bodyguard
bodyguard - محافظ شخصی
noun - اسم
UK :
US :
کسی که وظیفه اش محافظت از یک شخص مهم است
گروهی از افراد که با هم کار می کنند تا از یک شخص مهم محافظت کنند
شخص یا گروهی از افراد که وظیفه آنها محافظت از شخصی در برابر حمله است
شخصی که برای محافظت از شخص دیگری در برابر خطر یا حمله پول پرداخت کرده است
رئیس جمهور در محاصره محافظان وارد شد.
He escaped injury but one of his bodyguards was shot and two others were injured when their vehicle overturned.
او از جراحات نجات یافت، اما با واژگونی خودرویشان یکی از محافظانش مورد اصابت گلوله قرار گرفت و دو تن دیگر زخمی شدند.
او تنها سفر می کرد، زیرا می خواست محافظانش یکشنبه ها را با خانواده خود بگذرانند.
سپس، وقتی دوباره به خانه نزدیک شدیم، متوجه شدم محافظ Iobates که در کمین پنهان شده بود.
ماشین بدون علامت بود، هیچ پلاک نظامی و دیپلماتیک، راننده رسمی و محافظ نداشت.
She caused upset by demanding that her own bodyguards handle security arrangements during the ceremony a request that was flatly refused.
او با درخواست از محافظان خود برای رسیدگی به ترتیبات امنیتی در طول مراسم ناراحت شد، درخواستی که قاطعانه رد شد.
این آژانس برای ستارگان سینما و موسیقی بادیگارد تهیه می کند.
یکی از اعضای محافظ امپراتور
او آنقدر روی جمعیت کار می کند که محافظان استخدام شده توسط وکیل او از شدت خستگی چشمان خود را می چرخانند.
The President’s bodyguard is/are armed.
محافظ رئیس جمهور مسلح است/ مسلح است.
او هرگز بدون محافظ شخصی خود جایی نمی رود.
او باید هر جا که می رود یک محافظ مسلح داشته باشد.
محافظ سابق شاهزاده
محافظ شخصی برای او تعیین شده و شبانه روز در کنارش است.
شاهزاده همیشه با محافظانش همراه است.
نگهبان
guardian
محافظ
protector
مدافع
defender
اسکورت
escort
متذکر
minder
همراه
keeper
خدمتکار
chaperone
پیشخوان
attendant
همراه و همدم
chaperon
جسور
companion
سنگین
bouncer
ماهیچه
پراتوری
اسلحه اجیر شده
praetorian
افسر حفاظت
hired gun
گارد امنیت
افسر امنیتی
متولی
ناظر
custodian
سگ نگهبان
warden
راهنما
overseer
نگهدارنده
sentry
حفاظت
watchdog
فرشته ی محافظ
مباشر
preserver
مراقب باش
guardian angel
steward
sentinel
lookout
