whet
whet - خیس کردن
verb - فعل
UK :
US :
برای تیز کردن لبه تیغه
to increase someone's interest in and wish for something usually by giving them a small experience of it
افزایش علاقه و آرزوی کسی به چیزی، معمولاً با ارائه یک تجربه کوچک از آن
برای تیز کردن تیغه چاقو یا ابزار مشابه
هر گونه انحراف از آن بیشتر باعث تحریک اشتها می شود تا ارضای آنها.
Most of the notorious grade anomalies have been ironed out and the colour photos should whet people's appetites.
بسیاری از ناهنجاریهای بدنام از بین رفتهاند و عکسهای رنگی باید اشتهای مردم را تحریک کند.
Undergraduates will certainly find some interesting material and researchers will also find enough examples to whet their appetite.
دانشجویان کارشناسی مطمئناً مطالب جالبی خواهند یافت و محققان نیز نمونه های کافی برای تحریک اشتهای آنها پیدا خواهند کرد.
برای باز کردن اشتهای شما، در اینجا برخی از متداولترین سؤالات درباره شرابهای قدیمی وجود دارد.
برای اینکه اشتهای خود را باز کنید، دستور تهیه سس بره واناکا در پرتقال را در این صفحه امتحان کنید.
اگر این برای تحریک اشتهای شما کافی نیست، ما 100 بلیط ورودی 4 پوندی برای تقدیم رایگان داریم!
After a quick outline of what each type of program lets you do I list some uses to whet your appetite.
پس از یک طرح کلی از آنچه که هر نوع برنامه به شما امکان می دهد انجام دهید، من برخی از کاربردها را برای تحریک اشتهای شما فهرست می کنم.
این کتاب اشتهای شما را برای کارهای بیشتر او باز می کند.
بنابراین، اگر این اشتهای شما را برای راه اندازی وب سایت خود باز کرده است، چگونه باید شروع کنید؟
پیاده روی طولانی اشتهایم را باز کرده بود.
این موفقیت اشتهای من را برای شرکت در مسابقات بیشتر باز کرد.
من گزیده ای از کتاب را در وب خوانده ام و اشتهایم را باز کرده است.
همین یک بوسه اشتهایش را باز کرده بود.
چاقویش را به سنگ زد.
sharpen
تیز کردن
grind
آسیاب کردن
hone
با سنگ تیز کردن
strop
استروپ
حاشیه، غیرمتمرکز
فایل
سنگ
acuminate
تمام کردن
یک لبه قرار دادن
مخروطی
taper
تیزتر کردن
لباس
make sharper
نقطه
یک نقطه بگذار
لهستانی
درخشیدن
polish
خار
جلا دادن
barb
فریب دادن
burnish
براق
furbish
صاف کردن
gloss
تیز
smoothen
برش
ساختن
برتری دادن به
forge
حاد کردن
make acute
blunt
صریح
dull
کدر
dampen
خیس کردن
dishearten
ناامید کردن
roughen
خشن کردن
glide
سر خوردن
رایگان
liberate
آزاد کردن