backwash
backwash - شستشوی معکوس
noun - اسم
UK :
US :
جریان معکوس آب، ناشی از پارو، موج و غیره
وضعیت بدی که پس از وقوع یک اتفاق بد باقی می ماند
the backward movement of waves, or the backward movement of water caused by something such as a boat passing through it
حرکت امواج به عقب یا حرکت رو به عقب آب ناشی از عبور چیزی مانند قایق
اثری که نتیجه مستقیم چیزی نیست
Although most directly affecting secondary schools, this constraint has a backwash effect on primary schools.
اگرچه این محدودیت مستقیماً مدارس راهنمایی را تحت تأثیر قرار می دهد، اما این محدودیت تأثیر معکوس بر مدارس ابتدایی دارد.
But the development of continuing education must eventually have a backwash effect on initial professional education at the undergraduate stage.
اما توسعه آموزش مداوم در نهایت باید یک اثر معکوس بر آموزش حرفه ای اولیه در مقطع کارشناسی داشته باشد.
There is a backwash to all this however: as a stage-show they are less than shadow-puppets on the wall.
با این حال، همه اینها یک بک واش وجود دارد: به عنوان یک نمایش صحنه، آنها کمتر از عروسک های سایه روی دیوار هستند.
هوای داغ صورت جق را نوازش کرد.
Perhaps the most important issue however is the possibility of causing curriculum backwash.
با این حال، شاید مهم ترین مسئله، احتمال ایجاد وارونه برنامه درسی باشد.
استرلینگ در جریان دویدن در برابر دلار گرفتار شد.
وقتی گیلسون متوجه ورشکستگی شرکت شد، نمیخواهم در رکود رها شوم.
antecedent
پیشین
causation
علیت
علت
مناسبت
دلیل
causality
منبع
اصل و نسب
شروع کنید
شروع
پایه
commencement
افتتاح
سوال
معرفی
پیش ساز
initiation
والدین
رشد در حال رشد
precursor
خارجی
ضد اوج
ingrowth
بیرونی
exterior
خارج از
anticlimax
تعیین کننده
exteriority
مانع
ضرر - زیان
determinant
عیب
hindrance
معلول
بهانه
disadvantage
عامل
handicap
اصلی
excuse
