straightforward
straightforward - سرراست
adjective - صفت
UK :
US :
ساده و آسان برای درک
در مورد احساسات یا نظرات خود صادق باشید و چیزی را پنهان نکنید
آسان برای درک یا ساده
(یک شخص) صادق است و احتمالاً نظرات خود را پنهان نمی کند
آسان برای درک؛ روشن
صادقانه و بدون ادب بی مورد
The mathematical principles of determining where the rate of change is maximal are, for mathematicians, very straightforward.
برای ریاضیدانان، اصول ریاضی تعیین اینکه در کجا نرخ تغییر حداکثر است، بسیار ساده است.
The Minister suggested also that the technical arrangements for preserving pension rights will be straightforward.
وزیر همچنین پیشنهاد کرد که ترتیبات فنی برای حفظ حقوق بازنشستگی ساده باشد.
مسیرهای رسیدن به کمپینگ نسبتاً ساده است.
یک محاسبه ساده برای تعیین میزان مالیاتی که باید بپردازید وجود دارد.
با این حال، هیچ عکسی نمی تواند بینشی روشن و مستقیم از گذشته ارائه دهد.
Wes is a straightforward person.
وس یک فرد رک است.
But these aside there is the straightforward practical question of why these constraints were allowed to persist.
اما به کنار، این سوال عملی ساده وجود دارد که چرا این محدودیتها اجازه داده شد ادامه پیدا کنند.
In practice getting the thing going is straightforward - though care should be taken to avoid excessive flaring.
در عمل، انجام کار ساده است - اگرچه باید مراقب بود که از شعله ور شدن بیش از حد جلوگیری شود.
هیچ راه ساده ای برای مقابله با مسئله محصولات مناسب وجود ندارد.
دو راه ساده برای دستیابی به این نتیجه وجود دارد.
این بسیار ساده است - شما فقط نام فایل را تایپ کنید، سپس Enter را فشار دهید.
سیستم شبکه جدید نسبتاً ساده است - شما نباید هیچ مشکلی داشته باشید.
It's a relatively straightforward process.
این یک فرآیند نسبتاً ساده است.
رسیدن به اینجا کاملاً ساده است.
او خوب است: بسیار سرراست و آسان است.
یک نگرش سرراست و تازه
او در مورد مشکلات موجود با ما کاملاً صریح بود.
من فکر می کنم شما همه چیز را کاملاً ساده خواهید یافت.
Look it's perfectly straightforward—just multiply everything by five.
ببینید، این کاملاً ساده است - فقط همه چیز را در پنج ضرب کنید.
پاسخ به این سوال به طرز فریبنده ای ساده است.
خیلی ساده است که از خانه خود به اینجا برسید.
فقط علائم برادفورد را دنبال کنید - بسیار ساده است.
رز رک است و به شما اطلاع می دهد که به چه چیزی فکر می کند.
دکتر این عمل را به زبان انگلیسی ساده توضیح داد.
She’s a straightforward, no-nonsense teacher.
او یک معلم سرراست و بدون مزخرف است.
مستقیم
forthright
صریح
صادقانه
باز کن
candid
مخلص - بی ریا - صمیمانه
frank
سر راست
sincere
راستگو
جلگه
truthful
ساده زبان
plain
از جلو
plainspoken
کاملا
upfront
آینده
downright
آزاد دل
forthcoming
اصل
freehearted
بدون ابهام
genuine
بدون محافظ
outspoken
بدون رزرو
unambiguous
دل باز
unguarded
گرد
unreserved
چهار مربع
openhearted
بی تزویر
مرحله
foursquare
بی ادعا
guileless
پنهان
بدون مبدل
pretenseless
جدا نشده
unconcealed
جدا نشدنی
undisguised
بدون لاک
undissembled
undissembling
unvarnished
roundabout
میدان
circuitous
غیر مستقیم
dishonest
متقلب
disingenuous
غیر صادقانه
deceitful
فریبنده
devious
حیله گر
sly
حیله گری
cunning
زیر دست
insincere
متلاشی کردن
underhanded
دروغگو
dissembling
متحول
mendacious
موذی
shifty
مایل
insidious
بی صراحت
oblique
هنرمندانه
uncandid
نادرست
artful
نامحسوس
بی وجدان
subtle
دوگانه
crafty
سایه دار
unscrupulous
محافظت می شود
untruthful
گمراه کننده
duplicitous
اغوا کننده
shady
فریبکار
guarded
روی حیله و تزویر
misleading
غیر قابل پیش بینی
underhand
conniving
guileful
tricky
unforthcoming
