bonded

base info - اطلاعات اولیه

bonded - پیوند خورده است

N/A - N/A

ˈbɑːn.dɪd

UK :

ˈbɒn.dɪd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bonded] در گوگل
description - توضیح
  • related to goods that have been brought into a country but for which no import taxes have yet been paid. The goods must be kept in buildings licensed by the government until the import tax is paid or until they are exported again


    مربوط به کالاهایی است که به کشوری وارد شده، اما هنوز مالیات وارداتی برای آن پرداخت نشده است. کالا باید تا زمانی که مالیات واردات پرداخت شود یا تا زمانی که دوباره صادر نشود در ساختمان های دارای مجوز دولت نگهداری شود.

  • People or animals who are bonded have a close connection that makes them want to be together


    افراد یا حیواناتی که به هم پیوند خورده‌اند ارتباط نزدیکی دارند که باعث می‌شود آنها بخواهند با هم باشند

  • involving or held together by chemical bonds (= strong forces)


    درگیر شدن یا نگه داشتن آنها توسط پیوندهای شیمیایی (= نیروهای قوی)

  • made from layers or fibres (= thin threads) that are joined together often with a kind of glue


    ساخته شده از لایه ها یا الیاف (= نخ های نازک) که اغلب با نوعی چسب به هم متصل می شوند.

  • Bonded debt is secured by bonds (= official documents given by the government or a company to show that you have lent them money that they will pay back to you at a particular interest rate)


    بدهی اوراق قرضه با اوراق قرضه تضمین می شود (= اسناد رسمی داده شده توسط دولت یا یک شرکت برای نشان دادن اینکه شما پولی را به آنها قرض داده اید که آنها با نرخ بهره خاصی به شما پس خواهند داد)

  • Bonded goods are goods brought from another country on which taxes have not yet been paid, usually kept in a special building until the taxes have been paid; a bonded warehouse is a building for keeping goods like this


    اجناس اوراق قرضه کالاهایی هستند که از کشور دیگری آورده شده و مالیات آن هنوز پرداخت نشده است و معمولاً تا زمان پرداخت مالیات در ساختمان خاصی نگهداری می شود. انبار اوراق قرضه ساختمانی برای نگهداری کالاهایی مانند این است

  • Bonded whisky (= a strong alcoholic drink originally from Scotland and Ireland) is made according to strict standards of quality


    ویسکی باند شده (= یک نوشیدنی الکلی قوی که در اصل از اسکاتلند و ایرلند است) بر اساس استانداردهای سختگیرانه کیفیت ساخته شده است.

  • a bonded company has insurance in order to protect its customers if the company has a problem


    یک شرکت اوراق قرضه برای محافظت از مشتریان خود در صورت بروز مشکل، بیمه دارد

  • a bonded travel agency (= company that sells holidays) has insurance to protect its customers if there is a problem with the travel agency or the travel arrangements it has provided


    آژانس مسافرتی با تعهد (= شرکتی که تعطیلات می فروشد) بیمه ای برای محافظت از مشتریان خود در صورت بروز مشکل در آژانس مسافرتی یا ترتیبات سفری که ارائه کرده است دارد.

example - مثال
  • The two cats left at the vet's were obviously a bonded pair and it would have been cruel to separate them.


    دو گربه رها شده در دامپزشکی مشخصاً یک جفت به هم پیوسته بودند و جدا کردن آنها بی رحمانه بود.

  • Because the players spend a lot of time travelling together they are very well bonded.


    از آنجایی که بازیکنان زمان زیادی را در سفر با هم می گذرانند، ارتباط بسیار خوبی با هم دارند.

  • An ion is an atom or group of bonded atoms which become negatively or positively charged by losing or gaining one or more electrons.


    یون یک اتم یا گروهی از اتم های پیوندی است که با از دست دادن یا به دست آوردن یک یا چند الکترون باردار منفی یا مثبت می شوند.

  • covalently bonded molecules


    مولکول های با پیوند کووالانسی

  • Bonded fabrics are prone to tearing, but they do not stretch or fray.


    پارچه‌های چسبیده مستعد پارگی هستند، اما کش نمی‌شوند و ساییده نمی‌شوند.

  • Felt is made of many bonded layers.


    نمد از چندین لایه به هم چسبیده ساخته شده است.

  • Officials say any light rail expansion would require bonded debt.


    مقامات می گویند هر گونه توسعه راه آهن سبک مستلزم بدهی اوراق قرضه است.

  • Customs and Excise would need to approve the transfer of bonded goods to another site.


    گمرک و امور مالیاتی باید انتقال کالاهای اوراق قرضه را به سایت دیگری تأیید کنند.

  • To prevent traffic jams at ports, it's common for shipments to be moved to bonded warehouses close to the purchaser for a Customs inspection.


    برای جلوگیری از ترافیک در بنادر، معمولاً محموله‌ها برای بازرسی گمرکی به انبارهای بسته‌بندی نزدیک به خریدار منتقل می‌شوند.

  • The venue is a former bonded whiskey warehouse.


    محل برگزاری یک انبار ویسکی باند شده سابق است.

  • Last year the company's Bottled-in-Bond Rye was named Northern American Whiskey of the Year.


    سال گذشته، چاودار Bottled-in-Bond این شرکت به عنوان ویسکی سال آمریکای شمالی انتخاب شد.

  • Get estimates from more than one licensed, bonded, reputable contractor.


    برآوردها را از بیش از یک پیمانکار دارای مجوز، اوراق قرضه و معتبر دریافت کنید.

  • Since 1992 we have operated a fully bonded Travel Agency.


    از سال 1992 ما یک آژانس مسافرتی کاملاً متصل را اداره می کنیم.

synonyms - مترادف
  • secured


    امن شده است

  • certified


    گواهی شده

  • guaranteed


    تضمین

  • insured


    بیمه شده

  • pledged


    متعهد شد

  • warranted


    تضمین شده است

  • assured


    خاطر جمع

  • bound


    مقید شده است

  • stipulated


    مقرر شده است

  • covenanted


    عهد کرد

  • underwritten


    پذیرفته شده است

  • promised


    وعده داده است

  • endorsed


    تایید شده است

  • undertaken


    انجام شده است

  • protected


    حفاظت شده

  • plighted


    گرفتار

  • confirmed


    تایید شده

  • subscribed


    مشترک شد

  • ensured


    گواهی شده است

  • attested


    ضمانت برای

  • approved


    قسم خورده

  • vouched for


    موظف است

  • sworn


    اجرا شد

  • asseverated


    نذر کرد

  • obliged


    تایید کرد

  • enforced


    موافقت کرد

  • obligated


    اظهار داشت

  • vowed


  • affirmed


  • agreed


  • professed


antonyms - متضاد

  • رایگان

  • liberated


    آزاد شد

  • uncertain


    نا معلوم

لغت پیشنهادی

Ayurvedic medicine

لغت پیشنهادی

concisely

لغت پیشنهادی

generation