textbook for teachers presented an entire unit on the colon.


    یک کتاب درسی برای معلمان یک واحد کامل را روی کولون ارائه کرد.

  • She read Victorian novels and studied textbooks of anatomy.


    او رمان های ویکتوریایی را خواند و کتاب های درسی آناتومی را مطالعه کرد.

  • Social studies textbooks have only comparatively recently begun to include gender as an area of study alongside social class or ethnicity.


    کتاب‌های درسی مطالعات اجتماعی اخیراً شروع به گنجاندن جنسیت به عنوان یک حوزه مطالعه در کنار طبقه اجتماعی یا قومیت کرده‌اند.

  • The assumption is that textbooks, sanitized as they are, are factual and thus noncontroversial.


    فرض بر این است که کتاب‌های درسی، همان طور که هستند، واقعی هستند و بنابراین بحث برانگیز نیستند.

example - مثال
  • a school/medical/history textbook


    کتاب درسی مدرسه/پزشکی/تاریخ

  • Do you have the standard textbook on the subject?


    آیا کتاب درسی استاندارد این موضوع را دارید؟


  • من آن را به عنوان کتاب درسی کلاسی توصیه نمی کنم.

  • a science textbook


    یک کتاب درسی علوم

  • That was a textbook goal from Taylor.


    این هدف کتاب درسی تیلور بود.

  • It was a textbook example of how to deal with the problem.


    این یک نمونه کتاب درسی از نحوه برخورد با مشکل بود.

  • medical textbooks


    کتاب های درسی پزشکی

  • The group's rise to stardom is a textbook case of how to make it in the recording industry.


    ظهور این گروه به ستاره شدن، نمونه ای از کتاب درسی است که نشان می دهد چگونه می توان آن را در صنعت ضبط صداسازی کرد.

synonyms - مترادف
  • handbook


    دفترچه راهنما

  • manual


    کتابچه راهنمای

  • primer


    آغازگر


  • متن


  • خواننده

  • schoolbook


    کتاب مدرسه

  • workbook


    کتاب کار

  • assigned text


    متن اختصاص داده شده


  • کتاب کلاس


  • کتاب دوره

  • required reading


    خواندن مورد نیاز


  • مجموعه کتاب


  • کتاب مرجع


  • راهنما

  • ABC


    ABC

  • grammar


    دستور زبان


  • کتاب دستورالعمل


  • کتاب


  • ارجاع

  • enchiridion


    تقویت

  • guidebook


    کتاب راهنما

  • compendium


    چکیده

  • instructions


    دستورالعمل ها

  • companion


    همراه و همدم

  • booklet


    جزوه

  • Bible


    کتاب مقدس

  • vade mecum


    vade mecum

  • instruction booklet


    جزوه آموزشی

  • instruction manual


    کتابچه راهنمای دستور العمل


  • منبع

  • syllabus


    سرفصل دروس

antonyms - متضاد
  • atypical


    غیر معمول

  • abnormal


    غیرطبیعی

  • untypical


    بی رویه

  • irregular


    ناهنجار

  • aberrant


    غیر معمولی

  • nontypical


    منحرف

  • deviant


    غیر عادی

  • anomalous


    غیر نماینده

  • nonrepresentative


    فرد


  • عجیب و غریب

  • odd


    عجیب

  • peculiar


    بی خاصیت


  • غیر طبیعی

  • uncharacteristic


    ناهمسان

  • unnatural


    منحرف شده

  • weird


    توپ عجیب و غریب

  • bizarre


    دمدمی

  • eccentric


    دمدمی مزاج


  • خودسر

  • unrepresentative


    ماقبل طبیعی

  • aberrated


    استثنایی

  • queer


    غیر متعارف

  • oddball


    نادر

  • quirky


  • erratic


  • wayward


  • uncommon


  • preternatural


  • exceptional


  • unconventional



لغت پیشنهادی

inconclusive

لغت پیشنهادی

presumptive

لغت پیشنهادی

amortizing