agitated
agitated - آشفته
adjective - صفت
UK :
US :
آنقدر عصبی یا ناراحت که نمی توانید بی حرکت بمانید یا آرام فکر کنید
نگران یا عصبانی
عصبی به دلیل نگرانی یا ترسی که کنترل آن دشوار است
وقتی دخترش نرسید، او به طور فزاینده ای آشفته شد.
هنگامی که برگردانده شد یا مراقبت های پرستاری دیگری به او داده شد، حرکات محدود او آشفته می شد.
و سپس، بعد از ظهر، با نزدیک شدن به ارائه، او شروع به آشفتگی کرد.
جورج با حالتی آشفته نمی خواست به خانه برود.
در این صبح خاص، داتی را در حالتی تا حدی آشفته یافت.
آیا احساس می کنید که شخص به خصوص ساکت، آشفته یا پرتنش است؟
سپس مخلوط در ظرف هم زده گرم می شود.
آرام باش! اینقدر آشفته نشو
صدای او در تلفن بسیار آشفته بود.
او با دیدن عنکبوت شروع به تحریک کرد.
او برای رسیدن به موقع به آنجا آشفته است.
وقتی پسرش نتوانست به خانه برگردد، بسیار آشفته شد.
تأخیر زیادی رخ داد و مردم در انتظار قطار به طور فزاینده ای آشفته شدند.
وقتی از گوردون در مورد موضوع حداقل دستمزد پرسیده شد، به طور آشکاری آشفته شد.
Many times the private hospitals transfer their terribly aggressive agitated patients to us because they cannot handle them.
بسیاری از اوقات بیمارستان های خصوصی، بیماران وحشتناک و پرخاشگر خود را به ما منتقل می کنند، زیرا نمی توانند از عهده آنها برآیند.
troubled
مشکل دار
upset
ناراحت
anxious
مشتاق
distressed
پریشان
perturbed
آشفته
disturbed
مختل
نگران
bothered
اذیت شد
disquieted
مضطرب
disconcerted
متلاطم
به هم ریخته
flustered
متزلزل شد
ruffled
هشدار داد
discomposed
بی اعصاب
alarmed
بی قرار
unnerved
استرس زا
unsettled
تاکید کرد
stressy
مورد آزار و اذیت
stressed
عصبانی
harassed
نقل مکان کرد
angsty
مریض آسوده
moved
داشتن بچه گربه
در یک چرخش
having kittens
در یک چرخش صاف
همه یک بال زدن
ناآرام
عصبی
uneasy
مورچه
دلهره آور
antsy
apprehensive
calm
آرام
relaxed
جمع آوری شده
collected
تشکیل شده
composed
سرد
آرام بخش
sedate
غیر هیجان زده
unexcited
بی حوصله
unfazed
بدون مزاحمت
unperturbed
ناآرام
unruffled
بدون مشکل
untroubled
راحت
ارام
tranquil
با یکدیگر
serene
صلح آمیز
placid
غیرقابل اغتشاش
بی نگرانی
peaceful
غیر قابل بال زدن
imperturbable
ساکت
undisturbed
آماده است
unworried
خونسرد
unflappable
بدون تکان دادن
بی تفاوت
poised
مجذوب
coolheaded
هنوز
unflustered
برابر
nonchalant
تکان نخورده
possessed
صاف
equable
unshaken
