aloud
aloud - با صدای بلند
adverb - قید
UK :
US :
اگر می خوانید، می خندید، چیزی را با صدای بلند می گویید، و غیره می خوانید تا مردم صدای شما را بشنوند
با صدایی آنقدر بلند که شنیده شود
چند سطر را خواند، سپس قبل از خواندن با صدای بلند برای لحظه ای چشمانش را بست.
او در ابتدا لکونیک و هیجان زده به نظر می رسد، از اینکه جمله ای را با صدای بلند کنار هم بگذارد بیزار است.
Some reading requires quiet and calm; some reading cries out to be shared, perhaps to be read aloud.
برخی از خواندن نیاز به آرام و آرام است. برخی از خواندن فریاد می زند که به اشتراک گذاشته شود، شاید با صدای بلند خوانده شود.
جاستین روی صندلی جلوی کلاس نشست و با صدای بلند از Bears on Hemlock Mountain خواند.
با صدای بلند از درد گریه کرد.
ماریلن تابلوی روی دیوار را با صدای بلند می خواند.
او نظرش را در مورد خواندن با صدای بلند به آیرین تغییر داد، او با شک و تردید به او نگاه می کرد.
معلم با صدای بلند برای کلاس خواند.
مجبور شد جلوی خودش را بگیرد که از خوشحالی بلند فریاد نزند.
معلم به خواندن بچه ها با صدای بلند گوش داد.
نامه را با صدای بلند برای ما خواند.
او با صدای بلند تعجب کرد: چه کار کنم؟
او به نشانه اعتراض با صدای بلند گریه کرد.
حضار از این شوخی بلند خندیدند.
موسیقی خود را خیلی بلند پخش نکنید.
تا جایی که می توانستم فریاد زدم.
آیا می توانید بلندتر صحبت کنید؟
آیا می توانید نامه را با صدای بلند بخوانید؟
به شوخی خودش بلند بلند خندید.
بعد از ساعت 10 شب اجازه خروج نداریم.
این فیلم مرا با صدای بلند خنداند.
نامه او را با صدای بلند برای بقیه اعضای خانواده خواند.
People are starting to wonder aloud (= question publicly) whether the economic reforms have gone too far.
مردم با صدای بلند شروع به تعجب کرده اند (= علناً سؤال می کنند) که آیا اصلاحات اقتصادی بیش از حد پیش رفته است.
با صدای بلند فکر کردم که آیا ارزش این انتظار را دارد؟
audibly
به صورت شنیداری
به وضوح
distinctly
مجزا
intelligibly
به طور قابل درک
با صدای بلند
plainly
بیرون
با شهوت
loudly
پر سر و صدا
lustily
تا همه بشنوند
noisily
کر کننده
vociferously
با هیاهو
رعد و برق
deafeningly
طنین انداز
clamorously
با قدرت
thunderingly
گوش شکن
resonantly
به طرز ناآرامی
powerfully
به شدت
ear-splittingly
با تاکید
cacophonously
آشکارا
thunderously
پررونق
raucously
سوراخ کننده
emphatically
مزاحم
resoundingly
در بالای صدای شما
sonorously
blaringly
boomingly
vehemently
piercingly
obstreperously
silently
بی صدا
inaudibly
غیر قابل شنیدن
soundlessly
به نرمی
voicelessly
بی سر و صدا
softly
کمرنگ
به آرامی
faintly
با صدای آهسته
noiselessly
در یک زمزمه
در تن های کم
صدای سوتو
زمزمه کردن
با زمزمه
sotto voce
در سکوت
murmuring
بین دندان ها
murmuringly
با زنگ های خاموش
در زنگ های ملایم
در زنگ های خاموش
با صدایی آرام
بدون صدا
in hushed tones
زنجبیل
زیر لب
in muted tones
gingerly