considerations
considerations - ملاحظات
N/A - N/A
UK :
US :
عمل فکر کردن با دقت در مورد چیزی
موضوع یا واقعیت خاصی که هنگام قضاوت درباره چیزی باید به آن فکر کرد
هنگام تصمیم گیری یا قضاوت در مورد یک واقعیت خاص به دقت فکر کنید
رفتاری که مهربانانه باشد و احساسات مردم را در نظر بگیرد
پرداخت برای یک سرویس
عمل، حالت یا کیفیت مراقبت یا احترام به آن
موضوع یا چیزی که ممکن است یک فرد درباره آن فکر کند یا کاری انجام دهد
in a contract something with financial value that is given in exchange for something else for example a bank loan that is made in exchange for the borrower's promise to repay it
در قرارداد، چیزی با ارزش مالی که در ازای چیز دیگری داده می شود، مثلاً وام بانکی که در ازای قول وام گیرنده برای بازپرداخت آن داده می شود.
مقداری پول به عنوان پرداخت برای یک سرویس
پس از بررسی، تصمیم گرفتیم خانه را بفروشیم.
کل موضوع نیاز به بررسی دقیق دارد.
Comfort/Safety is an important consideration.
راحتی/ایمنی یک نکته مهم است.
It may be fairly cheap to buy but you've got to take into consideration the money you'll spend on repairs.
ممکن است خرید آن نسبتاً ارزان باشد، اما باید پولی را که برای تعمیر هزینه میکنید در نظر بگیرید.
You have no consideration for others!
شما هیچ توجهی به دیگران ندارید!
موسیقی خود را کم کنید و کمی به همسایه ها توجه کنید!
ما به دلیل توجه به خانواده مقتول جزئیات را منتشر نکردیم.
برای یک ملاحظه کوچک، آقا، من خودم راه را به شما نشان خواهم داد.
او به هیچ کس جز خودش اهمیت چندانی نمی داد.
ملاحظات مالی عاملی در تصمیم گیری بود.
قبل از اینکه او را مجازات کنید باید جوانی او را در نظر بگیرید.
From the wording of the agreement it was clear that the initial payment was part of the consideration.
از متن توافقنامه مشخص شد که پرداخت اولیه بخشی از پرداخت بوده است.
A lack of consideration is one reason why a promise to do something may not be recognized as legally binding by a court of law.
عدم توجه یکی از دلایلی است که باعث می شود قول انجام کاری توسط دادگاه قانوناً الزام آور شناخته نشود.
او قبول کرد که این کار را با یک ملاحظه کوچک انجام دهد.
ammunition
مهمات
شواهد و مدارک
arguments
استدلال ها
facts
حقایق
اطلاعات
مواد
سوخت
pointers
اشاره گرها
points
نکته ها
شهادت
داده ها
encouragement
تشویق
input
ورودی
details
جزئیات
figures
ارقام
آمار
هوش
اثبات
features
امکانات
info
پرونده
dossier
زمینه
مشخصات
particulars
اسناد
specifics
مستندات
documents
فایل
documentation
گزارش
گزارش ها
نتایج
reports
دانش
results
carelessnesses
بی دقتی ها
negligences
سهل انگاری ها
neglects
غفلت می کند
heedlessnesses
بی توجهی ها
inattentions
بی فکری
thoughtlessness
فراموشی ها
forgetfulnesses
بی پروایی ها
improvidences
بی احتیاطی
indiscretions
بی توجهی
inattentiveness
بی انگیزگی ها
impetuosities
هشدارها
incautions
غیبت
incautiousness
عجله ها
inconsiderateness
neglectfulnesses
disregards
absent-mindedness
rashnesses
recklessnesses