beef
beef - گوشت گاو
noun - اسم
UK :
US :
گوشت از یک گاو
یک شکایت
خیلی شکایت کردن
گوشت گاو (= گاو) که به عنوان غذا خورده می شود
قدرت، قدرت یا نیرو
شکایت کردن
گوشت گاو که به عنوان گوشت خورده می شود
اما آیا این بدان معناست که شما نیازی به نگرانی در مورد خطرات خوردن گوشت گاو ندارید؟
در سرزمین گاوچران ممکن است انتظار داشته باشید که گوشت گاو یک غذای بینظیر محبوب باشد.
از سال 1975 مصرف گوشت گاو از 89 پوند سرانه به 76.5 پوند برای هر نفر کاهش یافته است.
Since 1975 the consumption of beef has decreased from 89 pounds per capita to 76. 5 pounds per capita.
برنج قدیمی خوب مخلوط با مرغ یا گوشت گاو.
گوشت گاو اصلی در محل کهنه می شود.
اگر طعم پاسترامی برای ذائقه شما خیلی قوی است، به جای آن از گوشت کباب یا ژامبون استفاده کنید.
در این بین، شیر برای پنیرسازی ایده آل است و تولید گوشت گاو این نژاد برای یک نوع لبنی قابل اعتبار است.
In the meantime, the milk remains ideal for cheese-making and the breed's beef production is creditable for a dairy type.
توکان ها در قفس و قابلمه های آلومینیومی با غذای داغ، گوشت گاو و مرغ خورشتی یا سوسیس و سیب زمینی بخار می شوند.
Toucans sit in cages and aluminum pots steam with hot food stewed beef and chicken or sausage and potatoes.
roast beef
رست بیف
beef and dairy cattle
گوشت گاو و گاو شیری
minced/ground beef
گوشت چرخ کرده/ چرخ کرده گاو
یک مفصل/فیله/برش گوشت گاو
a beef farmer/producer
یک کشاورز/تولید کننده گوشت گاو
What's his latest beef?
آخرین گوشت گاو او چیست؟
بابا ایستاد تا گوشت گاو را کنده کند.
من یک کیلو گوشت چرخ کرده خیلی کم چربی خریدم.
برش هایی از گوشت گاو را انتخاب کنید که برای بو دادن مناسب است.
سس اسپاگتی با گوشت چرخ کرده (زمینی ایالات متحده) گاو درست می شود.
مردم انگلیس اغلب برای ناهار یکشنبه ها گوشت کباب شده و پودینگ یورکشایر می خورند.
او یک دامدار گوشت گاو است.
حرف اصلی من در مورد کار این است که باید شنبه ها کار کنم.
او گفت که در گزارش تازه منتشر شده دولت، گوشت گاو زیادی در آن وجود ندارد.
بیشتر تلاش کن! مقداری گوشت گاو داخل آن بریزید!
او در مورد اینکه باید خرید را انجام دهد.
a roast beef sandwich
یک ساندویچ رست بیف
گوشت گاو من این است که چگونه من به اندازه شما درست نمی کنم؟
از اینکه مجبور هستید تا دیر وقت کار کنید دست از سرتان بردارید - شما تنها نیستید.
cowflesh
گوشت گاو
steak
استیک
compliment
تعریف و تمجید
enervation
انرژی
impotence
ناتوانی جنسی
inability
عجز
incompetence
بی کفایتی
lethargy
بی حالی
powerlessness
ناتوانی
praise
ستایش
weakness
ضعف
impotency
شکنندگی
frailness
تردی
frailty
تنبیه
fragility
آستنیا
weakliness
عدم فعالیت
puniness
بیکاری، تنبلی
enfeeblement
لاغری
debilitation
فرسودگی
asthenia
بی ثباتی
debility
لرزش
feebleness
غش
infirmity
inactivity
idleness
thinness
skinniness
decrepitude
unstableness
unsteadiness
shakiness
instability
faintness
