theme
theme - موضوع
noun - اسم
UK :
US :
موضوعی
به صورت موضوعی
موضوع یا ایده اصلی در یک نوشته، گفتار، فیلم و غیره
یک آهنگ ساده کوتاه که در یک قطعه موسیقی تکرار و توسعه می یابد
یک سبک خاص
یک نوشته کوتاه در مورد یک موضوع خاص که برای مدرسه انجام می دهید
موضوع اصلی یک سخنرانی، کتاب، فیلم و غیره.
a song or tune that is played several times in a film etc. and represents a character situation etc.
آهنگ یا آهنگی که چندین بار در یک فیلم و غیره پخش می شود و نشان دهنده یک شخصیت، موقعیت و غیره است.
یک آهنگ کوتاه و ساده که یک قطعه موسیقی بر اساس آن ساخته شده است
یک فرم موسیقی که در آن یک تم پخش می شود و سپس چندین بار با تغییرات کوچک تکرار می شود
to design something according to a particular theme (= subject), or to relate it to a particular place or time
طراحی چیزی بر اساس موضوعی خاص (= موضوع)، یا ربط دادن آن به مکان یا زمان خاصی
موضوع بحث یا نوشتن
موضوع همچنین ایده اصلی یک اثر ادبی یا هنری است.
Theme and variation is a musical form in which a theme is played and then repeated several times with small changes in interesting ways.
تم و تنوع یک فرم موسیقی است که در آن یک تم پخش می شود و سپس چندین بار با تغییرات کوچک به روش های جالب تکرار می شود.
اولین مورد توانایی برقراری ارتباط است: پیدا کردن موضوع، تمرکز بر یک دستور کار.
موضوع اصلی نمایشنامه طمع و اثرات مخرب آن است.
The supple interplay of major themes will furnish it with the exhilarating sense of a mind meticulous but free.
فعل و انفعال متقابل تم های اصلی به آن حس هیجان انگیز یک ذهن دقیق اما آزاد می بخشد.
جورج الیوت توجه واقعی به موضوعات مذهبی و اخلاقی را نشان می دهد.
یک موضوع دو صفحه ای در مورد آلودگی
موضوع کنفرانس آموزش و پرورش است.
اما قبل از اینکه این موضوع را مطرح کنم، اجازه دهید سعی کنم به زمین نزدیکتر شوم.
او از میزبان می خواهد که موضوع جلسه و طول سخنرانی مورد نظر را شرح دهد.
و نه تنها مضامین تکرار می شوند، بلکه با هم همپوشانی دارند.
من آهنگ تم مری تایلر مور شو را خیلی دوست دارم.
یکی از موضوعات کتاب رابطه انسان و طبیعت است.
الگوهای تارتان و چهارخانه از کاربردهای این تم هستند.
اتاق خواب اصلی با تم ویکتوریایی تزئین شده است.
موضوع مرکزی / اصلی / کلیدی / اصلی
تولدها موضوعی تکرارشونده در آثار لی هستند.
دماهای گرم موضوعی رایج در چند هفته گذشته بود.
داستان ها همه تغییراتی با موضوع ازدواج ناخوشایند هستند.
ادبیات آمریکای شمالی موضوع اصلی جشنواره امسال است.
رئیس جمهور بر موضوع مورد علاقه کمپین تاکید کرد - تاکید بیشتر بر آموزش.
چهره برهنه مرد همیشه موضوع اصلی هنر یونانی بود.
چن از طریق مجسمه ها موضوعات بیماری، تبعید و تفاوت های فرهنگی را بررسی کرد.
سپس تم ترومپت توسط بقیه ارکستر مطرح می شود.
موضوع از پدرخوانده
تم موزیکال جذاب فیلم برای روزها در ذهنم ماند.
او تم را برای سریال تلویزیونی موفق «مذکر» نوشت و خواند.
تم او هر بار که روی صفحه ظاهر می شود پخش می شود.
وی با موضوع بیکاری نوجوانان سخنرانی کرد.
رمان های بعدی او موضوع بیگانگی را توسعه می دهد.
چندین موضوع آشنا از بحث بیرون آمد.
همین مضامین در تمام رمان های او وجود دارد.
مضامین جهانی عشق و تنهایی
این نمایشنامه به موضوعات جهانی از دست دادن و غم و اندوه می پردازد.
مضمون از دست دادن در بیشتر رمان های او وجود دارد.
یک تم آهنگ / آهنگ
موضوع این جاذبه یک عمارت خالی از سکنه بود.
شما می توانید یک مهمانی را هر طور که بخواهید تم کنید.
موضوع کنفرانس تغییر نقش زنان در جامعه مدرن بود.
موضوع
اندیشه
سوال
بحث و جدل
پایان نامه
نگرانی
thesis
ذات
اصل مطلب
essence
فرضیه
gist
مفهوم
نقطه
premise
ماده
نخ
امر
مورد
thread
محتوا
خط
پیام
قضیه
رانش
کسب و کار
proposition
هسته
thrust
سخنرانی کلیدی
مسئله
چیز
keynote
متن
فکر
oral
دهانی
viva
زنده
viva voce
صدای زنده
oration
سخنرانی
سخن، گفتار
صحبت
گفتمان
spiel
پخش کردن
disquisition
disquisition
monologUS
مونولوگ ایالات متحده
monologueUK
مونولوگ انگلستان
recitation
بازگو کردن
oral examination
امتحان شفاهی
