exempt
exempt - معاف
adjective - صفت
UK :
US :
تحت تأثیر چیزی قرار نگرفته یا مجبور به انجام آن یا پرداخت آن نیستید
اجازه دادن به کسی که کاری را انجام ندهد یا پرداخت نکند
اجازه دادن به چیزی که معمولاً تحت تأثیر مالیات، قانون و غیره قرار می گیرد، تحت تأثیر قرار نگیرد
to give permission to someone or to an organization not to do something that they would normally have to do
اجازه دادن به کسی یا سازمانی برای انجام کاری که معمولاً باید انجام دهد
something that is exempt from a law tax etc is not affected by that law etc when normally it might be
چیزی که از قانون، مالیات و غیره معاف است، در شرایط عادی تحت تأثیر آن قانون و غیره قرار نمی گیرد
کسی که از کاری معاف است، اجازه خاصی برای انجام ندادن آن دارد
معاف کردن کسی یا چیزی از یک وظیفه، پرداخت و غیره.
با اجازه خاص برای انجام ندادن یا پرداخت چیزی
عدم نیاز به اطاعت از یک قانون یا انجام کاری که معمولاً ضروری است
اجازه دادن به کسی برای انجام کاری، پرداخت چیزی و غیره که دیگران باید انجام دهند یا پرداخت کنند
موتورسیکلت، واگن، مینیکاب، تاکسی، اتوبوس مدرسه و اتوبوس سالمندان نیز معاف میشود.
Are students exempt from compulsory schooling or from certain courses in the curriculum on religious grounds?
آیا دانش آموزان به دلایل مذهبی از تحصیل اجباری معاف می شوند یا از برخی دروس در برنامه درسی معاف می شوند؟
این بند به استان ها اجازه می دهد تا پنج سال از احکام دادگاه ها مستثنی شوند.
Prisons are exempt from having regular visits from environmental health officers, but in April 1992 this Crown Immunity will be lifted.
زندان ها از ملاقات منظم ماموران بهداشت محیط معاف هستند، اما در فروردین 92 این مصونیت تاج لغو خواهد شد.
Negotiators said Wednesday that the main sticking point was still whether the industry should be exempt from paying punitive damages.
مذاکرهکنندگان روز چهارشنبه گفتند که هنوز مشکل اصلی این است که آیا صنعت باید از پرداخت خسارات تنبیهی معاف شود یا خیر.
And frankly I would be surprised if the majority of readers were completely exempt from such situations.
و، صادقانه بگویم، اگر اکثر خوانندگان کاملاً از چنین موقعیتهایی معاف باشند، تعجب میکنم.
Furthermore interest on the bonds of state and local governments is exempt from the Federal income tax.
علاوه بر این، سود اوراق قرضه دولت های ایالتی و محلی از مالیات بر درآمد فدرال معاف است.
سپس در اسرع وقت به شما اطلاع خواهیم داد که آیا معاف هستید یا خیر. 9.
سود پول از پرداخت مالیات معاف است.
برخی از دانش آموزان از برخی امتحانات معاف هستند.
مرگ و میر نوزادان بسیار بالا بود و طبقات بالا معاف نبودند.
تحقیقات ممکن است مستثنی از مقررات در نظر گرفته شود.
این درآمد کاملاً از پرداخت مالیات معاف است.
کسب و کارهای کوچک از افزایش مالیات معاف شدند.
کالاهای معاف از این مالیات شامل کتاب و لباس بچه گانه است.
زنان باردار طبق نظام سلامت فعلی از پرداخت هزینه های دندانپزشکی معاف هستند.
Nonprofit organizations are exempt from taxes.
سازمان های غیر انتفاعی از مالیات معاف هستند.
استاندار قصد دارد مشاغل کوچک را از افزایش مالیات معاف کند.
چه کسانی از اضافه کاری معاف هستند؟
Lawyers would be exempt from reporting information learned through confidential communication with clients.
وکلا از گزارش دادن اطلاعاتی که از طریق ارتباط محرمانه با مشتریان به دست میآیند معاف خواهند بود.
سازمانهای معاف از مالیات باید به دلایلی که به آنها وضعیت معافیت اعطا شده است وفادار بمانند.
برخی از دوره های تحصیلی شما را از برخی از امتحانات حرفه ای معاف می کند.
رانندگان محلی از پرداخت عوارض معاف هستند.
رهایی
excuse
بهانه
relieve
مسکن
رایگان
dispense
توزیع
بجز
exclude
حذف کردن
reprieve
مهلت دادن
spare
یدکی
رها کردن
privilege from
امتیاز از
استثنا برای
قلاب را رها کن
عبور کن
استثناء کردن
راحت برو
رهایی از
تبرئه کردن
relieve of
تخلیه
absolve
روشن
exonerate
ارائه
discharge
آزاد کردن
معاف کردن
exculpate
عفو
بابا بزرگ
liberate
اعطای معافیت به کسی
make exempt
pardon
acquit
سرزنش کردن
نگه دارید
incarcerate
زندانی کردن
نگاه داشتن
oblige
وادار کردن
condemn
محکوم کردن
incriminate
متهم کردن
شارژ
تنبیه کردن
punish
جمله
جنایتکار
criminate
محکوم
convict
انتقاد
censure
حد
denounce
مهار کردن
گناهکار بودن
restrain
استیضاح
گرفتن
impeach
دخیل کردن
پاک کردن
implicate
سرزنش
upbraid
درگیر کردن
excoriate
تلقین کردن
reprehend
بستن
reproach
اجباری
reprove
درهم تنیده
embroil
inculpate
obligate
entangle
