amazing

base info - اطلاعات اولیه

amazing - حیرت آور

adjective - صفت

/əˈmeɪzɪŋ/

UK :

/əˈmeɪzɪŋ/

US :

family - خانواده
amazement
شگفتی
amazed
شگفت زده
amaze
شگفت زده کردن
google image
نتیجه جستجوی لغت [amazing] در گوگل
description - توضیح
  • very good especially in an unexpected way


    بسیار خوب است، به خصوص به شکل غیرمنتظره


  • خیلی تعجب آور است که به سختی می توانید آن را باور کنید


  • فوق العاده شگفت انگیز


  • خیلی خوب


  • باعث می شود کسی احساس شگفتی کند


  • رودخانه گم شده و مردم از دست رفته در کنار هم - شگفت انگیز.

  • What an amazing achievement!


    چه دستاورد شگفت انگیزی!

  • It was a spectacular creature an amazing animal a monster by any measure.


    این یک موجود دیدنی، یک حیوان شگفت انگیز، یک هیولا بود.

  • The long granny nightie with frills at the wrists didn't really go with the amazing chequer-board hair.


    شب‌خونه بلند مادربزرگ با زواید در مچ دست واقعاً با موهای شطرنجی شگفت‌انگیز جور در نمی‌آمد.

  • Isn't it amazing - her getting on so well with Uncle Félix?


    آیا این شگفت انگیز نیست - او با عمو فلیکس خیلی خوب کنار می آید؟


  • شگفت آور است که اگر ذهن خود را روی آن بگذارید چقدر می توانید در یک روز کار کنید.

  • It was a very good offer an amazing offer considering who it came from.


    پیشنهاد بسیار خوبی بود، پیشنهاد شگفت انگیزی بود، با توجه به اینکه از چه کسی بود.

  • It's an amazing ride. You really feel like you're flying.


    این یک سواری شگفت انگیز است. واقعاً احساس می کنید در حال پرواز هستید.

  • amazing stories of UFOs


    داستان های شگفت انگیز از بشقاب پرنده ها

  • After 2000 years, it's amazing that the inscriptions are still clear enough to read.


    پس از 2000 سال، شگفت انگیز است که کتیبه ها هنوز به اندازه کافی واضح هستند که بتوان آنها را خواند.

  • The amazing thing is they addressed customers exactly the same way.


    نکته شگفت‌انگیز این است که آنها دقیقاً به همان شیوه با مشتریان خطاب کردند.

  • Isn't it amazing to think that men have actually stood on the moon?


    آیا این شگفت انگیز نیست که فکر کنیم مردان واقعاً روی ماه ایستاده اند؟

  • If there is a single secret behind the Tories' amazing unprecedented four-timer it is this.


    اگر یک راز در پشت چهارتایمر شگفت‌انگیز و بی‌سابقه توری‌ها وجود داشته باشد، این است.

example - مثال
  • an amazing feat/story/experience


    یک شاهکار/داستان/تجربه شگفت انگیز

  • That's amazing isn't it?


    این شگفت انگیز است، اینطور نیست؟

  • The amazing thing is, he really believes he'll get away with it.


    نکته شگفت انگیز این است که او واقعاً معتقد است که از پس آن بر می آید.

  • It was truly amazing to see how much work goes into a Broadway musical.


    واقعاً شگفت‌انگیز بود که ببینم چقدر کار برای یک موزیکال برادوی انجام می‌شود.

  • It's amazing how quickly people adapt.


    شگفت آور است که مردم چقدر سریع خود را تطبیق می دهند.

  • I find it amazing that people can be so irresponsible.


    به نظرم شگفت انگیز است که مردم می توانند اینقدر بی مسئولیت باشند.

  • It’s amazing the difference a few polite words make.


    تفاوت چند کلمه مودبانه شگفت انگیز است.

  • He makes the most amazing cakes.


    او شگفت انگیزترین کیک ها را درست می کند.

  • I saw the most amazing film yesterday!


    دیروز شگفت انگیزترین فیلم را دیدم!

  • That looks pretty amazing doesn't it?


    خیلی شگفت انگیز به نظر می رسد، اینطور نیست؟

  • I have some amazing news.


    من یک خبر شگفت انگیز دارم.

  • I made an amazing discovery today.


    امروز کشف شگفت انگیزی کردم.

  • It's amazing how much better I feel.


    این شگفت انگیز است که چقدر احساس بهتری دارم.

  • The results of the treatment were nothing short of amazing.


    نتایج درمان چیزی جز شگفت انگیز نبود.


  • این شگفت انگیز است که اگر مجبور باشید چه کاری می توانید انجام دهید.

  • The market has an amazing variety of fish.


    این بازار دارای تنوع شگفت انگیزی از ماهی است.


  • خدمات با ارزش برای پول شگفت انگیز است.


  • ویروس با سرعت شگفت انگیزی گسترش یافت.

  • This stain remover really works - it's amazing!


    این پاک کننده لکه واقعاً کار می کند - شگفت انگیز است!

  • The new theatre is going to cost an amazing (= very large) amount of money.


    تئاتر جدید هزینه ای شگفت انگیز (= بسیار زیاد) دارد.

  • It's amazing to think that the managing director is only 23.


    این شگفت انگیز است که فکر کنید مدیر عامل تنها 23 سال دارد.

  • It's amazing that no one else has applied for the job.


    شگفت انگیز است که هیچ کس دیگری برای این شغل درخواست نکرده است.

  • The amazing thing is that it was kept secret for so long.


    نکته شگفت انگیز این است که برای مدت طولانی مخفی نگه داشته شد.

  • What an amazing coincidence!


    چه تصادف شگفت انگیزی!

  • This wine is really amazing.


    این شراب واقعا شگفت انگیز است.

  • It’s pretty amazing how much top athletes get paid.


    بسیار شگفت انگیز است که ورزشکاران برتر چقدر حقوق می گیرند.

synonyms - مترادف

  • باور نکردنی

  • mind-blowing


    دیوانه کننده

  • astonishing


    عجیب


  • قابل توجه

  • unbelievable


    حیرت انگیز

  • astounding


    مهیج

  • breathtaking


    هیجان انگیز


  • شگفت انگیز

  • fascinating


    شگفت انگیز ایالات متحده

  • marvelousUS


    گیج کننده

  • mind-boggling


    معجزه آسا

  • miraculous


    دیدنی و جذاب - تماشایی

  • spectacular


    سرسام آور

  • staggering


    شگفت آور


  • هیبت انگیز

  • thrilling


    عالی

  • awe-inspiring


    چشم باز کردن

  • awesome


    فوق العاده

  • eye-opening


    ایست قلبی

  • fantastical


    فک انداختن

  • heart-stopping


    شگفت انگیز انگلستان

  • jaw-dropping


    پر شور

  • marvellousUK


    تکان دهنده

  • prodigious


    خیره کننده

  • sensational


  • shocking


  • startling


  • stunning


  • stupendous


  • wondrous


  • dazzling


antonyms - متضاد
  • boring


    حوصله سر بر

  • unremarkable


    غیر قابل توجه

  • unexciting


    غیر هیجان انگیز

  • uninspiring


    بی انگیزه

  • uninteresting


    غیر جالب

  • mind-numbing


    بی حس کننده

  • mundane


    دنیوی

  • tame


    رام کردن

  • unimpressive


    بی تاثیر

  • uninspired


    بدون الهام

  • ho hum


    هوم

  • monotonous


    یکنواخت

  • aweless


    بی هیبت

  • believable


    قابل باور

  • dreary


    دلگیر

  • lifeless


    بی جان

  • unamazing


    شگفت انگیز

  • vapid


    پوچ

  • blah


    بلا

  • bummer


    آزاردهنده

  • tedious


    خسته کننده

  • tiresome


    کلافه کننده

  • tiring


    تکراری

  • repetitious


    خوش پوش

  • repetitive


    برومیدیک

  • wearisome


    بی روح

  • well-worn


  • bromidic


  • spiritless


لغت پیشنهادی

drug

لغت پیشنهادی

betraying

لغت پیشنهادی

controversial