pageant

base info - اطلاعات اولیه

pageant - مسابقه

noun - اسم

/ˈpædʒənt/

UK :

/ˈpædʒənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pageant] در گوگل
description - توضیح
  • an organized public show often performed outdoors, where people dress in decorated or unusual clothes


    یک نمایش عمومی سازماندهی شده که اغلب در فضای باز اجرا می شود و در آن افراد لباس های تزئین شده یا غیر معمول می پوشند

  • a public competition for young women in which their appearance and sometimes other qualities, are compared and judged


    مسابقه ای عمومی برای زنان جوان که در آن ظاهر و گاه ویژگی های دیگر آنها مقایسه و قضاوت می شود

  • a competition for young women in which they are judged on their beauty and other qualities


    مسابقه ای برای زنان جوان که در آن بر اساس زیبایی و سایر ویژگی هایشان قضاوت می شود

  • a show usually performed outside that consists of people wearing traditional clothing and acting out historical events


    نمایشی که معمولاً در بیرون اجرا می‌شود و شامل افرادی است که لباس‌های سنتی می‌پوشند و رویدادهای تاریخی را اجرا می‌کنند


  • هر نمایش یا مراسم رنگارنگ و چشمگیر

  • a show celebration or parade (= a large number of people walking or marching together), esp. one in which people wear special clothing or act out events from the past


    یک نمایش، جشن، یا رژه (= تعداد زیادی از مردم که با هم راه می روند یا راهپیمایی می کنند)، به ویژه. لباسی که در آن افراد لباس خاصی می پوشند یا رویدادهای گذشته را به نمایش می گذارند

  • Their coming was unheralded by any pomp and pageant whatever...


    آمدن آنها با هر آب و تاب و هیاهویی بی خبر بود...

  • Parents came to see their children in the annual Christmas pageant.


    والدین برای دیدن فرزندان خود در مسابقه سالانه کریسمس آمده بودند.

  • And all our actors have taken themselves off and deserted our little pageant, see?


    و همه بازیگران ما خود را از پا درآورده اند و مسابقه کوچک ما را ترک کرده اند، می بینید؟

  • He was representing the former Lords of the Manor at the pageant.


    او به نمایندگی از Lords of the Manor در این مسابقه حضور داشت.

  • From inside they heard the pageant rolled over on its back.


    از داخل، صدای غلتیدن مسابقه را به پشت شنیدند.

  • The latter group -- of which there are 288 this year -- must apply to participate in the pageant by January.


    گروه دوم - که امسال 288 نفر هستند - باید تا ژانویه برای شرکت در مسابقه درخواست دهند.

  • In the nineteenth century this leisurely view of the pageant of time began to speed up.


    در قرن نوزدهم این دیدگاه آرام از نمایش زمان شروع به تسریع کرد.

  • Does a small-town pageant sound like comedy material?


    آیا یک مسابقه بزرگ شهری کوچک مانند مواد کمدی به نظر می رسد؟

example - مثال
  • They were filming a colourful pageant about Scotland’s past.


    آنها در حال فیلمبرداری یک مسابقه رنگارنگ درباره گذشته اسکاتلند بودند.

  • a beauty pageant


    یک مسابقه زیبایی

  • life’s rich pageant


    مسابقه غنی زندگی

  • Our youngest son is taking part in the school pageant.


    پسر کوچک ما در مسابقه مدرسه شرکت می کند.

  • the Miss Chinatown pageant


    مسابقه خانم محله چینی ها

  • Our school held a Pageant of Great Women.


    مدرسه ما مسابقه زنان بزرگ برگزار کرد.

  • Between games, the traditional pageantry includes the Parade of Champions.


    بین بازی‌ها، نمایش سنتی شامل رژه قهرمانان است.

synonyms - مترادف
  • extravaganza


    زیاده خواهی

  • parade


    رژه

  • spectacle


    تماشایی

  • cavalcade


    سواره نظام


  • نمایش دادن

  • procession


    راهپیمایی


  • نشان می دهد

  • tableau


    تابلو


  • بازی

  • circus


    سیرک

  • raree-show


    نمایش کمیاب


  • نمایندگی

  • ritual


    مراسم


  • صحنه

  • spectacular


    دیدنی و جذاب - تماشایی

  • carnival


    کارناوال


  • جشن

  • charade


    حرام


  • نمایشگاه

  • exposition


    ساختگی


  • موتورسیکلت

  • make-believe


    شکوه

  • motorcade


    تابلو ویوانت

  • pomp


    ارائه

  • tableau vivant


    کارایی


  • جشنواره



  • gala


  • expo


  • festival


antonyms - متضاد
  • hiding


    قایم شدن


  • واقعیت


  • حقیقت

  • simplicity


    سادگی

  • ordinariness


    معمولی بودن

  • dullness


    کسالت

  • modesty


    فروتنی

  • plainness


    ساده بودن

  • concealment


    پنهان کاری

  • insignificance


    بی اهمیت بودن


  • ساکت


  • پوشش

  • understatement


    کم بیان کردن


  • انتظار

  • normality


    عادی بودن

  • honesty


    صداقت

  • unpretentiousness


    بی تکلفی

  • severity


    شدت

  • austerity


    ریاضت

  • reserve


    ذخیره

  • humility


    نامحسوس بودن

  • inconspicuousness


    رزرو


لغت پیشنهادی

settlement

لغت پیشنهادی

debate

لغت پیشنهادی

intergovernmental