carve
carve - تراشیدن
verb - فعل
UK :
US :
برای ساختن یک شی یا الگو با بریدن یک تکه چوب یا سنگ
بریدن نقش یا حرف روی سطح چیزی
یک تکه بزرگ از گوشت پخته شده را با استفاده از چاقو به قطعات کوچکتر برش دهید
برای موفقیت در به دست آوردن شغل، موقعیت، زندگی و غیره که می خواهید
اگر رودخانه ای، باد و غیره زمین یا سنگ را کنده، مقداری از آن را از بین می برد
برای کاهش اندازه چیزی با حذف مقداری از آن
to make something by cutting into especially wood or stone or to cut into the surface of stone wood etc.
چیزی را با تراشیدن به خصوص چوب یا سنگ یا برش دادن سطح سنگ و چوب و غیره.
برای بریدن قطعات نازک از یک تکه بزرگ گوشت پخته
ساختن چیزی با برش به شکل esp. چوب یا سنگ، یا بریدن به سطح سنگ، چوب و غیره.
حک کردن یک تکه بزرگ گوشت پخته به معنای بریدن قطعات نازک از آن است
چه کسی می خواهد حک کند، بابا یا پدربزرگ؟
This plywood structure has grown bigger and bigger, and he has even carved gothic spires on its top.
این سازه تخته سه لا بزرگتر و بزرگتر شده است و او حتی مناره هایی به سبک گوتیک بر روی آن حک کرده است.
Shapes of naked half-men half-beasts writhing in some hideous dance were carved on to the mahogany chair.
روی صندلی چوب ماهون شکلهایی از نیمهجانوران نیمهمرد برهنه که در رقصی شنیع میچرخیدند.
پسرش که سرش را در کنار کدو تنبل حک شده بزرگ گرفته است و پوزخندی پهن و دندانه دار را تقلید می کند.
In Fujian, workers are carving roads into red clay hills, scaling bamboo scaffolding, hauling piles of stone.
در فوجیان، کارگران جادهها را در تپههای سفالی قرمز میتراشند، داربستهای بامبو را پوستهاندازی میکنند، تودههای سنگ را میکشند.
میکل آنژ این مجسمه را از یک قطعه سنگ مرمر تراشیده است.
من در مزرعه ذرت دراز کشیده ام و به ابرهایی که توسط برگ های لبه چنگ بالای سرم تراشیده شده اند خیره شده ام.
شما شروع به کنده کاری کنید در حالی که من سبزیجات را بیاورم.
a carved doorway
یک درگاه کنده کاری شده
مجسمه از یک تکه سنگ تراشیده شده بود.
مهره ها از عاج جامد حک شده بودند.
چوب به شکل گل تراشیده شده بود.
در طول قرن ها، برف های ذوب شده، دره هایی را در مناظر حک کرده بود.
او هم در سنگ و هم در چوب کنده کاری می کند.
آنها حروف اول خود را روی میز حک کردند.
روی درب جعبه یک کتیبه لاتین حک شده بود.
چه کسی می خواهد بوقلمون را کنده کاری کند؟
او موفق شد در عرصه رسانه فعالیت کند.
او جایی برای خود در دنیای مد ایجاد کرده است.
مردم باید به خاطر داشته باشند که پیشنهادات ما به هیچ وجه به هیچ وجه مطرح نیست.
این قواعد در سنگ تنظیم نشده اند.
نهار آماده است. چه کسی می خواهد حک کند؟
او به من یاد داد که چگونه یک پای بره را حک کنم.
ما شاهد حکاکی ماهرانه اردک توسط گارسون بودیم.
این قطب توتم از/خارج از یک تنه درخت حک شده است.
نام او را روی درختی حک کرد.
Some of the tunnels in the cliff are natural some were carved out (= cut into the rock) by soldiers for defensive purposes.
برخی از تونل های صخره طبیعی هستند، برخی از آنها توسط سربازان برای اهداف دفاعی تراشیده شده (= بریده شده در صخره).
دوست داری (مرغ) را حک کنم؟
این میله توتم از یک تنه درخت کنده شده است.
آیا می خواهید (بوقلمون) را حکاکی کنم؟
sculpt
مجسمه سازی
sculpture
تراشه
برش
اسکنه
chisel
روش
فرم
چو
hew
سفید کردن
whittle
هک کردن
hack
بریده بریده
slash
حکاکی کردن
engrave
اچ کردن
etch
کتیبه کردن
inscribe
شکل
قبر
بریدن
incise
تکه
شکافتن
cleave
تشریح
dissect
متفرق کننده
dissever
تقسیم کنید
تورفتگی
indent
حجاری کردن
insculpt
مدل
moldUK
mouldUK
moldUS
moldUS
پاره کردن
pare
الگو
خشن
rough-hew
کاتب
scribe
