epidemic
epidemic - اپیدمی
noun - اسم
UK :
US :
تعداد زیادی از موارد یک بیماری که همزمان اتفاق می افتد
افزایش ناگهانی تعداد دفعاتی که اتفاق بدی می افتد
ظهور یک بیماری خاص در تعداد زیادی از افراد به طور همزمان
یک مشکل خاص که به طور جدی بسیاری از افراد را در همان زمان تحت تاثیر قرار می دهد
بسیار اتفاق می افتد و افراد زیادی را تحت تاثیر قرار می دهد
the appearance of a particular disease in a very large number of people during the same period of time
ظهور یک بیماری خاص در تعداد بسیار زیادی از افراد در همان دوره زمانی
ایدز در برخی کشورها به یک اپیدمی تبدیل شده است.
In an average year about 35 babies suffer rubella damage but an epidemic will normally claim about 70 victims.
در یک سال به طور متوسط، حدود 35 نوزاد از بیماری سرخجه رنج می برند، اما یک بیماری همه گیر معمولاً حدود 70 قربانی می گیرد.
In the face of an epidemic which was sweeping away our friends and lovers, we sought help where we could.
در مواجهه با یک بیماری همه گیر که دوستان و عاشقان ما را فراگرفته بود، از هر جایی که می توانستیم کمک خواستیم.
This exercise was carried out by a third year group in a secondary school studying a cholera epidemic.
این تمرین توسط یک گروه سال سوم در یک مدرسه راهنمایی که در حال مطالعه اپیدمی وبا بودند انجام شد.
a cholera epidemic
یک اپیدمی وبا
پزشکان هشدار می دهند که ممکن است یک اپیدمی آنفولانزا در راه باشد.
این تصمیم در بحبوحه گزارش های مداوم از سوءتغذیه شدید و اپیدمی های بهداشتی اتخاذ شد.
در اپیدمی های فلج اطفال، پاداش ها و مجازات ها با دستی تصادفی و ویرانگر انجام می شد.
نتیجه: کاهش موقت مگس ها، اما عدم توقف در اپیدمی فلج اطفال.
اپیدمی اخیر سرقت خودرو به گردن نوجوانان بی حوصله گذاشته شده است.
محققانی که در دهه چهل اپیدمی ها را در شیکاگو و بوفالو مطالعه می کردند چندین نظریه ارائه کردند.
این اپیدمی قبلاً تلفات وحشتناکی در کشورش داشته است.
شیوع یک اپیدمی آنفولانزا
اپیدمی سرخک شیوع یافت و بیش از 200 کودک جان خود را از دست دادند.
Effectively tobacco companies will be exporting an epidemic of smoking-related diseases, the campaign suggests.
این کمپین نشان میدهد که به طور موثر، شرکتهای دخانیات اپیدمی بیماریهای مرتبط با سیگار را صادر خواهند کرد.
گزارشی که اخیراً یک اپیدمی جنایت در شهرها را توصیف می کند.
بیش از پنجاه نفر در طول اپیدمی آنفولانزا در زمستان گذشته جان خود را از دست دادند.
بدترین اپیدمی آنفولانزا در 14 سال گذشته کشور را فرا گرفته است.
a flu epidemic
یک اپیدمی آنفولانزا
a crime/unemployment epidemic
یک اپیدمی جنایت/بیکاری
فقر در این کشور به ابعاد همه گیر رسیده است.
جنایت و فقر در این شهر همه گیر است.
pandemic
پاندمی
endemic
بومی
outbreak
شیوع
plague
طاعون
infestation
آلودگی
scourge
بلا
boutade
بوتاد
epizootic
اپیزوتیک
recrudescence
تجدید حیات
pest
آفت
pestilence
بیماری گسترده
چه خبر است
سرایت
what's going around
بیماری
contagion
عفونت
مرگ سیاه
ویروس
sickness
طاعون بوبونیک
بیماری مسری
قاتل
bubonic plague
لوس ها
contagious disease
بازدید
کهیر
خطر
lues
تهدید
visitation
بیماری کشنده
rash
تهدیدی برای زندگی
peril
menace
deadly illness
