bevy
bevy - بیوی
noun - اسم
UK :
US :
گروه بزرگی از افراد مشابه، به ویژه دختران یا زنان جوان
گروه بزرگی از چیزها یا افراد مشابه
گروه بزرگی از یک نوع خاص از پرنده
یک گروه بزرگ
در نهایت، گروهی از ستاره های صابون استرالیایی و بومی در علاءالدین در آپولو در آکسفورد وجود دارد.
با کلیک بر روی هر دسته بندی، مجموعه ای از زنان دوست داشتنی ظاهر می شود.
The row started when a bevy of movie stars appeared at the White House correspondents' dinner on May 1st.
درگیری زمانی آغاز شد که گروهی از ستارگان سینما در شام خبرنگاران کاخ سفید در روز اول ماه مه ظاهر شدند.
گروهی از زنان، پیر و جوان، منتظر نوبت خود هستند تا او را در آغوش بگیرند.
در طبیعت، اغلب می توان آنها را در حال مهاجرت در چند صد پرنده یا بیشتر مشاهده کرد.
نگهبانان امنیتی گروه های انبوهی را از خود دور می کردند، در حالی که مردانی که دوربین دوچشمی داشتند از ون ها به چشمان زن نگاه می کردند.
He was always friendly enough but seemed fully occupied with the bevy of young beach-boys who seemed to swarm around him.
او همیشه به اندازه کافی دوستانه بود، اما به نظر می رسید که کاملاً درگیر شیفتگی پسران ساحلی جوانی بود که به نظر می رسید دور او ازدحام می کردند.
مجموعه ای از زیبایی ها (= زنان جوان زیبا)
گروهی از ستاره های سینما وارد کاخ سفید شدند.
کمبود برق در جوامع روستایی مجموعه ای از مشکلات را ایجاد می کند.
گروهی از خبرنگاران هیجان انگیز از ما استقبال کردند.
این شهر دارای مجموعه ای از موزه ها و گزینه های سرگرمی است.
آنها زندگی سرشار از ثروت و امتیاز داشتند، با خانه های بزرگ و نوکری خدمتکاران.
یک بلدرچین چرخان از کنارش گذشت.
گروهی از وکلا
گروه
جمعیت
باند
بسته
دسته
بدن
gathering
جمع آوری
خوشه
flock
گله
مهمانی - جشن
assemblage
مجموعه
شرکت
گروه ترکان و مغولان
horde
خدمه
ارتش
troupe
مونتاژ
راند
herd
گره
جماعت
assembly
غرغر کردن
drove
در اختیار داشتن
درنده
knot
تنظیم
congregation
خانواده
gaggle
پرواز
posse
covey
clique
coterie