whet

base info - اطلاعات اولیه

whet - خیس کردن

verb - فعل

/wet/

UK :

/wet/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [whet] در گوگل
description - توضیح

  • برای تیز کردن لبه تیغه


  • افزایش علاقه و آرزوی کسی به چیزی، معمولاً با ارائه یک تجربه کوچک از آن


  • برای تیز کردن تیغه چاقو یا ابزار مشابه

  • Any departure from it would be more likely to whet appetites than to satisfy them.


    هر گونه انحراف از آن بیشتر باعث تحریک اشتها می شود تا ارضای آنها.

  • Most of the notorious grade anomalies have been ironed out and the colour photos should whet people's appetites.


    بسیاری از ناهنجاری‌های بدنام از بین رفته‌اند و عکس‌های رنگی باید اشتهای مردم را تحریک کند.

  • Undergraduates will certainly find some interesting material and researchers will also find enough examples to whet their appetite.


    دانشجویان کارشناسی مطمئناً مطالب جالبی خواهند یافت و محققان نیز نمونه های کافی برای تحریک اشتهای آنها پیدا خواهند کرد.

  • To whet your appetite, here are some of the most commonly asked questions about fine vintage wines.


    برای باز کردن اشتهای شما، در اینجا برخی از متداول‌ترین سؤالات درباره شراب‌های قدیمی وجود دارد.

  • To whet your appetite, try the Wanaka lamb in orange sauce recipe on this page.


    برای اینکه اشتهای خود را باز کنید، دستور تهیه سس بره واناکا در پرتقال را در این صفحه امتحان کنید.

  • If that's not enough to whet your appetite, we've 100 £4 entrance tickets to give away free!


    اگر این برای تحریک اشتهای شما کافی نیست، ما 100 بلیط ورودی 4 پوندی برای تقدیم رایگان داریم!

  • After a quick outline of what each type of program lets you do I list some uses to whet your appetite.


    پس از یک طرح کلی از آنچه که هر نوع برنامه به شما امکان می دهد انجام دهید، من برخی از کاربردها را برای تحریک اشتهای شما فهرست می کنم.

example - مثال
  • The book will whet your appetite for more of her work.


    این کتاب اشتهای شما را برای کارهای بیشتر او باز می کند.

  • So if this has whetted your appetite for setting up your own website, how should you get started?


    بنابراین، اگر این اشتهای شما را برای راه اندازی وب سایت خود باز کرده است، چگونه باید شروع کنید؟

  • The long walk had whetted my appetite.


    پیاده روی طولانی اشتهایم را باز کرده بود.

  • This success whetted my appetite to go in for more competitions.


    این موفقیت اشتهای من را برای شرکت در مسابقات بیشتر باز کرد.

  • I've read an excerpt of the book on the Web and it's whetted my appetite.


    من گزیده ای از کتاب را در وب خوانده ام و اشتهایم را باز کرده است.

  • That one kiss had whetted his appetite.


    همین یک بوسه اشتهایش را باز کرده بود.

  • He whetted his knife against the stone.


    چاقویش را به سنگ زد.

synonyms - مترادف
  • sharpen


    تیز کردن

  • grind


    آسیاب کردن

  • hone


    با سنگ تیز کردن

  • strop


    استروپ


  • حاشیه، غیرمتمرکز


  • فایل


  • سنگ

  • acuminate


    تمام کردن


  • یک لبه قرار دادن

  • put an edge on


    مخروطی

  • taper


    تیزتر کردن


  • لباس

  • make sharper


    نقطه


  • یک نقطه بگذار


  • لهستانی


  • درخشیدن

  • polish


    خار


  • جلا دادن

  • barb


    فریب دادن

  • burnish


    براق

  • furbish


    صاف کردن

  • gloss


    تیز

  • smoothen


    برش


  • ساختن

  • cut


    برتری دادن به

  • forge


    حاد کردن

  • give an edge to


  • make acute


antonyms - متضاد
  • blunt


    صریح

  • dull


    کدر

  • dampen


    خیس کردن

  • dishearten


    ناامید کردن

  • roughen


    خشن کردن

  • glide


    سر خوردن


  • رایگان

  • liberate


    آزاد کردن

لغت پیشنهادی

oldest

لغت پیشنهادی

barfing

لغت پیشنهادی

bedecking