pricey
pricey - گران قیمت
adjective - صفت
UK :
US :
گران
بیایید اینجا غذا نخوریم - خیلی گران است.
محل اقامت هتل ها عالی اما گران هستند.
غذا عالی است، اما کمی گران است.
او میگوید آهو قیمت کمتری دارد - یک دلار حدود 4 تا 500 پوند و یک گوزن حدود 80 تا 90 پوند قیمت دارد.
بلیط ها به نوعی گران بود، اما نمایش خوب بود.
نرم افزار نوشته شده در ToolChest قادر خواهد بود از تست انطباق گران قیمت در تمام جعبه های Sparc مختلف عبور کند.
قبلاً Quattro یک مدل گران قیمت بود، نه فقط یک گزینه با قیمت مناسب.
Software written to ToolChest will be able to bypass pricey compliance testing on all the various Sparc boxes.
برخلاف همسایگان گران قیمتش، ویل و آسپن، گلنوود اسپرینگز بیشتر توسط انبوهی از مردم کشف نشده است.
با فروشنده باهوش و بداخلاق تماس گرفتم تا بپرسم چرا چنین لباس گرانقیمتی چنین «چروکهایی» دارد.
صاحبان یک کارخانه ریخته گری تمپه هرگز نگران دزدان مجسمه های گران قیمت باغ هنری خود نبودند.
I called over the smart and snooty shop assistant to ask why such a pricey outfit sported such ` crinkles'.
در همان نزدیکی، DayStar Digital کلونهای Mac گرانتر و با کارایی فوقالعاده خود را برای انتشار و ویرایش با کیفیت بالا میفروخت.
Owners of a Tempe foundry never worried about thieves stealing the pricey sculptures in their art garden.
Nearby DayStar Digital was selling its pricier, super-performance Mac clones for high-end publishing and editing.
منو ممکن است گران به نظر برسد، اما در واقع ارزش پولی خوبی دارد.
من نمی توانم آن را بپردازم - فقط برای من خیلی گران است.
یک رستوران گران قیمت
اگر می توانید می خواهید از اقدامات قانونی پرهزینه اجتناب کنید.
لباس های طراحی شده به طرز عجیبی گران قیمت
خانههای این روستا اکنون برای مردم محلی گرانتر از آن هستند.
الان همه چیز خیلی عزیز است، اینطور نیست؟
بیرون غذا خوردن کمی گران است.
کمی گران است اما غذا فوق العاده است.
آن رستوران برای من خیلی گران است.
استخدام مجدد، بازآموزی، و مقابله با روحیه پایین گران است.
خانه هایی که ما به آنها نگاه کردیم یا خیلی گران بودند یا ارزش کار برای تعمیر آنها را نداشتند.
گران
costly
هزینه بر
عزیز
exorbitant
گزاف
premium
حق بیمه
extravagant
مسرف
extortionate
اخاذی
overpriced
بیش از حد
steep
شیب تند
excessive
بیش از اندازه
priceless
بسیار گرانبها
spendy
خرج کننده
با ارزش
precious
گرانبها
بالا
lavish
مجلل
ultraexpensive
فوق العاده گران
inflated
باد کرده
outrageous
ظالمانه
upmarket
سطح بالا
high-priced
با قیمت بالا
high-cost
هزینه بالا
high-end
بلیط های بزرگ
big-ticket
بودجه کلان
big-budget
بلیط بالا
high-ticket
بیش از شانس
گران قیمت
pricy
نامتعادل
immoderate
غیر منطقی
unreasonable
سفت
stiff
ارزان
inexpensive
مقرون به صرفه
affordable
معقول
بودجه
تخفیف داده شده است
discounted
کاهش نرخ
cut-rate
هدیه دادن
economical
چانه زدن
giveaway
صرفه جو
bargain
اقتصادی
thrifty
تخفیف
رقابتی
discount
اقتصاد
کاهش
فروتن
reduced
فروش
بریده بریده شده است
معامله گر
slashed
قیمت پایین
bargainous
ته سنگ
low-price
قیمت فروش
rock-bottom
به صورت معقولانه قیمت گذاری شده
sale-price
با قیمت متوسط
reasonably priced
ارزان و شاد
moderately priced
با قیمت مناسب
در پیشنهاد ویژه
keenly priced
رفتن برای آهنگ
با قیمت پایین
کم هزینه
low-priced
low-cost
