rooms

base info - اطلاعات اولیه

rooms - اتاق ها

N/A - N/A

ruːm

UK :

ruːm

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rooms] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I like this room - it has plenty of light.


    من این اتاق را دوست دارم - نور زیادی دارد.

  • I could hear people talking in the next room.


    می توانستم صدای مردم را در اتاق بغلی بشنوم.

  • She's waiting for you in the conference room upstairs.


    او در اتاق کنفرانس در طبقه بالا منتظر شماست.

  • The whole room (= all the people in the room) turned and looked at her.


    تمام اتاق (= همه اهل اتاق) برگشتند و به او نگاه کردند.

  • She's upstairs in her room.


    او در طبقه بالا در اتاقش است.

  • Go tidy your room or you can't watch TV tonight.


    برو اتاقت را مرتب کن، وگرنه امشب نمی توانی تلویزیون تماشا کنی.

  • a single/double room (= a bedroom for one person/two people)


    یک اتاق یک نفره / دو نفره (= یک اتاق خواب برای یک نفر / دو نفر)


  • یک اتاق خواب


  • یک حمام


  • یک اتاق غذاخوری


  • اتاق نشیمن

  • That sofa would take up too much room in the flat.


    آن مبل فضای زیادی را در آپارتمان اشغال می کند.

  • James took the books off the little table to make room for the television.


    جیمز کتاب ها را از روی میز کوچک برداشت تا جایی برای تلویزیون باز کند.

  • He's fainted! Don't crowd him - give him room.


    او غش کرده است! او را شلوغ نکنید - به او اتاق بدهید.

  • Is there (enough/any) room for me in the car?


    آیا در ماشین (به اندازه کافی/هر گونه) فضایی برای من وجود دارد؟

  • There's hardly room to move in here.


    به سختی جا برای نقل مکان در اینجا وجود دارد.

  • I feel the company has little room for/to manoeuvre.


    من احساس می کنم که شرکت فضای کمی برای / برای مانور دارد.

  • At college he rooms with this guy from Nebraska.


    در کالج با این مرد اهل نبراسکا اتاق می گیرد.

  • The house has a laundry room.


    خانه دارای رختشویی است.

  • Is there any room for me in the car?


    آیا در ماشین جای من هست؟

  • fig. She writes better but there is still room for improvement.


    شکل. او بهتر می نویسد، اما هنوز جای پیشرفت وجود دارد.

  • I roomed with Anita in college.


    من با آنیتا در دانشگاه هم اتاق شدم.

  • a meeting/conference/dining room


    یک جلسه / کنفرانس / اتاق غذاخوری

  • I feel the company has little room for manoeuvre.


    من احساس می کنم شرکت فضای کمی برای مانور دارد.

  • He lived in rooms above a shop.


    او در اتاق های بالای یک مغازه زندگی می کرد.

  • The business is doing well but there is definitely room for improvement.


    کسب و کار به خوبی پیش می رود، اما قطعاً جای پیشرفت وجود دارد.

  • He rooms with one of his colleagues.


    او با یکی از همکارانش اتاق می گیرد.

synonyms - مترادف
  • accommodation


    محل اقامت


  • مسکن

  • lodgings


    اقامتگاه ها

  • quarters


    چهارم

  • accommodations


    حفاری می کند

  • digs


    محل


  • اتاق ها

  • chambers


    محل سکونت

  • residence


    اسکان

  • lodging


    مکان ها

  • places


    حفاری ها

  • diggings


    سکونت

  • dwelling


    پد

  • pad


    آپارتمان ها

  • apartments


    اقامت

  • abode


    خانه


  • خانه ها


  • فضاها

  • habitation


    اپارتمان

  • dwellings


    اقامتگاه

  • spaces


    محله های زندگی


  • تخت

  • domicile


    آپارتمان

  • living quarters


    سقف

  • homes


    بیلت


  • residences


  • flats



  • billet


  • dwelling place


antonyms - متضاد
  • annexeUK


    AnnexeUK

  • annexUS


    annexUS


  • دفتر

  • unemployment


    بیکاری

لغت پیشنهادی

mutated

لغت پیشنهادی

bear

لغت پیشنهادی

aberdeen