startup

base info - اطلاعات اولیه

startup - استارت آپ

N/A - N/A

stɑːrt

UK :

stɑːt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [startup] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Many small businesses started up in the 1980s to cater to this growing market.


    بسیاری از کسب و کارهای کوچک در دهه 1980 شروع به کار کردند تا بتوانند این بازار رو به رشد را تامین کنند.

  • We ought to start up a drama group.


    ما باید یک گروه نمایشی راه اندازی کنیم.

  • The car wouldn't start up this morning.


    امروز صبح ماشین روشن نشد

  • Start-ups are very vulnerable in the business world.


    استارت آپ ها در دنیای تجارت بسیار آسیب پذیر هستند.

  • start-up costs


    هزینه های شروع

  • I didn't even hear the vacuum cleaner start up when Jose began cleaning the carpets.


    وقتی ژوزه شروع به تمیز کردن فرش ها کرد، حتی نشنیدم که جاروبرقی شروع به کار کند.

  • He heard the stranger start up a motorcycle.


    شنید که مرد غریبه موتورسیکلت را راه انداخت.

  • We started up an opera theater company that toured all over the South.


    ما یک شرکت تئاتر اپرا راه اندازی کردیم که در سرتاسر جنوب تور می رفت.

  • Start-ups need to generate revenue quickly.


    استارت آپ ها باید به سرعت درآمدزایی کنند.

  • startup costs


    بودجه به این معنی است که تا زمان شروع به کار در ماه دسامبر، گروه بودجه عملیاتی سالانه حدود 70 میلیون دلار خواهد داشت.

  • The funding means that by the time it starts up in December, the group will have an annual operating budget of about $70 million.


    او در مورد راه اندازی یک تجارت کاملاً جدید صحبت می کند.

  • She's talking about starting up a totally new business.


    راه اندازی کسب و کار/دات کام/اینترنت

  • a business/dotcom/internet start-up


    او این کسب و کار را از یک استارت آپ به یکی از بزرگترین شرکت های تلفن همراه در جهان تبدیل کرد.

  • He transformed the business from a start-up into one of the world's biggest mobile phone companies.


    راه اندازی عملیات تولیدی ما در چین بر اساس یک برنامه تسریع شده ادامه دارد.

  • The startup of our manufacturing operations in China continues on an accelerated schedule.


    هنگامی که برنامه را غیرفعال کردید، کامپیوتر را مجددا راه اندازی کنید تا ببینید آیا عدم وجود آن باعث ایجاد مشکل در راه اندازی می شود یا خیر.

  • Once you have disabled the program reboot the computer to see if its absence causes a problem on startup.


    عملیات‌های جدید در مرحله راه‌اندازی زیان‌هایی را به همراه داشته است.

  • New operations had had produced losses during their start-up phase.


synonyms - مترادف
  • start-up


    استارت آپ


  • کسب و کار


  • شرکت


  • شرکت، پروژه


  • سازمان انگلستان

  • organisationUK


    سازمان ایالات متحده

  • organizationUS


    ریسک


  • استقرار


  • محکم


  • عمل


  • لباس

  • outfit


    پایه


  • تعهد

  • undertaking


    اتحادیه


  • منشاء

  • origination


    ایجاد


  • اسب تک شاخ

  • unicorn


    برپایی

  • set-up


    کسب و کار راه اندازی

  • start-up business


    خانه


  • نگرانی


  • سندیکا

  • syndicate


    موسسه، نهاد


  • دفتر

  • bureau


    آژانس


  • تمرین


  • کنسرسیوم

  • consortium


    چند ملیتی

  • multinational


    علاقه


  • گروه


antonyms - متضاد

  • نتیجه


  • بستن

  • end


    پایان

  • ending


    پایان دادن

  • omega


    امگا

  • cessation


    توقف

  • completion


    تکمیل


  • مرگ


  • تمام کردن


  • متوقف کردن

لغت پیشنهادی

premiere

لغت پیشنهادی

unquestioned

لغت پیشنهادی

blue-chip