motif
motif - موتیف
noun - اسم
UK :
US :
ایده، موضوع یا تصویری که به طور مرتب در یک کتاب، فیلم، اثر هنری و غیره تکرار و توسعه می یابد
یک تصویر کوچک یا الگوی مورد استفاده برای تزئین چیزی ساده
چیدمان نت هایی که اغلب در یک اثر موسیقی تکرار می شود
یک الگو یا طرح
ایده ای که بارها در یک قطعه نوشتاری یا موسیقی استفاده می شود
A motif is also an idea that appears repeatedly in the work of an artist or in a piece of writing or music.
موتیف همچنین ایده ای است که به طور مکرر در کار یک هنرمند یا در یک قطعه نوشته یا موسیقی ظاهر می شود.
The second level that of poetic or dream symbolism, is inherent in all folk-tales, traditions and motifs of regeneration.
سطح دوم، یعنی نمادگرایی شاعرانه یا رویایی، در تمام داستانهای عامیانه، سنتها و نقوش بازآفرینی نهفته است.
The use of these various processes may have provided the vehicles for the transmission of decorative motifs, by copying.
استفاده از این فرآیندهای مختلف ممکن است وسایل نقلیه انتقال نقوش تزئینی را با کپی کردن فراهم کند.
او یک تی شرت سفید ساده با نقش ماهی به رنگ آبی و سبز پوشیده بود.
چنین تعبیری احتمالاً ممکن است، اما دو مورد از نقوش اصلی والدن مخالف آن هستند.
با این حال، بین این دو موزاییک، شباهت های آشکار کمی وجود دارد.
در این مورد ما یک موتیف کلاسیک رد تماس پیدا می کنیم.
موتیف گزارش کی، چه، کی، چرا و چگونه؟
یک فیلم اکشن با موتیف انتقام
با این حال، تالکین از نمایشنامه هم برای بیشتر و هم کمتر از موتیف ها استفاده کرد.
کاغذ دیواری با نقش گل
بیگانگی در رمان های او نقش محوری دارد.
یقه این ژاکت دارای نقش رز است.
قالیچه با نقش گل ساده تزئین شده بود.
چند پرده با طرح گل انتخاب کردیم.
نقش خیانت در همه این داستان ها تعیین کننده است.
ما پرده هایی با طرح گل انتخاب کردیم.
الگو
طرح
decoration
تزیین
دستگاه
motive
انگیزه
فرم
ornamentation
شکل
سبک
ساختار
رفتار
شابلون
stencil
ترتیب
زینت
الگوسازی
ornament
کوتاه کردن
patterning
تصویر
trim
علامت گذاری
طراحی تزئینی
marking
در هم آمیختن
decorative design
علامت
interlacing
رنگ آمیزی
ردیابی
coloration
ترکیب بندی
tracery
نشانه گذاری
احساس؛ عقیده؛ گمان
markings
تجسم
چیدمان
depiction
موضوع
layout
طرح کلی
outline
blandness
نرمی
plainness
ساده بودن
boringness
ملال آور بودن
banality
پیش پا افتاده بودن
insipidity
بی حیایی
insipidness
بی رنگی
colorlessness
کسالت
dullness
بی علاقه بودن
uninterestingness
بی نظمی
drabness
مسطح بودن
flatness
پوچی
vapidity
vapidness
dreariness
triteness
