networks

base info - اطلاعات اولیه

networks - شبکه های

N/A - N/A

ˈnet.wɝːk

UK :

ˈnet.wɜːk

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [networks] در گوگل
description - توضیح
example - مثال

  • یک شبکه تلویزیونی

  • a road/rail network


    یک شبکه جاده ای / راه آهن

  • Massive investment is needed to modernize the country's phone network.


    سرمایه گذاری هنگفتی برای نوسازی شبکه تلفن کشور مورد نیاز است.


  • ما می توانیم هزینه های خود را با توسعه یک شبکه توزیع کارآمدتر کاهش دهیم.

  • a network of spies/a spy network


    شبکه ای از جاسوسان/یک شبکه جاسوسی

  • We've just spent £1.9 million on improving our computer network.


    ما فقط 1.9 میلیون پوند را برای بهبود شبکه کامپیوتری خود هزینه کرده ایم.

  • Use your networks - tell everyone you know that you are looking for a job.


    از شبکه های خود استفاده کنید - به همه کسانی که می شناسید بگویید که به دنبال شغل هستید.


  • امیدوارم که شرکت کنید و این پیام را با شبکه های خود به اشتراک بگذارید.

  • Our computer system consists of about 20 personal computers networked to a powerful file-server.


    سیستم کامپیوتری ما شامل حدود 20 کامپیوتر شخصی است که به یک فایل-سرور قدرتمند شبکه شده اند.

  • I don't really enjoy these conferences, but they're a good opportunity to network.


    من واقعاً از این کنفرانس ها لذت نمی برم، اما آنها فرصت خوبی برای ایجاد شبکه هستند.


  • یک شبکه حمل و نقل


  • شبکه تلویزیونی ABC

  • a network of political advisers


    شبکه ای از مشاوران سیاسی

  • A domain name identifies a computer or computer network used to access the web.


    نام دامنه یک کامپیوتر یا شبکه کامپیوتری مورد استفاده برای دسترسی به وب را مشخص می کند.

  • He also has a network of contacts who give him help when he needs it.


    او همچنین شبکه ای از مخاطبین دارد که در صورت نیاز به او کمک می کنند.

  • a network of agents/dealers/suppliers


    شبکه ای از نمایندگان/فروشندگان/تامین کنندگان


  • این بانک در حال برنامه ریزی برای گسترش شبکه ماشین های نقدی خود است.

  • a television/road/rail network


    یک شبکه تلویزیونی / جاده ای / راه آهن

  • a telephone/distribution/communications network


    یک شبکه تلفن/توزیع/ارتباطات

  • He owns American television network ABC.


    او صاحب شبکه تلویزیونی آمریکایی ABC است.

  • The office computers have all been networked.


    کامپیوترهای اداری همگی به شبکه متصل شده اند.

  • You can have your TV networked to your home computer.


    می توانید تلویزیون خود را به رایانه خانگی خود متصل کنید.

  • They network through friends, former co-workers, and professional organizations.


    آنها از طریق دوستان، همکاران سابق و سازمان های حرفه ای شبکه می کنند.

  • Conferences offer the opportunity to network with other professionals in your field of business.


    کنفرانس ها فرصتی برای برقراری ارتباط با سایر متخصصان در زمینه کسب و کار شما فراهم می کند.

synonyms - مترادف
  • infrastructure


    زیر ساخت

  • services


    خدمات

  • facilities


    امکانات

  • structures


    سازه های

  • amenities


    امکانات رفاهی

  • resources


    منابع

  • installation


    نصب و راه اندازی


  • سیستم

  • public facilities


    امکانات عمومی

  • public services


    خدمات عمومی

  • basic facilities


    امکانات اولیه

  • basic services


    خدمات اساسی

antonyms - متضاد
  • disorganisationsUK


    سازمان‌دهی‌های بریتانیا

  • disorganizationUS


    بی سازمانی ایالات متحده

لغت پیشنهادی

ankara

لغت پیشنهادی

prospectus

لغت پیشنهادی

append