amnesty
amnesty - عفو
noun - اسم
UK :
US :
یک دستور رسمی از سوی یک دولت که به گروه خاصی از زندانیان اجازه می دهد آزاد شوند
دوره ای که می توانید بدون تنبیه به انجام کاری غیرقانونی اعتراف کنید
تصمیمی از سوی دولت که به زندانیان سیاسی اجازه می دهد آزاد شوند
مدت زمان معینی که طی آن افراد برای ارتکاب جرم خاصی مجازات نمی شوند
a decision by a government to forgive people who have committed particular illegal acts or crimes, and not to punish them
تصمیم یک دولت برای بخشش افرادی که مرتکب اعمال یا جنایات غیرقانونی خاصی شده اند و مجازات نمی شوند
The government has been forced to declare an amnesty for anyone who has not paid their taxes, because there are now too many to collect.
دولت مجبور شده است برای کسانی که مالیات خود را نپرداخته اند عفو اعلام کند، زیرا اکنون تعداد زیادی برای جمع آوری وجود دارد.
Local authorities could be brought into that and such an amnesty would need Home Office funding and improved publicity.
مقامات محلی می توانند وارد این موضوع شوند و چنین عفو به بودجه وزارت کشور و تبلیغات بهتر نیاز دارد.
Lacking information many immigrants mistakenly believed that the law was an amnesty.
بسیاری از مهاجران به دلیل نداشتن اطلاعات، به اشتباه معتقد بودند که این قانون یک عفو است.
Mzukwa served just four years of his sentence before being released during a general amnesty in 1991.
مزکوا تنها چهار سال از دوران محکومیت خود را سپری کرد تا اینکه در جریان عفو عمومی در سال 1991 آزاد شد.
رئیس جمهور برای همه شورشیان از جمله رهبر آنها عفو عمومی صادر کرد.
یک عفو عمومی اعطا شد که به تبعیدیان سیاسی اجازه بازگشت آزادانه داده شد.
But they were eventually freed and given amnesty.
اما در نهایت آزاد شدند و عفو صادر کردند.
کنگره در سال 1986 نزدیک به 3 میلیون مهاجر غیرقانونی را عفو کرد.
برخی از مقامات، مانند آقای گاوین، از واشنگتن می خواهند که یک بار عفو ملی را در نظر بگیرد.
اما برخی دیگر می گویند که عفو برای مالیات دهندگان صادق ناعادلانه است.
نمایندگان کنگره امیدوارند که عفو مالیات بر درآمد افراد بیشتری را به پرداخت تشویق کند.
رئیس جمهور برای همه زندانیان سیاسی عفو عمومی صادر کرد.
گروههای چریکی پیشنهاد عفو دولت را پذیرفتهاند و شروع به تخلیه نظامی کردهاند.
2000 چاقو در جریان عفو یک ماهه تحویل داده شده است.
آنها برای جنایات مرتکب شده در طول جنگ عفو عمومی اعلام کردند.
برنامه عفو رئیس جمهور برای بیگانگان غیرقانونی
اکثر زندانیان سیاسی تحت شرایط عفو آزاد شدند.
افرادی که اسلحه غیرقانونی تحویل می دهند در جریان عفو تحت پیگرد قانونی قرار نخواهند گرفت.
دولت از اعلام عفو برای افرادی که مالیات مورد اختلاف را پرداخت نکرده بودند خودداری کرد.
دولت برای افرادی که مالیات معوقه خود را پرداخت می کنند، عفو اعلام کرده است.
forgiveness
بخشش
remission
بهبودی
absolution
بخشودگی
pardon
عفو
reprieve
مهلت دادن
dispensation
معافیت
mercy
رحمت
pardoning
رحم
clemency
تخلیه
discharge
آزادی
مصونیت
immunity
فراموشی
liberty
رهایی
oblivion
حواله
عفو عمومی
remittal
زیاده خواهی
condonation
رها کردن
general pardon
تبرئه
indulgence
توجیه
let-off
پاکسازی
exoneration
تحویل
letting off
غرامت
acquittal
exculpation
exemption
vindication
liberation
clearing
indemnity
impunity
پنالتی
مجازات
retribution
قصاص
reprisal
انتقام جویی
revenge
انتقام گرفتن
vengeance
تلافی
retaliation
بازپرداخت
payback
دشمنی
nemesis
عدالت
رضایت
requital
حساب کردن
پاداش
reckoning
جبران خسارت
recompense
خسارت
redress
دستمزد
repayment
درمان
reparation
استرداد
damages
قضاوت ایالات متحده
wages
اصلاح می کند
remedy
اندازه گرفتن
compensation
بازگشت
restitution
کفاره
judgmentUS
قضاوت انگلستان
amends
عدالت قصاص
عدالت شاعرانه
comeback
پاداش مناسب
atonement
judgementUK
retributive justice
poetic justice
due reward