bonded
bonded - پیوند خورده است
N/A - N/A
UK :
US :
related to goods that have been brought into a country but for which no import taxes have yet been paid. The goods must be kept in buildings licensed by the government until the import tax is paid or until they are exported again
مربوط به کالاهایی است که به کشوری وارد شده، اما هنوز مالیات وارداتی برای آن پرداخت نشده است. کالا باید تا زمانی که مالیات واردات پرداخت شود یا تا زمانی که دوباره صادر نشود در ساختمان های دارای مجوز دولت نگهداری شود.
افراد یا حیواناتی که به هم پیوند خوردهاند ارتباط نزدیکی دارند که باعث میشود آنها بخواهند با هم باشند
درگیر شدن یا نگه داشتن آنها توسط پیوندهای شیمیایی (= نیروهای قوی)
ساخته شده از لایه ها یا الیاف (= نخ های نازک) که اغلب با نوعی چسب به هم متصل می شوند.
Bonded debt is secured by bonds (= official documents given by the government or a company to show that you have lent them money that they will pay back to you at a particular interest rate)
بدهی اوراق قرضه با اوراق قرضه تضمین می شود (= اسناد رسمی داده شده توسط دولت یا یک شرکت برای نشان دادن اینکه شما پولی را به آنها قرض داده اید که آنها با نرخ بهره خاصی به شما پس خواهند داد)
Bonded goods are goods brought from another country on which taxes have not yet been paid, usually kept in a special building until the taxes have been paid; a bonded warehouse is a building for keeping goods like this
اجناس اوراق قرضه کالاهایی هستند که از کشور دیگری آورده شده و مالیات آن هنوز پرداخت نشده است و معمولاً تا زمان پرداخت مالیات در ساختمان خاصی نگهداری می شود. انبار اوراق قرضه ساختمانی برای نگهداری کالاهایی مانند این است
Bonded whisky (= a strong alcoholic drink originally from Scotland and Ireland) is made according to strict standards of quality
ویسکی باند شده (= یک نوشیدنی الکلی قوی که در اصل از اسکاتلند و ایرلند است) بر اساس استانداردهای سختگیرانه کیفیت ساخته شده است.
یک شرکت اوراق قرضه برای محافظت از مشتریان خود در صورت بروز مشکل، بیمه دارد
a bonded travel agency (= company that sells holidays) has insurance to protect its customers if there is a problem with the travel agency or the travel arrangements it has provided
آژانس مسافرتی با تعهد (= شرکتی که تعطیلات می فروشد) بیمه ای برای محافظت از مشتریان خود در صورت بروز مشکل در آژانس مسافرتی یا ترتیبات سفری که ارائه کرده است دارد.
The two cats left at the vet's were obviously a bonded pair and it would have been cruel to separate them.
دو گربه رها شده در دامپزشکی مشخصاً یک جفت به هم پیوسته بودند و جدا کردن آنها بی رحمانه بود.
از آنجایی که بازیکنان زمان زیادی را در سفر با هم می گذرانند، ارتباط بسیار خوبی با هم دارند.
An ion is an atom or group of bonded atoms which become negatively or positively charged by losing or gaining one or more electrons.
یون یک اتم یا گروهی از اتم های پیوندی است که با از دست دادن یا به دست آوردن یک یا چند الکترون باردار منفی یا مثبت می شوند.
covalently bonded molecules
مولکول های با پیوند کووالانسی
پارچههای چسبیده مستعد پارگی هستند، اما کش نمیشوند و ساییده نمیشوند.
نمد از چندین لایه به هم چسبیده ساخته شده است.
مقامات می گویند هر گونه توسعه راه آهن سبک مستلزم بدهی اوراق قرضه است.
گمرک و امور مالیاتی باید انتقال کالاهای اوراق قرضه را به سایت دیگری تأیید کنند.
To prevent traffic jams at ports, it's common for shipments to be moved to bonded warehouses close to the purchaser for a Customs inspection.
برای جلوگیری از ترافیک در بنادر، معمولاً محمولهها برای بازرسی گمرکی به انبارهای بستهبندی نزدیک به خریدار منتقل میشوند.
محل برگزاری یک انبار ویسکی باند شده سابق است.
سال گذشته، چاودار Bottled-in-Bond این شرکت به عنوان ویسکی سال آمریکای شمالی انتخاب شد.
برآوردها را از بیش از یک پیمانکار دارای مجوز، اوراق قرضه و معتبر دریافت کنید.
از سال 1992 ما یک آژانس مسافرتی کاملاً متصل را اداره می کنیم.
secured
امن شده است
certified
گواهی شده
guaranteed
تضمین
insured
بیمه شده
pledged
متعهد شد
warranted
تضمین شده است
assured
خاطر جمع
bound
مقید شده است
stipulated
مقرر شده است
covenanted
عهد کرد
underwritten
پذیرفته شده است
promised
وعده داده است
endorsed
تایید شده است
undertaken
انجام شده است
protected
حفاظت شده
plighted
گرفتار
confirmed
تایید شده
subscribed
مشترک شد
ensured
گواهی شده است
attested
ضمانت برای
approved
قسم خورده
vouched for
موظف است
sworn
اجرا شد
asseverated
نذر کرد
obliged
تایید کرد
enforced
موافقت کرد
obligated
اظهار داشت
vowed
affirmed
agreed
professed
رایگان
liberated
آزاد شد
uncertain
نا معلوم