originality

base info - اطلاعات اولیه

originality - اصالت

noun - اسم

/əˌrɪdʒəˈnæləti/

UK :

/əˌrɪdʒəˈnæləti/

US :

family - خانواده
origin
اصل و نسب
original
اصلی
originator
مبتکر
originate
سرچشمه
originally
در اصل
google image
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [originality] در گوگل
description - توضیح

  • وقتی چیزی کاملا جدید و متفاوت از هر چیزی است که قبلاً کسی به آن فکر کرده است


  • کیفیت خاص و جالب بودن و شبیه هیچ چیز یا هر کس دیگری نیست

  • For Public Relations there must be two elements in the package creativity and originality.


    برای روابط عمومی باید دو عنصر خلاقیت و اصالت در بسته وجود داشته باشد.

  • John Peel has encouraged hundreds of musicians on his programmes with his attitude that puts creativity and originality above musicianship.


    جان پیل با نگرش خود که خلاقیت و اصالت را بالاتر از نوازندگی قرار می دهد، صدها نوازنده را در برنامه های خود تشویق کرده است.

  • She was a writer of astonishing imagination and originality.


    او نویسنده ای با تخیل و اصالت شگفت انگیز بود.

  • So let the Review Board eat its words, when I win the annual all-industry award for originality.


    پس اجازه دهید هیئت بازبینی حرف هایش را بخورد، زمانی که من جایزه سالانه همه صنعت را برای اصالت برنده شدم.

  • I don't claim any great originality or depth but it is the best I can do at the moment.


    من ادعای اصالت یا عمق زیادی ندارم، اما این بهترین کاری است که در حال حاضر می توانم انجام دهم.

  • Recipes will be judged on originality and compatibility with the wine by a panel of chefs and Bay Area food mavens.


    دستور العمل ها بر اساس اصالت و سازگاری با شراب توسط گروهی از سرآشپزها و غذاخوری های منطقه خلیج قضاوت خواهند شد.

  • Joseph's view of kingship had no particular originality.


    نگاه یوسف به سلطنت اصالت خاصی نداشت.

  • Nothing reveals the originality and spirit of a people better than this astonishing symbiosis.


    هیچ چیز بهتر از این همزیستی شگفت انگیز اصالت و روحیه یک قوم را آشکار نمی کند.

example - مثال
  • This latest collection lacks style and originality.


    این مجموعه اخیر فاقد سبک و اصالت است.

  • Students are encouraged to show initiative and originality in their work.


    دانش آموزان تشویق می شوند تا در کار خود ابتکار و اصالت نشان دهند.

  • The government has shown great originality in its foreign policy.


    دولت در سیاست خارجی خود اصالت زیادی نشان داده است.

  • Creativity and originality are more important than technical skill.


    خلاقیت و اصالت مهمتر از مهارت فنی است.

  • We were impressed by the originality of the children's work.


    ما تحت تاثیر اصالت کار بچه ها قرار گرفتیم.

synonyms - مترادف
  • freshness


    خنکی

  • unconventionality


    غیر متعارف بودن

  • uniqueness


    منحصر به فرد بودن

  • unorthodoxy


    غیر متعارف

  • nonconformity


    عدم انطباق

  • newness


    جدید بودن

  • individuality


    فردیت

  • unfamiliarity


    ناآشنایی

  • novelty


    تازگی

  • unusualness


    غیرعادی بودن

  • modernity


    مدرنیته

  • distinctiveness


    متمایز بودن

  • unprecedentedness


    بی سابقه بودن


  • سنت شکنی

  • quirkiness


    دمدمی بودن

  • innovation


    نوآوری

  • innovativeness


    خلاقیت

  • recentness


    عجیب بودن

  • creativity


    تغییر دادن

  • strangeness


    اختراع


  • خیال پردازی

  • inventiveness


    جهش

  • imaginativeness


    دیوانه

  • mutation


    عجیب و غریب


  • تازه گی

  • eccentricity


    dernier cri

  • newfangledness


    آخرین کلمه

  • dernier cri


    غریب بودن


  • خیالبافی

  • whimsicality


  • fancifulness


antonyms - متضاد
  • conformity


    مطابقت

  • conventionality


    متعارف بودن

  • imitativeness


    تقلیدی

  • normality


    عادی بودن

  • orthodoxy


    ارتدکس

  • regularity


    منظم بودن

  • staleness


    کهنگی

  • traditionalism


    سنت گرایی

  • unoriginality


    غیر اصالت

  • ultraconservatism


    محافظه کاری فوق العاده

  • conservatism


    محافظه کاری

  • conservativeness


    ارتجاع گرایی

  • reactionaryism


    معمول بودن

  • usualness


    محدودیت

  • constraint


لغت پیشنهادی

from

لغت پیشنهادی

assassinate

لغت پیشنهادی

animator