astonishing
astonishing - عجیب
adjective - صفت
UK :
US :
آنقدر شگفت آور است که باورش سخت است
بسیار شگفت انگیز
آلبوم آنها 11 میلیون نسخه فروخته است.
The transition in coach Gerry Murphy's side in the subsequent weeks has been quite astonishing.
انتقال در کادر مربی گری مورفی در هفته های بعدی بسیار شگفت انگیز بوده است.
To actually see crabs scuttling across the floor and live sponges and even real live fish was astonishing.
واقعاً دیدن خرچنگهایی که روی زمین میچرخند و اسفنجهای زنده و حتی ماهیهای زنده واقعی شگفتانگیز بود.
آنها حاوی جزئیات تازه و شگفت انگیزی از حرکات زیرزمینی و میعادگاه نیمه شب بودند.
علاوه بر این، بسیاری از گزارشهای گزارششده از تجربیات شگفتانگیز شرحداده یا دروغهای آشکار هستند.
What is even more astonishing is that you can see the Wellestream more easily with every passing year.
شگفتانگیزتر این است که هر سال میتوانید Wellestream را راحتتر ببینید.
I am still left aghast at the astonishing numbers of totally incompatible cichlids that are sometimes crammed into remarkably small tanks.
من هنوز از تعداد حیرت انگیز سیکلیدهای کاملاً ناسازگار که گاهی در مخازن بسیار کوچکی جمع می شوند وحشت دارم.
It has been an astonishing transformation in opinions and attitudes, within the course of a few short weeks.
این تحول شگفت انگیزی در نظرات و نگرش ها در طی چند هفته کوتاه بوده است.
او 100 متر را در 10.6 ثانیه خیره کننده دوید.
من کاملاً شگفت انگیز است که شما آن را دوست نداشتید.
در این دوره لندن با سرعت شگفت انگیزی رشد کرد.
این یک رفتار حیرت انگیز برای کاپیتان تیم بود.
او با مهارتی شگفت انگیز برای یک جوان 19 ساله با مطبوعات کنار آمد.
این نقاشی در حراجی به قیمت شگفت انگیز 30 میلیون دلار فروخته شد.
سپس او شانس شگفت انگیزی داشت.
اولین رمان او موفقیت شگفت انگیزی داشت.
شگفت آور است که فکر کنید فقط چند سال پیش او یک بازیگر کاملا ناشناخته بود.
شگفت آور
shocking
تکان دهنده
astounding
حیرت انگیز
startling
خیره کننده
stunning
گیج کننده
stupefying
تکان دادن
jolting
مبهوت کننده
flabbergasting
متحیر
dumbfounding
سرسام آور
staggering
متلاطم
jarring
چشم انداز
blindsiding
خردکننده
dumfounding
باور نکردنی
overwhelming
ناراحت کننده
bewildering
عصبی
unbelievable
نگران کننده
unsettling
مزاحم
unnerving
چشم باز کردن
disquieting
فک انداختن
disturbing
دیوانه کننده
eye-opening
ناشنیده
jaw-dropping
فراتر از باور
mind-blowing
به سختی قورت دادن
mind-boggling
حیرت آور
unheard of
خارق العاده
غیر منتظره
قابل توجه
unexpected
unsurprising
جای تعجب نیست
expected
انتظار می رود
predictable
قابل پیش بینی
معمولی
foreseeable
اجتناب ناپذیر
inevitable
قابل درک
understandable
پیش بینی شده است
anticipated
منطقی
logical
محتمل
probable
واضح
پیش بینی کرد
predicted
احتمال دارد
پیش بینی
forecast
طبیعی
در انتظار
foreseen
قابل انتظار
plausible
فقط قابل انتظار
awaited
غیر منتظره نیست
همتراز برای دوره
چیزی که انتظار می رود
not unexpected
روی کارت ها
برنامه ریزی شده
حساب شده
تکان دهنده
envisaged
planned
deliberate
unshocking
habitual
