tonic
tonic - مقوی
noun - اسم
UK :
US :
یک نوشیدنی شفاف با طعم تلخ که می توانید آن را با نوشیدنی های الکلی مانند جین یا ودکا مخلوط کنید
نوشیدنی ای که به عنوان دارو دارید تا در هنگام احساس خستگی به شما انرژی یا قدرت بیشتری بدهد
چیزی که به شما احساس شادی و انرژی می دهد
مایعی که روی مو یا پوست خود می گذارید تا آن را بهبود بخشد و آن را سالم تر کند
اولین نت در مقیاس هشت نت
a liquid medicine that has the general effect of making you feel better rather than treating a particular health problem that you might have
یک داروی مایع که بهجای درمان مشکل سلامتی خاصی که ممکن است داشته باشید، تأثیر کلی در ایجاد احساس بهتر در شما دارد
چیزی که باعث می شود احساس قوی تر یا شادتر کنید
carbonated (= with bubbles) water with a bitter taste that can be drunk on its own or added to alcoholic drinks
آب گازدار (= دارای حباب) با طعم تلخ که می توان آن را به تنهایی نوشید یا به مشروبات الکلی اضافه کرد.
a liquid medicine intended to make you feel better generally rather than treating a particular health problem
یک داروی مایع که بهجای درمان یک مشکل سلامتی خاص، به طور کلی احساس بهتری در شما ایجاد میکند
تونیک نیز هر چیزی است که باعث می شود احساس بهتری داشته باشید
این یک تونیک بود که ما به آن نیاز داشتیم.
جین و تونیک می خورم.
به دادگاه گفته شد که او گفت که هشت تا 10 پیمانه لاگر و مقداری ودکا و تونیک نوشیده است.
برای من تونیک خوبی بود که این را تماشا کردم.
شواهد زیادی از تونیک مو وجود داشت.
an herbal tonic
یک تونیک گیاهی
And remember nothing - no skin tonic, astringent, freshener or plain cold water - can close your pores.
و به یاد داشته باشید، هیچ چیز - هیچ تونیک پوست، قابض، خوشبو کننده یا آب سرد ساده - نمی تواند منافذ پوست را ببندد.
شوخ طبعی مقوی بود که ریوز را از افسردگی بیرون آورد.
یک جین و تونیک
herbal tonics
تونیک های گیاهی
skin tonic
مقوی پوست
تعطیلات آخر هفته فقط تونیکی بود که به آن نیاز داشتم.
مجله پر جنب و جوش و جالب است - تصاویر به تنهایی مقوی هستند.
دوتا جین و تونیک لطفا
دیدن نوه هایش برای او مقوی عالی بود.
restorative
مقوی
stimulant
محرک
analeptic
آنالپتیک
دارو
refresher
تازه کننده
bracer
مهاربند
energizer
انرژی زا
roborant
روبورانت
cordial
صمیمی
livener
جگر
conditioner
نرم کننده
invigorator
نیروبخش
pickup
سوار کردن
strengthener
تقویت کننده
pick-me-up
من را انتخاب کن
restorative drink
نوشیدنی ترمیم کننده
شلیک به بازو
بالا
reviver
احیا کننده
pep pill
قرص پپ
سرعت
antidepressant
ضد افسردگی
amphetamine
آمفتامین
موهای سگ
stimulating substance
ماده محرک
cocaine
کوکائین
موهای سگی که یکی را گاز گرفت
الکل
انگیزه
spur
تحریک
impetus
insalubrious
بی آلایش
noxious
مضر
unhealthful
ناسالم
unhealthy
سمی
unwholesome
پر سر و صدا
toxic
مریض
noisome
زیان آور
sickly
غیر مفید
harmful
آلوده
detrimental
غفلت کننده
unsalutary
غیر بهداشتی
contaminated
پوسیده
neglectful
unhygienic
putrid
rotten