beacon
beacon - فانوس دریایی
noun - اسم
UK :
US :
چراغی که در جایی برای هشدار یا راهنمایی افراد، کشتی ها، وسایل نقلیه یا هواپیماها قرار می گیرد
یک سیگنال رادیویی یا راداری که توسط هواپیماها یا قایق ها برای کمک به آنها در یافتن موقعیت و جهت خود استفاده می شود
شخص، ایده و غیره که شما را راهنمایی یا تشویق می کند
آتش در بالای تپه ای که در گذشته به عنوان علامت استفاده می شد
a light or fire in a place that is easy to see such as on the top of a hill that acts as a warning or signal
نور یا آتش در مکانی که به راحتی قابل مشاهده است، مانند بالای تپه، که به عنوان یک هشدار یا سیگنال عمل می کند.
a device that sends out a radio signal to show the position of something such as a ship aircraft etc.
وسیله ای که سیگنال رادیویی را برای نشان دادن موقعیت چیزی مانند کشتی، هواپیما و غیره ارسال می کند.
مثال خوبی است که به مردم امید یا دلگرمی می دهد
نوری که به عنوان یک سیگنال یا هشدار عمل می کند
بیکن نیز وسیله ای است که سیگنال یا اطلاعاتی را ارسال می کند
اکنون، یک مشخصه مانند یک فانوس دریایی در طوفان می درخشد، مانند خورشید که از میان ابرها می شکند.
It might have been an airport beacon back on Earth and he stared at it with a tightening of the throat.
شاید چراغ فرودگاهی بود که بر روی زمین بود، و او با گلویش به آن خیره شد.
به زودی آنها ممکن است عملاً نامرئی شوند به جز یک فانوس دریایی محتاط.
این میدان مغناطیسی مانند یک فانوس دریایی، صدها سال است که مسافران اقیانوس را هدایت کرده است.
ناوبری توسط یک چراغ رادیویی که توسط ارتش در جزیره راه اندازی شده بود کمک شد.
When you first tune a station frequency check the identification twice to make sure you have the right beacon.
هنگامی که برای اولین بار یک فرکانس ایستگاه را تنظیم می کنید، شناسایی را دو بار بررسی کنید تا مطمئن شوید که چراغ مناسب را دارید.
The International Hotel eviction was the beacon that drew attention to the problems of affordable housing homelessness and poverty.
اخراج هتل بین المللی چراغی بود که توجه را به مشکلات مسکن ارزان قیمت، بی خانمانی و فقر جلب کرد.
a navigation beacon
یک چراغ ناوبری
او چراغ امیدی برای نسل جوان بود.
هواپیما توسط چراغ رادیویی به داخل هدایت شد.
به عنوان بخشی از جشن های صدمین سالگرد، زنجیره ای از فانوس دریایی در سراسر منطقه روشن شد.
این برج یک چراغ چشمک زن داشت که مردم می توانستند از کیلومترها دورتر آن را ببینند.
ترانسپوندر هواپیما چراغی است که یک کد شناسایی را ارسال می کند.
هواپیماها در امتداد راهروهای هوایی که با چراغ های رادیویی زمینی مشخص شده اند، پرواز می کنند.
او چراغ امید در روزهای سخت بود.
او گفت که بریتانیا می تواند به چراغ راه بقیه جهان تبدیل شود.
شکل. چراغ امید
a radar/navigation beacon
رادار/فانوس ناوبری
سبک
rocket
موشک
lamp
لامپ
illuminant
روشن کننده
آتش
beam
پرتو
bonfire
آتش سوزی
flare
شعله ور شدن
lantern
فانوس
امضا کردن
balefire
راهنما
تابلو راهنما
guidepost
هلیوگرافی
heliograph
لودستار
lodestar
رادار
radar
هشدار
چراغ هشدار
سیگنال آتش
هشدار آتش
نور هدایت
guiding light
چراغ سیگنال
خیلی سبک
چراغ قوه
flashlight
مشعل
torch
فلاش
flash
چراغ گاز
gaslight
نورافکن
searchlight
لامپ نفت سفید
kerosene lamp
لامپ طوفان
hurricane lamp
gas lamp
blacken
سیاه شدن
darken
تاریک کردن
obfuscate
مبهم
dull
کدر
dim
کم نور
obscure
ناراحت
upset
سایه
ابری
تحت الشعاع قرار دادن
overcast
بدیم
overshadow
افسرده
bedim
رازآلود کردن
depress
گیج کردن
mystify
خراب کردن
confuse
بدتر شدن
ruin
کفن
worsen
پوشش
shroud
تیرگی
مه
murk
حجاب
haze
تاریکی
veil
تاریک شدن
becloud
سایه انداختن
gloom
کم کردن صدا
bedarken
خاکستری ایالات متحده
ابر شدن
ابر
grayUS
greyUK
greyUK
