harass
harass - آزار دادن
verb - فعل
UK :
US :
to make someone’s life unpleasant, for example by frequently saying offensive things to them or threatening them
زندگی کسی را ناخوشایند کردن، برای مثال با گفتن مکرر چیزهای توهین آمیز به او یا تهدید کردن آنها
برای ادامه حمله به دشمن بارها و بارها
ادامه دادن به آزار یا ناراحت کردن کسی در یک دوره زمانی
to annoy or trouble someone repeatedly
مکرراً کسی را آزار یا اذیت کردن
آزار دادن یا ناراحت کردن مکرر کسی در یک دوره زمانی
علاوه بر این، مکس در مدرسه توسط گروهی از اراذل و اوباش مورد آزار و اذیت قرار می گیرد که با دقت به عنوان خدمه چند قومیتی طراحی شده اند.
Black teenagers are being constantly harassed by the police.
نوجوانان سیاه پوست مدام توسط پلیس مورد آزار و اذیت قرار می گیرند.
The Rover closed right up blatantly harassing him into making one mistake that would give them the excuse to stop him.
مریخ نورد مستقیماً بسته شد و آشکارا او را برای انجام یک اشتباه مورد آزار و اذیت قرار داد که بهانه ای برای متوقف کردن او فراهم می کرد.
Billing agencies harass poor people for the payment of the bills for purchases that might have taken place six months before.
آژانس های صورتحساب مردم فقیر را برای پرداخت قبوض برای خریدهایی که ممکن است شش ماه قبل انجام شده باشد، آزار می دهند.
As a result Beaumaris have raised their current points total to 53 as they harass the leaders Llanfairpwll who are on 54.
در نتیجه بوماری ها مجموع امتیازات فعلی خود را به 53 رسانده اند زیرا رهبران Llanfairpwll را که در 54 هستند آزار می دهند.
در زمانی که ما در حال ساخت باتری بودیم، دشمن زیاد ما را مورد آزار و اذیت قرار نداد.
Or stroll up to one of the distinctive sentry boxes, aligned so defenders could harass would-be invaders with a withering cross-fire.
یا به سمت یکی از جعبههای نگهبانی متمایز قدم بزنید، به گونهای که مدافعان بتوانند مهاجمان احتمالی را با آتش متقابل پژمرده آزار دهند.
او از آزار و اذیت پلیس شکایت کرده است.
او ادعا می کند که در محل کار مورد آزار جنسی قرار گرفته است.
کاروان های ما به طور مستمر توسط زیردریایی های دشمن مورد آزار و اذیت قرار می گیرند.
Greenpeace has been harassing whaling operations at sea.
صلح سبز عملیات شکار نهنگ در دریا را مورد آزار و اذیت قرار داده است.
او به او گفت که اگر به آزار و اذیت او ادامه دهد، با پلیس تماس خواهد گرفت.
معترضان دسترسی به کلینیک را مسدود کرده و کارکنان را مورد آزار و اذیت فیزیکی قرار داده اند.
این مرد با توهین نژادپرستانه یک همسایه را مورد آزار و اذیت قرار داد.
Stop harassing me!
دست از اذیت کردن من بردارید!
وی مدعی شد که پلیس همچنان به آزار و اذیت خبرنگاران خارجی ادامه می دهد.
او احساس می کرد که با خواسته های مداوم مربی مورد آزار و اذیت قرار می گیرد.
A university psychology professor has been arrested on accusations of using email to harass and torment employees at the school.
یک استاد روانشناسی دانشگاه به اتهام استفاده از ایمیل برای آزار و اذیت و عذاب کارکنان این مدرسه بازداشت شده است.
او از آزار و اذیت مطبوعاتی شکایت کرد.
زحمت
annoy
آزار دادن
مشکل
vex
مزاحم
hassle
عذاب، عذاب دادن
torment
عذاب
نگران بودن
plague
طاعون
pester
تحریک کردن
irritate
irk
irk
حشره
disturb
هری
bug
گورکن
harry
آزار و اذیت
badger
تحریک
persecute
پریشانی
provoke
سگ شکاری
distress
عصبانی
hound
شیطان
exasperate
به هم زدن
bedevil
نق زدن
agitate
اذیت کردن
nag
سوار شدن
tease
گردن کلفت
طعمه
bully
درد
bait
فشار
خوردن
molest
activate
فعال کردن
کمک
کمک کند
assuage
آرام کردن
ساختن
calm
آرام
clarify
روشن کردن
راحتی
delight
لذت بسیار
تشويق كردن
energiseUK
energiseUK
energizeUS
energizeUS
توضیح
facilitate
تسهیل کردن
EnvigorateUK
envigorateUK
نیروبخش ایالات متحده
invigorateUS
لطفا
placate
اطمینان دادن
تازه کردن
reassure
حمایت کردن
refresh
پاکسازی
soothe
با آرامش ترک کن
خوشحال کردن
ترک کن
تسکین دادن
تنها گذاشتن
ستایش
appease
pacify
praise
