backlog
backlog - جمع شدن
noun - اسم
UK :
US :
a large amount of work that you need to complete especially work that should already have been completed
حجم زیادی از کارهایی که باید تکمیل کنید، به خصوص کارهایی که قبلاً باید تکمیل شده باشند
مقداری از کار که قبلاً باید تکمیل شده باشد
تعداد زیادی از کارهایی که قبلاً باید انجام می دادید و اکنون باید انجام دهید
تعداد زیادی از کارهایی که در انتظار انجام هستند
تعداد زیادی از کارهایی که باید انجام دهید یا با آنها سر و کار داشته باشید، در طی یک دوره زمانی افزایش یافته است
For example Monday clinics are prone to develop a backlog owing to bank holidays and statutory holidays.
به عنوان مثال، کلینیک های دوشنبه به دلیل تعطیلات بانکی و تعطیلات قانونی مستعد ایجاد عقب ماندگی هستند.
اما عقب ماندگی بعدی که در زمان توقف قطار ایجاد شد، بسیار طولانی تر به طول انجامید.
عقب ماندگی شرکت در 31 دسامبر از 17.5 میلیارد دلار در سال گذشته به 19.64 میلیون دلار افزایش یافت.
حجم زیادی از سفارشات
In other parts of the country youth justice workers are more concerned about the massive backlog of cases.
در سایر نقاط کشور، کارکنان دادگستری جوانان بیشتر نگران انبوه پرونده ها هستند.
ثبت سفارشات نیز با 56 درصد افزایش به 10.6 میلیون پوند رسید.
Compaq says Prolinea backlog is two months.
Compaq می گوید عقب ماندگی Prolinea دو ماه است.
گلدشتاین گفت امیدوار است که بخش عمده ای از عقب ماندگی ها در یک ماه تا شش هفته آینده برطرف شود.
هنگامی که او در نهایت به سر کار بازگشت، حجم عظیمی از اسناد و مدارک برای جبران وجود داشت.
ما با انبوهی از سفارشات مواجه هستیم که نمی توانیم با آنها مقابله کنیم.
من حجم زیادی از کار برای انجام دادن دارم.
من حجم زیادی از کار روی میزم دارم.
او سه هفته کار عقب افتاده دارد.
انبوهی از سفارشات
a growing/huge backlog
یک عقب ماندگی رو به رشد/بزرگ
من باید قبل از شروع کار به ایمیل های عقب مانده خود رسیدگی کنم.
فروشگاه
عرضه
stockpile
انبار کردن
موجودی
reserve
ذخیره
reservoir
مخزن
hoard
احتکار
accumulation
انباشت
inventory
فهرست
توده
heap
پشته
excess
اضافی
quantity
تعداد
logjam
logjam
کوه
surfeit
موج سواری
accretion
برافزایش
buildup
ساختن
resources
منابع
build-up
انباشته شدن
pile-up
حافظه پنهان
cache
سرمایه
استخر
ذخیره کردن
stash
بانک
جرم
مجموعه
رپرتوار
repertoire
ثروت
تخم لانه
nest egg
بدهی
عدم
نیاز
ace
آس
dab
ضربه زدن
سایه
طعم
بیت
peanuts
بادام زمینی
پی گیری
nip
نیش زدن
dram
درام
tad
بچه
lick
لیسیدن
smidgen
کوچک
glimmer
با روشنایی ضعیف تابیدن
speck
لکه. خال
strain
نژاد
pinch
نیشگون گرفتن
تعداد انگشت شماری
suspicion
سوء ظن
پاشیدن
sprinkling
دست زدن به
خط
streak
سرکشی
sprinkle
اشاره
scruple
نقطه
hint
قلنبه سلنبه
دریبلت
mouthful
driblet