originality
originality - اصالت
noun - اسم
UK :
US :
وقتی چیزی کاملا جدید و متفاوت از هر چیزی است که قبلاً کسی به آن فکر کرده است
کیفیت خاص و جالب بودن و شبیه هیچ چیز یا هر کس دیگری نیست
برای روابط عمومی باید دو عنصر خلاقیت و اصالت در بسته وجود داشته باشد.
John Peel has encouraged hundreds of musicians on his programmes with his attitude that puts creativity and originality above musicianship.
جان پیل با نگرش خود که خلاقیت و اصالت را بالاتر از نوازندگی قرار می دهد، صدها نوازنده را در برنامه های خود تشویق کرده است.
او نویسنده ای با تخیل و اصالت شگفت انگیز بود.
پس اجازه دهید هیئت بازبینی حرف هایش را بخورد، زمانی که من جایزه سالانه همه صنعت را برای اصالت برنده شدم.
من ادعای اصالت یا عمق زیادی ندارم، اما این بهترین کاری است که در حال حاضر می توانم انجام دهم.
Recipes will be judged on originality and compatibility with the wine by a panel of chefs and Bay Area food mavens.
دستور العمل ها بر اساس اصالت و سازگاری با شراب توسط گروهی از سرآشپزها و غذاخوری های منطقه خلیج قضاوت خواهند شد.
Joseph's view of kingship had no particular originality.
نگاه یوسف به سلطنت اصالت خاصی نداشت.
هیچ چیز بهتر از این همزیستی شگفت انگیز اصالت و روحیه یک قوم را آشکار نمی کند.
This latest collection lacks style and originality.
این مجموعه اخیر فاقد سبک و اصالت است.
دانش آموزان تشویق می شوند تا در کار خود ابتکار و اصالت نشان دهند.
دولت در سیاست خارجی خود اصالت زیادی نشان داده است.
خلاقیت و اصالت مهمتر از مهارت فنی است.
ما تحت تاثیر اصالت کار بچه ها قرار گرفتیم.
freshness
خنکی
unconventionality
غیر متعارف بودن
uniqueness
منحصر به فرد بودن
unorthodoxy
غیر متعارف
nonconformity
عدم انطباق
newness
جدید بودن
individuality
فردیت
unfamiliarity
ناآشنایی
novelty
تازگی
unusualness
غیرعادی بودن
modernity
مدرنیته
distinctiveness
متمایز بودن
unprecedentedness
بی سابقه بودن
سنت شکنی
quirkiness
دمدمی بودن
innovation
نوآوری
innovativeness
خلاقیت
recentness
عجیب بودن
creativity
تغییر دادن
strangeness
اختراع
خیال پردازی
inventiveness
جهش
imaginativeness
دیوانه
mutation
عجیب و غریب
تازه گی
eccentricity
dernier cri
newfangledness
آخرین کلمه
dernier cri
غریب بودن
خیالبافی
whimsicality
fancifulness
conformity
مطابقت
conventionality
متعارف بودن
imitativeness
تقلیدی
normality
عادی بودن
orthodoxy
ارتدکس
regularity
منظم بودن
staleness
کهنگی
traditionalism
سنت گرایی
unoriginality
غیر اصالت
ultraconservatism
محافظه کاری فوق العاده
conservatism
محافظه کاری
conservativeness
ارتجاع گرایی
reactionaryism
معمول بودن
usualness
محدودیت
constraint
