accordingly
accordingly - بر این اساس
adverb - قید
UK :
US :
in a way that is suitable for a particular situation or that is based on what someone has done or said
به گونه ای که برای یک موقعیت خاص مناسب است یا بر اساس آنچه که کسی انجام داده یا گفته است
در نتیجه چیزی
به نحوی که مناسب یا مناسب شرایط باشد
به نحوی که مناسب شرایط باشد
تصمیم بگیرید که چقدر می توانید خرج کنید و بر اساس آن خرید کنید.
او آنها را همان گونه که هستند می پذیرد و بر اساس آن با آنها برخورد می کند.
Perhaps young people perceive that our current values of the pursuit of wealth and power are hollow and react accordingly.
شاید جوانان درک کنند که ارزشهای کنونی ما در جستجوی ثروت و قدرت توخالی است و بر این اساس واکنش نشان میدهند.
Polly's landlord claimed that Polly lived in a studio-style maisonette and had set the rent accordingly.
صاحبخانه پولی ادعا کرد که پولی در خانه ای به سبک استودیو زندگی می کند و اجاره را بر اساس آن تعیین کرده است.
بر این اساس، مسیحیان با اطاعت از پروردگار خود ملزم به برخورد جدی با دشمنان خود هستند.
He was accordingly arrested and taken to Vine Street Police Station where he duly provided two specimens of breath in the intoximeter.
او بر این اساس دستگیر و به پاسگاه پلیس خیابان واین منتقل شد و در آنجا دو نمونه تنفس در دستگاه تنفس سنج تهیه کرد.
There aren't many jobs available. Accordingly, companies receive hundreds of resumés for every opening.
شغل زیادی در دسترس نیست بر این اساس، شرکت ها برای هر افتتاح صدها رزومه دریافت می کنند.
This paper has accordingly sought to provide a framework for future research in this important area.
بر این اساس این مقاله به دنبال ارائه چارچوبی برای تحقیقات آتی در این زمینه مهم بوده است.
ما باید نقشه های او را کشف کنیم و بر اساس آن عمل کنیم.
قیمت مواد در سال گذشته به شدت افزایش یافت. بر همین اساس مجبور شدیم قیمت های خود را افزایش دهیم.
هنگامی که دستورالعمل های شما را دریافت کردیم، مطابق با آن عمل خواهیم کرد.
او در رشته خود متخصص است و بر این اساس حقوق می گیرد.
Surveys suggest that these shows are not what most people want to watch. Accordingly (= Therefore), one network is now scheduling a made-for-TV movie every Sunday night.
نظرسنجیها نشان میدهد که این برنامهها آن چیزی نیست که بیشتر مردم میخواهند تماشا کنند. بر این اساس (= بنابراین)، یک شبکه اکنون هر یکشنبه شب یک فیلم ساخته شده برای تلویزیون را برنامه ریزی می کند.
از این رو
consequently
در نتیجه
hence
بنابراین
بدین ترتیب
به همین دلیل
ergo
سپس
wherefore
لزوما
پس از آن
thereby
متقابلا
متعاقبا
thereupon
از آنجا
thusly
از کجا
correspondingly
به عنوان یک نتیجه
resultantly
به آن دلیل
subsequently
که چنین است
thence
در آن حساب
whence
که این مورد است
به این دلیل
در آن رویداد
به خاطر این
در این حساب
در این راستا
به این منظور
تحت شرایط
unsuitably
نامناسب
improperly
نادرست
inappropriately
به اشتباه
wrongly
نامتجانس
incorrectly
بی جهت
incongruously
غیر قابل قبول
unseemly
به طور ناکافی
unduly
به طور ناقص
unacceptably
بی احتیاط
inadequately
نامطلوب
deficiently
به ناحق
imprudently
غیر قابل تحمل
unsatisfactorily
به طرز ناجور
erroneously
به طرز فجیعی
unjustly
ناعادلانه
intolerably
غیر قابل توجیه
awkwardly
بد
egregiously
unfairly
unjustifiably
wrongfully
inexcusably
