antique
antique - عتیقه
adjective - صفت
UK :
US :
مبلمان عتیقه، جواهرات و غیره قدیمی و اغلب ارزشمند هستند
یک تکه مبلمان، جواهرات و غیره که خیلی وقت پیش ساخته شده و بنابراین ارزشمند است
something made in an earlier period that is collected and considered to have value because it is beautiful rare old or of high quality
چیزی که در دوره های قبلی ساخته شده است و به دلیل زیبا، کمیاب، قدیمی یا با کیفیت بالا جمع آوری شده و ارزش دارد.
کسی یا چیزی بسیار قدیمی یا قدیمی
made in an earlier period and considered to have value because of being beautiful rare old or of high quality
در دوره های قبلی ساخته شده و به دلیل زیبا بودن، کمیاب بودن، قدیمی بودن و یا کیفیت بالای آن دارای ارزش بوده است
تجارت یا مربوط به عتیقه جات
خیلی قدیمی یا قدیمی
چیزی که در دوره های قبلی ساخته شده و به دلیل قدیمی بودن، کمیاب بودن یا کیفیت بالای آن ارزشمند است
یک میز عتیقه دوست داشتنی
I imagined dead mice and old wires curled recklessly in the walls, rusty pipes among antique fixtures.
موشهای مرده و سیمهای قدیمی را تصور میکردم که بیاحتیاطی در دیوارها پیچخوردهاند، لولههای زنگزده در میان وسایل عتیقه.
Jacobs collects antique fountain pens.
جیکوبز خودکارهای عتیقه را جمع آوری می کند.
Above on a wooden platform are the mill stones, accompanied by one or two antique items of interest.
در بالا، روی یک سکوی چوبی، سنگ های آسیاب به همراه یک یا دو مورد عتیقه مورد علاقه قرار دارند.
ما به گشت و گذار در دست نوشته های باستانی، پیچ و خم های عتیقه رفتیم.
یک دستگاه تلویزیون روی یک پتوی کاج عتیقه در پای تخت قرار داشت.
Public rooms include a cosy old fashioned bar and a magnificent antique salon with piano overlooking the garden.
اتاقهای عمومی شامل یک بار قدیمی دنج و یک سالن عتیقه باشکوه با پیانو، مشرف به باغ است.
من فقط می خواهم به آن مغازه عتیقه فروشی نگاه کنم.
من، من آنها را در یک مغازه عتیقه فروشی دیدم، مامان.
an antique mahogany desk
یک میز چوب ماهون عتیقه
شما نمی توانید قفسه کتاب قدیمی مادربزرگ را بدهید - این یک عتیقه ارزشمند است.
مادرم عتیقه جمع می کند.
این بچه ها به من احساس عتیقه بودن می دهند.
این یک دستور پخت از دوران کودکی من است که حدس می زنم آن را به یک عتیقه تبدیل کند.
antique silver/jewellery/lace/furniture
نقره عتیقه / جواهرات / توری / مبلمان
an antique dealer
یک دلال عتیقه
antique shops/markets/fairs/auctions
عتیقه فروشی ها/بازارها/نمایشگاه ها/حراج ها
من نمی توانم ایده قدیمی خواندن کتاب های واقعی را کنار بگذارم.
این داستان عاشقانه عجیب اکنون تقریباً عتیقه به نظر می رسد.
مدتی عتیقه می فروخت.
an antique dealer/show
یک دلال عتیقه/نمایش
old-fashioned
سبک قدیمی
کهن
outdated
منسوخ شده
archaic
قدیمی، کهنه
obsolete
اولیه
primitive
عجیب و غریب
quaint
بازنشسته شده
superannuated
نابهنگام
anachronistic
ضد غرق شدن
antediluvian
قدیمی
antiquated
منسوخ
obsolescent
ماقبل تاریخ
outmoded
سن
prehistoric
mediaevalUK
aged
قرون وسطی ایالات متحده
mediaevalUK
فرسوده شده
medievalUS
از راه دور
گذشته
old-fangled
چرت و پرت
outworn
جیر جیر
مسن
bygone
فسیل شده انگلستان
clunky
ایالات متحده فسیل شده
creaky
moldyUS
moldyUK
fossilisedUK
مدرسه قدیمی
fossilizedUS
moldyUS
mouldyUK
oldfangled
old-school
امروزی
نوین
جاری
modernist
مدرنیست
modernistic
مدرنیستی
تازه
حاضر
ultramodern
فوق مدرن
modernisedUK
مدرنیزاسیون انگلستان
modernizedUS
مدرنیزاسیون ایالات متحده
latest
آخرین
جدید
newfangled
نوپا
state-of-the-art
مدرن
trendy
مرسوم، مد روز
updated
به روز شد
باسن
داغ
mod
مد
اخیر
red-hot
قرمز تند
space-age
عصر فضا
cutting-edge
لبه برش
high-tech
با تکنولوژی بالا
hi-tech
فناوری پیشرفته
modern-day
روز مدرن
new-fashioned
تازه مد شده
present-day
امروز
present-time
زمان حال
ultra-modern
به روز
up-to-date
