birch
birch - توس
noun - اسم
UK :
US :
درختی با پوست صاف (=پوشش بیرونی) و شاخه های نازک یا چوب این درخت
درختی با پوست صاف و اغلب سفید (= پوشش بیرونی) و شاخه های نازک
an official punishment in the past that involved hitting a person across the bottom with thin sticks. The thins sticks are also called the birch.
یک مجازات رسمی در گذشته، که شامل ضربه زدن به یک نفر با چوب های نازک از ته آن می شد. به چوب های نازک توس نیز می گویند.
تنبیه کسی با توس
درختی با پوست صاف و اغلب سفید (= پوشش بیرونی)، یا چوب این درخت
All I remember is the wrenching loss as l watched the last birch disappear. l have relived it again and again.
تنها چیزی که به یاد میآورم فقدان سختی است که آخرین غان را تماشا میکردم. بارها و بارها آن را زنده کرده ام.
کلر می توانست زنجیر زنگ زده بیشتری را در اطراف تنه باریک، پوست کنده و نقره ای درخت توس نزدیک ببیند.
نسیمی نامحسوس برگ های هنگ درختان توس را وادار به لرزش مضطرب کرد.
ای کاش به بهشت هنوز هم اجازه داشتم از توس و کمربند مانند روزهای خوب گذشته استفاده کنم!
برگ های توس به ظرافت کم رنگ و تقریباً لیمویی رنگ بود.
این طاقچه ها درختان غان سفید ضخیم، خاکستر و افرا را در بر می گیرند.
در جنگلی از چوب سخت با افراهای قندی بسیار ضخیم و توس های زرد قدم زدم.
کاجهای تیره و توسهای زرد جلوتر بودند، در حالی که خط ساحلی برای دیدار با من منحنی میشد.
flog
شلاق زدن
lash
مژه
thrash
کوبیدن پی در پی
whip
ضرب و شتم
پنهان شدن
تعویض
برنزه
tan
ولوپ کردن
wallop
نهنگ
whale
ضربه شدید
bash
بست
baste
خفاش
bat
خمیر
batter
belabourUK
belabourUK
belaborUS
belaborUS
کمربند
گلوله
bludgeon
بوفه
buffet
باشگاه
ادویه کاری
curry
انجام دادن
دراب
drub
فیب
fib
چکش
hammer
توری
lace
برنج
lambast
لمبست
lambaste
کف کردن
lather
لیسیدن
lick
ماول
maul
شکست
از دست دادن
pat
ضربه زدن
surrender
تسلیم شدن
ستایش
praise
تعریف و تمجید
compliment
محافظت
نگهبان
کمک
کمک کند
ثابت
بهبودی یافتن
رها کردن
mend
دست برداشتن از
کشیدن
ببخش
حفظ کردن
forgive
لطفا
uphold
برکت دادن
راحتی
bless
حفظ
مراقب باش
laud
آرام باش
تزئین کنید
تعمیر
زیبا کردن
decorate
ساختن
repair
درمان
beautify
cure