preferences
preferences - اولویت ها
N/A - N/A
UK :
US :
این واقعیت که شما چیزی یا کسی را بیشتر از چیز یا شخص دیگری دوست دارید
مزیتی که به یک فرد یا گروهی از افراد داده می شود
If you choose one thing in preference to another thing you choose it because you like or want it more than the other thing
اگر چیزی را بر چیز دیگری ترجیح می دهید، آن را به این دلیل انتخاب می کنید که آن را بیشتر از چیز دیگر دوست دارید یا می خواهید
اولویت نیز مزیتی است که به کسی داده می شود
واقعیت دوست داشتن یا خواستن یک چیز بیشتر از چیز دیگر
مزیت یا درمان بهتری که به یک فرد یا گروهی از افراد داده می شود
used to describe a company's shares that have the right to fixed dividends (= payments from profits) before the dividends on its ordinary shares are calculated and paid in a particular period or in periods when dividends on these shares are not paid at all
برای توصیف سهام یک شرکت استفاده می شود که قبل از محاسبه و پرداخت سود سهام عادی آن در یک دوره خاص یا در دوره هایی که اصلاً سود سهام این سهام پرداخت نمی شود، حق سود سهام ثابت (= پرداخت از سود) را دارند.
Her preference is for comfortable rather than stylish clothes.
ترجیح او برای لباس های راحت است تا شیک.
من غذاهای شیرین را به تند ترجیح می دهم.
انتخاب مبلمان تا حد زیادی یک موضوع ترجیحی شخصی است.
It would be wrong to discriminate against a candidate because of their sexual preference (= the sex of the people they are sexually attracted to).
تبعیض قائل شدن علیه یک نامزد به دلیل ترجیح جنسی آنها (= جنسیت افرادی که از نظر جنسی به آنها جذب می شوند) اشتباه است.
ما به کسانی که برای مدت طولانی با ما کار کرده اند ترجیح می دهیم.
ترجیحات ویژه در ابتدا برای تشویق سرمایه گذاری ارائه شد.
He studied chemistry in preference to physics at university.
او در دانشگاه شیمی را به جای فیزیک خواند.
این شهر به متقاضیان شغلی که در آنجا زندگی می کنند ترجیح می دهد.
این سرمایه گذاران به جای سپرده های بانکی به اوراق بهادار ترجیح می دادند.
More flexibility will enable managers to redesign their floors quickly according to customer preferences.
انعطافپذیری بیشتر مدیران را قادر میسازد تا به سرعت طبقات خود را مطابق ترجیحات مشتری طراحی کنند.
خرید خودرو یک موضوع ترجیحی شخصی است.
This small-business program gives preference to minority- and women-owned companies.
این برنامه کسب و کار کوچک به شرکت های متعلق به اقلیت ها و زنان ترجیح می دهد.
نوکیا قرار است سرمایه خود را با حدود 100 میلیون دلار سهام ترجیحی جدید افزایش دهد.
likings
دوست داشتنی ها
fondness
علاقه
طعم
partiality
جانبداری
میل
inclination
تمایل
leanings
تمایلات
biases
تعصبات
penchant
آرزوها
predilection
محبت
wishes
قرابت ها
affection
کیسه ها
affinities
خم می شود
bags
اشتها، میل
bents
قدردانی
proclivities
جاذبه
appetite
فانتزی
appreciation
طرفدار ایالات متحده
attraction
favourUK
dispositions
دوست دارد
fancies
عشق
favorUS
استعدادها
favourUK
پیش شرط، تعصب
likes
لذت بردن
درخشیدن
predispositions
اشتها
prepossession
propensity
relish
appetencies
aversion
بیزاری
disfavorsUS
نارضایتی ایالات متحده
disfavourUK
نارضایتی انگلستان
dislikes
دوست ندارد
distaste
نفرت
hatred
انزجار
averseness
بی میلی
disgust
دوست نداشتن ها
loathing
بی اعتنایی کردن
طرد شدن
disinclination
dislikings
disrelish
rejection