devolution
devolution - واگذاری
noun - اسم
UK :
US :
هنگامی که یک دولت ملی به یک گروه یا سازمان در سطح محلی پایین تر یا بیشتر قدرت می دهد
when a national government or a large organization gives some or all of its power to a smaller group or an organization at a more local level
زمانی که یک دولت ملی یا یک سازمان بزرگ بخشی یا تمام قدرت خود را به گروه کوچکتر یا سازمانی در سطح محلی تر می دهد.
the moving of power or responsibility from a main organization to a lower level or from a central government to a local government
انتقال قدرت یا مسئولیت از یک سازمان اصلی به سطح پایین تر یا از یک دولت مرکزی به یک دولت محلی
انتقال قدرت یا مسئولیت از یک فرد یا گروه به فرد دیگر
One form of horizontal devolution has been a feature of the constitution of the United Kingdom for centuries.
یکی از اشکال تفویض اختیارات افقی از ویژگی های قانون اساسی بریتانیا برای قرن ها بوده است.
However devolution is already quite a commonplace activity in many educational establishments around the world.
با این حال، تفویض اختیار در بسیاری از مؤسسات آموزشی در سراسر جهان یک فعالیت کاملاً عادی است.
The history of devolution has been a chequered one in our country perhaps since the second world war.
تاریخ تفویض اختیار در کشور ما، شاید از زمان جنگ جهانی دوم، تاریخ شطرنجی بوده است.
به نظر میرسید که سیاستهای آنها در مورد تفویض اختیارات در حال خراب شدن است.
کرانکایت از واگذاری اخبار تلویزیون به چیزی فراتر از صداگذاری ابراز تعجب کرد.
No doubt that was one reason for the deep-rooted Labour hostility to devolution, and there were other reasons.
بدون شک این یکی از دلایل خصومت ریشهدار حزب کارگر با واگذاری قدرت بود و دلایل دیگری نیز وجود داشت.
به دومی ها حق انتخاب بین واگذاری سریع و آهسته داده شد.
The regimes under which nationalised industries function are by no means the only examples of vertical devolution under the United Kingdom constitution at present.
رژیمهایی که تحت آن صنایع ملیشده عمل میکنند به هیچ وجه تنها نمونههای واگذاری عمودی تحت قانون اساسی بریتانیا در حال حاضر نیستند.
This is what I would also like to see happen throughout Great Britain, with devolution and regional assemblies.
این همان چیزی است که من همچنین میخواهم در سراسر بریتانیای کبیر، با تفویض اختیارات و مجامع منطقهای اتفاق بیفتد.
او یکی از معماران کلیدی تفویض اختیار اسکاتلند بود.
اکثریت مردم استان موافق تفویض اختیار هستند.
The Solomon Islands is a constitutional monarchy with substantial devolution of power to provincial governments.
جزایر سلیمان یک پادشاهی مشروطه است که قدرت قابل توجهی به دولت های استانی واگذار شده است.
degradation
تنزل
deterioration
زوال
downgrade
خلع درجه
کاهش می یابد
سقوط
decadence
انحطاط
declension
انحراف
declination
نزول
degeneracy
فروکش
degeneration
کسوف
descent
پوسیدگی
downfall
رها کردن
ebb
تحقیر
eclipse
بدتر شدن
decay
اسلاید
سقوط - فروپاشی
debasement
پسرفت
worsening
سپری شدن
رکود
تضعیف شدن
retrogression
رو به زوال
lapse
در حال پوسیدگی
downturn
کاهش ارزش
weakening
استهلاک
slump
فروکش کردن
waning
decaying
devaluation
depreciation
ebbing
abasement
ascent
صعود
centralisationUK
تمرکز انگلستان
centralizationUS
تمرکز ایالات متحده
بالا آمدن
upswing
صعودی
pickup
سوار کردن
کنترل
domination
سلطه
consolidation
تثبیت
unification
اتحاد
upturn
سربالایی
upsurge
تمرکزگرایی
centralism
انحصار انگلستان
monopolisationUK
انحصار آمریکا
monopolizationUS
بچرخ
turnaround
بهبود
سیستم سازی انگلستان
systematisationUK
سیستم سازی ایالات متحده
systematizationUS
تمرکز