carriers

base info - اطلاعات اولیه

carriers - حامل ها

N/A - N/A

ˈker.i.ɚ

UK :

ˈkær.i.ər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [carriers] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • an armoured troop-carrier


    یک نفربر زرهی

  • a freight carrier


    یک باربری


  • می توانید شماره تلفن همراه موجود خود را به یک شرکت مخابراتی جدید انتقال دهید.

  • Only your carrier limits the number of characters you can receive in text messages.


    فقط شرکت مخابراتی شما تعداد نویسه هایی را که می توانید در پیام های متنی دریافت کنید محدود می کند.

  • People are willing to change phone carriers in order to save a few dollars.


    مردم برای پس انداز چند دلاری مایل به تعویض اپراتور تلفن هستند.

  • They used the new high-speed data networks that cell phone carriers had built.


    آنها از شبکه های داده پرسرعت جدیدی که اپراتورهای تلفن همراه ساخته بودند استفاده کردند.

  • The company is one of Japan's biggest mobile phone carriers.


    این شرکت یکی از بزرگترین اپراتورهای تلفن همراه ژاپن است.

  • There are an estimated 1.5 million HIV carriers in the country.


    تخمین زده می شود که 1.5 میلیون ناقل HIV در کشور وجود دارد.

  • She’s got a job as a letter carrier.


    او به عنوان یک نامه رسان شغل پیدا کرده است.

  • The company loses fewer drivers because it is a shorter-haul carrier whose drivers are typically away overnight rather than weeks on end.


    این شرکت رانندگان کمتری را از دست می دهد زیرا یک شرکت حمل و نقل کوتاه مدت است که رانندگان آن معمولاً یک شبه به جای هفته ها دور می شوند.

  • Sioux Railway is the ninth largest rail carrier in the nation.


    Sioux Railway نهمین شرکت حمل و نقل ریلی کشور است.

  • The Dallas-based carrier will offer same-plane service with one or more stops to 27 cities.


    این شرکت هواپیمایی مستقر در دالاس خدمات هواپیمای یکسانی را با یک یا چند توقف به 27 شهر ارائه خواهد کرد.

  • Etihad Airways is Abu Dhabi's national carrier.


    هواپیمایی اتحاد، هواپیمایی ملی ابوظبی است.

  • low-cost/low-fare/no-frills carrier


    حامل کم هزینه/کم کرایه/بدون زواید


  • این شرکت 2 میلیون دلار از تسویه حساب را پرداخت خواهد کرد و مابقی را از حامل بیمه خود و سایر طرف ها پرداخت خواهد کرد.

  • Number portability allows you to transfer your existing cell phone number to a new carrier.


    قابلیت حمل شماره به شما امکان می دهد شماره تلفن همراه موجود خود را به یک اپراتور جدید انتقال دهید.

  • a mobile/mobile phone/cellphone carrier


    یک حامل تلفن همراه / تلفن همراه / تلفن همراه

  • In 1984 AT&T became the largest long-distance carrier.


    در سال 1984 AT&T تبدیل به بزرگترین شرکت حمل و نقل مسافت طولانی شد.

synonyms - مترادف
  • bearers


    حاملان

  • transporters


    حمل و نقل

  • conveyors


    نوار نقاله ها

  • couriers


    پیک ها

  • hauliers


    باربرها

  • porters


    دونده ها

  • runners


    کارمن

  • carmen


    کارترها

  • carters


    صادرکنندگان

  • exporters


    حمل کننده ها

  • haulers


    واردکنندگان

  • importers


    پیام رسان ها

  • messengers


    حرکت دهنده ها

  • movers


    ارسال کنندگان

  • shippers


    انتقال دهندگان

  • transferors


    حامل های نامه

  • letter carriers


    حامل های پست

  • mail carriers


    نمایندگی های حمل و نقل

  • shipping agents


    دوچرخه سواران

  • bikers


    گوفرها

  • gophers


    اعزام کنندگان

  • dispatchers


    بازیبازان

  • gofers


    اعزام سواران

  • dispatch riders


    کیسه ها

  • caddies


    فرستنده ها

  • consigners


    دستیاران

  • senders


    بازرگانان

  • assistants


    skycaps

  • merchants


    خلاسیس

  • skycaps


  • khalasis


antonyms - متضاد
  • receivers


    گیرنده ها

لغت پیشنهادی

climbed

لغت پیشنهادی

quizzed

لغت پیشنهادی

bracketing