tort
tort - جرم
noun - اسم
UK :
US :
اقدامی که اشتباه است اما مجرمانه نیست و در دادگاه مدنی قابل رسیدگی است
اقدامی که اشتباه است اما در دادگاه مدنی به جای دادگاه کیفری قابل رسیدگی است
عمل جرح یا آسیب رساندن به شخص یا اموالی که مشمول قانون است، به طوری که شخص بتواند اقدام به دادرسی کند
an act of injury or damage to a person or property that is covered by a law so that the person can start a court action
عملی که اشتباه است اما مجرمانه نیست و در دادگاه مدنی قابل رسیدگی است
در نظر گرفتن این طرح در یک کتاب جرم ممکن نیست و دانش آموزان باید برای جزئیات بیشتر با یک کار تخصصی مشورت کنند.
It is not possible to consider this scheme in a tort book and students should consult a specialist work for detail.
هر دو مورد فوق موارد صدمات شخصی هستند و خسارات ناشی از جرم تنها نوع غرامت موجود نیست.
Both the above cases are personal injury cases and tort damages are not the only form of compensation available.
اما هنوز هم می توان بین خسارات ناشی از جرم و استحقاق تامین اجتماعی قرار گرفت.
این انحصار متقابل موضوعات بین جرم و قرارداد برقرار نیست.
اگر به نظر می رسد مشکل جدید باشد، ممکن است نظریه مسئولیت عمومی در جرم را مطرح کند.
در مواردی که دو تخلف متوالی وجود داشته باشد، مسئولیت متخلف اول تحت تأثیر تخلف دوم قرار نمی گیرد.
Where there are two successive torts, the first tortfeasor's liability is unaffected by the second tort.
در Donoghue v. Stevenson ما شاهد ترکیب تصمیمات قبلی در مورد قصور هستیم.
در مواردی که جرم با یک بیماری ناتوان کننده همراه باشد، این امر باید در ارزیابی مسئولیت عامل خطا در نظر گرفته شود.
Where the tort is followed by a disabling illness this must be taken into account in assessing the tortfeasor's liability.
این شرکت ارتشی از وکلا دارد که آماده حمایت از خواسته هایش هستند.
این شرکت برای کارهایی که توسط جرم متهمان ضروری شده بود، مطالبه غرامت کرد.
New tort legislation was enacted in March.
قانون جدید جرم در ماه مارس تصویب شد.
در صورتی که کالا به خریدار خسارت وارد کند، در این صورت فروشنده می تواند ادعای تخلف را داشته باشد.
offenceUK
جرم انگلستان
offenseUS
جنایت ایالات متحده
misdeed
خلافکاری
wrongdoing
انجام اشتباه
misdemeanourUK
جنایت انگلستان
misdemeanorUS
جنایت آمریکا
عمل غیر قانونی
unlawful act
عمل نادرست
wrongful act
جرم
اشتباه
تخلف
transgression
نقض
بی عدالتی
iniquity
خشم
malfeasance
بی رحمی
outrage
بد
atrocity
شرارت
evil
عمل شنیع
villainy
تجاوز
abomination
بزهکاری
trespass
بدجنسی
delinquency
رسوایی
malefaction
جنایت
جرم انگاری
felony
گناه
infringement
جراحت
criminality
injustice
infraction
legality
قانونی بودن
obedience
اطاعت
سود
blessing
برکت
delight
لذت بسیار
خوب
goodness
خوبی
happiness
شادی
honorUS
افتخار ایالات متحده
honourUK
HonourUK
مهربانی
kindness
اخلاق
morality
خلوص
purity
درست
استحکام - قدرت
تقوا
غیر جنایی
noncrime
رفتار انگلستان
behaviourUK
رفتار ایالات متحده
behaviorUS
رفتار خوب ایالات متحده
good behaviorUS
رفتار خوب انگلستان
good behaviourUK
خوشایند
pleasantry
عمل خوب
pleasantness
good deed