tort

base info - اطلاعات اولیه

tort - جرم

noun - اسم

/tɔːrt/

UK :

/tɔːt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tort] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The company has an army of tort lawyers ready to back up its demands.


    این شرکت ارتشی از وکلا دارد که آماده حمایت از خواسته هایش هستند.

  • The company claimed compensation for the work made necessary by the defendants' tort.


    این شرکت برای کارهایی که توسط جرم متهمان ضروری شده بود، مطالبه غرامت کرد.

  • New tort legislation was enacted in March.


    قانون جدید جرم در ماه مارس تصویب شد.


  • در صورتی که کالا به خریدار خسارت وارد کند، در این صورت فروشنده می تواند ادعای تخلف را داشته باشد.

synonyms - مترادف
  • offenceUK


    جرم انگلستان

  • offenseUS


    جنایت ایالات متحده

  • misdeed


    خلافکاری

  • wrongdoing


    انجام اشتباه

  • misdemeanourUK


    جنایت انگلستان

  • misdemeanorUS


    جنایت آمریکا


  • عمل غیر قانونی

  • unlawful act


    عمل نادرست

  • wrongful act


    جرم


  • اشتباه


  • تخلف

  • transgression


    نقض


  • بی عدالتی

  • iniquity


    خشم

  • malfeasance


    بی رحمی

  • outrage


    بد

  • atrocity


    شرارت

  • evil


    عمل شنیع

  • villainy


    تجاوز

  • abomination


    بزهکاری

  • trespass


    بدجنسی

  • delinquency


    رسوایی

  • malefaction


    جنایت


  • جرم انگاری

  • felony


    گناه

  • infringement


    جراحت

  • criminality


  • sin


  • injustice



  • infraction


antonyms - متضاد
  • legality


    قانونی بودن

  • obedience


    اطاعت


  • سود

  • blessing


    برکت

  • delight


    لذت بسیار


  • خوب

  • goodness


    خوبی

  • happiness


    شادی

  • honorUS


    افتخار ایالات متحده

  • honourUK


    HonourUK

  • joy


    مهربانی

  • kindness


    اخلاق

  • morality


    خلوص

  • purity


    درست


  • استحکام - قدرت


  • تقوا


  • غیر جنایی

  • noncrime


    رفتار انگلستان

  • behaviourUK


    رفتار ایالات متحده

  • behaviorUS


    رفتار خوب ایالات متحده

  • good behaviorUS


    رفتار خوب انگلستان

  • good behaviourUK


    خوشایند

  • pleasantry


    عمل خوب

  • pleasantness


  • good deed


لغت پیشنهادی

renaissance

لغت پیشنهادی

playwright

لغت پیشنهادی

tyler