additive
additive - افزودنی
noun - اسم
UK :
US :
ماده ای که برای بهبود طعم، ظاهر و غیره به غذا اضافه می شود
a substance that is added to food in order to improve its taste or appearance or to keep it fresh and stop it from decaying
ماده ای که به غذا اضافه می شود تا طعم یا ظاهر آن را بهبود بخشد یا تازه نگه دارد و از پوسیدگی آن جلوگیری کند.
مربوط به یا شامل جمع (= فرآیند جمع کردن اعداد با هم)
شامل ترکیب چیزها یا استفاده از چیزها با هم
increasing by being combined, or increasing over time
با ترکیب شدن یا افزایش در طول زمان افزایش می یابد
چیزی که به یک ماده اضافه می شود، به ویژه غذا، برای بهبود یا حفظ آن
این محصول فاقد مواد افزودنی مصنوعی می باشد.
Artificial additives such as colourings, sweeteners and flavour enhancers aren't permitted in baby foods.
افزودنیهای مصنوعی مانند رنگها، شیرینکنندهها و تقویتکنندههای طعم در غذاهای کودک مجاز نیستند.
در شرایط آب و هوایی شدید، برای استفاده از مواد افزودنی و نگهدارنده های مختلف نیاز است.
Also the Delaney clause forbids any consideration of the many benefits of man-made pesticides and food additives.
همچنین، بند دلانی هرگونه در نظر گرفتن فواید فراوان آفت کش ها و افزودنی های غذایی دست ساز انسان را ممنوع می کند.
Pesticide residues, exposure to chemicals at toxic-waste sites, food additives, bird and insect droppings.
بقایای آفت کش ها، قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی در محل های زباله سمی، افزودنی های غذایی، فضولات پرندگان و حشرات.
غذاهایی که تحت این برچسب فروخته می شوند تضمین می شوند که فاقد مواد افزودنی و نگهدارنده هستند.
افزودنی بنزین از مخازن ذخیره سازی زیرزمینی در پمپ بنزین نیروی دریایی نشت کرده بود.
او ممکن است چیزی در رژیم غذایی خود کم داشته باشد، بدیهی است در مواد افزودنی خود.
شرکت های بزرگتر که به یک محصول استاندارد نیاز دارند، از مواد افزودنی زیادی استفاده می کنند.
نمک های طبیعی تر سنگ، دریا و مالدون کاملاً حاوی مواد افزودنی هستند.
food additives
افزودنی های مواد غذایی
طبقه بندی مواد افزودنی بر اساس شماره E بر اساس دستورالعمل اتحادیه اروپا انجام می شود.
آب پرتقال بدون افزودنی
افزودنی های شیمیایی در بنزین
این مارگارین پر از مواد افزودنی است - فقط به برچسب آن نگاه کنید!
اجازه دهید Z گروه افزایشی اعداد صحیح باشد.
این استراتژی برای سیستمهای رایگیری تک برنده که سیستمهای امتیاز افزایشی هستند، قابل اجرا است.
Creating colours on a screen is an additive process in which the primary colours are red green and blue.
ایجاد رنگ بر روی صفحه یک فرآیند افزایشی است که در آن رنگ های اصلی قرمز، سبز و آبی هستند.
Jenkins predicted a powerful additive effect might occur when these cholesterol-lowering foods are combined.
جنکینز پیش بینی کرد که وقتی این مواد غذایی کاهنده کلسترول با هم ترکیب شوند، ممکن است یک اثر افزودنی قوی رخ دهد.
RA یک پلی آرتریت افزایشی است. این بدان معنی است که با گذشت زمان مفاصل بیشتری را تحت تأثیر قرار می دهد.
افزودنی ها برخی از مواد غذایی را تازه نگه می دارند.
این رنگ دارای افزودنی است که از رشد کپک روی آن جلوگیری می کند.
supplement
مکمل
علاوه بر این
appendage
زائده
اضافی
supplementation
لوازم جانبی
accessory
همراهی
accompaniment
الحاقیه
addendum
متعلق
appurtenance
پیوست
attachment
افزودنی
add-on
اضافی اختیاری
optional extra
متمم
complement
کمکی
adjunct
همراه و همدم
companion
چسباندن
affix
افزایش
enhancement
ویژگی اضافه شده
added feature
چیزی اضافه شد
something added
زنگ ها و سوت ها
bells and whistles
جایزه
bonus
گزینه
افزونه
همبستگی
correlate
پیرامونی
peripheral
ضمیمه
appendix
شارژ کردن
top-up
مقاوم سازی
retrofit
پیرایش
trimming
کسب کردن
به علاوه
omission
حذف
exclusion
محرومیت
elimination
غیبت
elision
استثنا
عدم شمول
برش
noninclusion
منها کردن
کاهش
removal
برداشت از حساب
subtraction
رها کردن
non-inclusion
ضرر - زیان
missingness
کسر
diminution
ترک کردن
withdrawal
diminishment
deletion
abatement
deduction
leaving out
