bogus
bogus - ساختگی
adjective - صفت
UK :
US :
درست یا واقعی نیست، اگرچه کسی سعی می کند شما را به این فکر کند
واقعی نیست، اما ناصادقانه وانمود می کند که چیزی یا کسی است
نادرست است، واقعی نیست، یا قانونی نیست
(از چیزی) نه آنچه به نظر می رسد یا ادعا می کند. نادرست اما واقعی به نظر می رسد
واقعی نیست، یا فقط برای فریب مردم وجود دارد
جناب حق جنتلمن نمی تواند برای دلسوزی خود هزینه ای بگذارد، زیرا ساختگی است.
Can it indeed be bogus and worthless poetry that has obsessed critical reviewers for nearly twenty years?
آیا واقعاً میتواند شعری ساختگی و بیارزش باشد که نزدیک به بیست سال است که منتقدان منتقد را درگیر خود کرده است؟
دولت تدابیر سختگیرانه جدیدی را برای مقابله با پناهجویان جعلی اعلام کرده است.
همچنین بسیاری از فراریان مشکوک و جعلی را به غرب فرستاده است تا آب ها را گل آلود کنند.
گواهینامه رانندگی جعلی
Many computer messages attacking the team and its owner were sent by people using bogus identities, Stesch said.
استش گفت که بسیاری از پیامهای رایانهای که به تیم و صاحب آن حمله میکنند توسط افرادی با هویت جعلی ارسال شده است.
درست مانند هری شرمن، شب حمله پرستار جعلی، این فکر به ذهنش خطور کرد.
There has been a spate of incidents where bogus officials have called on the homes of elderly people.
موجی از حوادث رخ داده است که در آن مقامات جعلی به خانه های افراد مسن مراجعه کرده اند.
این کودک توسط یک مددکار اجتماعی جعلی از پدر و مادرش گرفته شد.
دفاتر آنها ساختگی است، ارتفاع آنها خودخوانده است.
تامی باید در طول سالها از بسیاری از تامیوانابهای ساختگی دفع کند.
a bogus doctor/contract
یک پزشک/قرارداد جعلی
ادعاهای دروغین صدمات کارگران هزاران پوند برای شرکت ها هزینه دارد.
75 نقاشی که کارشناسان هنری آن را ساختگی رد می کنند
معلوم شد که استخوان های دایناسور ساختگی هستند.
دکتر قلابی از محوطهای در چلسی کار میکرد.
در تحقیقات، ادعای او جعلی بود.
او برای پشتیبانی از درخواست خود اسناد جعلی تهیه کرد.
او به اتهام حمل گذرنامه جعلی دستگیر و متهم شد.
مردم فریب خوردند تا اطلاعات شخصی خود را در یک وب سایت جعلی وارد کنند.
آدرس/حساب بانکی جعلی
fake
جعلی
counterfeit
تقلبی
نادرست
sham
شام
forged
phoneyUK
spurious
phonyUS
phoneyUK
شبه
phonyUS
فریبنده
fraudulent
گمراه کننده
pseudo
عجیب و غریب
faked
غیر معتبر
deceptive
اسنید
misleading
کد
queer
احمق
unauthentic
ساختگی
inauthentic
حقه
snide
فوت و فن
cod
نه آن چیزی که شکسته شده است
dud
تقلید
fictitious
مسخره کردن
hoax
کپی شده است
ersatz
quasi-
make-believe
imitation
mock
artificial
dummy
copied
ersatz
genuine
اصل
authentic
معتبر
واقعی
undisputable
غیر قابل بحث
indisputable
بی چون و چرا
درست است، واقعی
unadulterated
بدون تقلب
مشروع
باحسن نیت
valid
اصلی
bonafide
بی تاثیر
طبیعی
veritable
غیر قابل تردید
unaffected
خالص
قابل تایید
indubitable
قانونی
بدون جعل
credible
بی هنر
certifiable
خود جوش
legit
غیر اجباری
bona fide
ساخته نشده
unfeigned
جعل نشده
artless
دینکم
spontaneous
مخلص - بی ریا - صمیمانه
unforced
صادقانه
uncontrived
راستگو
unfaked
dinkum
sincere
truthful
