ad
ad - آگهی
noun - اسم
UK :
US :
an advertisement
تبلیغات
برای نشان دادن اینکه تاریخ تعداد خاصی از سالهای پس از تولد مسیح است استفاده می شود
یک کلمه غیر رسمی برای تبلیغات
informal for an advertisement
غیر رسمی برای یک تبلیغ
abbreviation for Anno Domini a Latin phrase meaning in the year of the Lord, which is used when referring to a year after Jesus Christ was born
مخفف برای Anno Domini یک عبارت لاتین به معنای در سال خداوند است که برای اشاره به یک سال پس از تولد عیسی مسیح استفاده می شود.
مخفف برای بیماری آلزایمر
فرم کوتاه آگهی
abbreviation for Anno Domini (= in the year of the Lord), used to show that a year is after the year in which Jesus Christ is thought to have been born
مخفف Anno Domini (= در سال خداوند) برای نشان دادن این است که یک سال پس از سالی است که تصور می شود عیسی مسیح در آن متولد شده است.
an advertisement
من تبلیغی برای مبلمان ارزان در روزنامه محلی خود دیدم.
ما یک تبلیغ در تایمز گذاشتیم و پاسخ فوق العاده ای دریافت کردیم.
یک کمپین تبلیغاتی
کودکان بیخانمان به دنبال پول یدکی هستند و روزنامهها آگهیهایی را از افرادی که کلیههای خود را در ازای پول نقد عرضه میکنند، حمل میکنند.
این باعث ایجاد دورهای تبلیغاتی برای حمله و ضدحمله می شود.
Homeless children scrounge for spare change and newspapers carry ads from people offering their kidneys for cash.
او متوجه میشود که آگهیهای شغلی که در روزنامههای برجستهای مانند فایننشال تایمز گذاشته میشود، به خوبی به او کمک میکند.
او حرفه بازیگری را با تبلیغات شامپو در تلویزیون آغاز کرده بود.
این کمپین معتقد است بهترین راه برای رسیدن به استقلالی ها تبلیغات بیشتر تلویزیونی است.
به دنبال مواردی باشید که در قسمت اصلی آگهی گنجانده نشده است.
آیا این تبلیغ برای Absolut Vodka واقعی است؟
تبلیغات تلویزیونی اولین بار سال گذشته پخش شد.
آنها یک تبلیغ برای یک شکلات تخته ای جدید تهیه کرده اند.
ما یک آگهی در یک وب سایت تبلیغاتی قرار دادیم.
یک کمپین تبلیغاتی تلویزیونی 10 میلیون دلاری
یک آژانس تبلیغاتی
ادعاهای زیادی در این تبلیغ وجود دارد.
او یک آگهی تمام صفحه در یک مجله زنانه گرفت.
TV ads for cars
تبلیغات تلویزیونی برای اتومبیل
این تبلیغ در تمام کانال های اصلی ظاهر شد.
می توانید تبلیغات کوچک خود را در روزنامه های محلی قرار دهید.
او تبلیغات طبقه بندی شده را اسکن می کرد.
ممکن است تبلیغات تمام صفحه ای که ما در نیویورک تایمز اجرا کردیم را دیده باشید.
من اغلب تبلیغات در تلویزیون را به برنامه های واقعی ترجیح می دهم.
in 1215 AD/AD 1215
در سال 1215 م / 1215 م
در طول قرن هفتم پس از میلاد
قرن 12 ق.
امپراتوری روم در سال 476 پس از میلاد به پایان رسید.
او در آگهی نوشابه های گازدار ظاهر شد.
یک آگهی تمام صفحه در روزنامه گرفتند.
این شرکت تبلیغاتی را در شبکه تلویزیونی اسپانیایی زبان Telemundo اجرا کرده است.
newspaper/television/internet ads
تبلیغات روزنامه/تلویزیون/اینترنت
چه کسی مفهوم کمپین تبلیغاتی را ایجاد کرد؟
ad executives
مدیران تبلیغات
ad revenue/spending/budget
درآمد/هزینه/بودجه تبلیغات
advertisement
تبلیغات
اطلاع
advert
آگهی
announcement
اعلامیه
poster
پوستر
bulletin
بولتن
circular
گرد
flyer
بروشور
تجاری
flier
آگهی روی کاغذ کوچک
posting
ارسال کردن
promotion
ترویج
رهایی
hoarding
احتکار
plug
پلاگین
notification
تریلر
trailer
تایید
endorsement
اعلان عمومی
آگهی طبقه بندی شده
classified ad
آگهی شخصی
آگهی می خواهم
صورت حساب
جزوه
handout
طفره زن
handbill
ارتباط
leaflet
پلاکارد
dodger
دلبستگی
pamphlet
placard
affiche
AC
AC
A.C.
A.C.
b.c.
قبل از میلاد مسیح.
BC
قبل از میلاد مسیح
B.C.
قبل از میلاد
BCE
قبل از کریسمس
ante Christum
before Christ