pleasant
pleasant - دلپذیر
adjective - صفت
UK :
US :
لذت بخش یا جذاب و باعث می شود احساس شادی کنید
دوستانه، مودب، و آسان برای صحبت کردن
لذت بخش، جذاب، دوستانه یا دوست داشتنی آسان
لذت بخش یا جذاب، یا (برای یک فرد) دوستانه و آسان برای دوست داشتن
مالچ پاشی یک فعالیت دلپذیر برای ماه اکتبر است.
اکثر دانشآموزانی که اینجا میگیریم، بسیار دلپذیر و مشتاق یادگیری هستند.
ما یک عصر دلپذیر را با گپ زدن در بار گذراندیم.
عصر بسیار دلپذیری بود.
Use pleasant eye contact walk around the room stand next to the student who is most likely to be noisy.
از تماس چشمی دلپذیر استفاده کنید، در اتاق قدم بزنید، در کنار دانش آموزی بایستید که به احتمال زیاد پر سر و صدا است.
من فقط یک یا دو بار با او ملاقات کردم اما او دختر بسیار خوبی به نظر می رسید.
Croteau Beach Bed and Breakfast خانه ای بسیار دلپذیر در زمین های زیبا و زیبا است.
از آنجایی که اخیراً چه چیزی خوشایند بود؟
مردی خوش قیافه
او فکر می کرد که ممکن است دنیا را به مکانی دلپذیرتر برای زندگی تبدیل کند.
الیزابت جذب یک سرباز خوش تیپ و دلپذیر به نام ویکهام می شود.
چه غافلگیری خوبی!
در محیط آرام و دلپذیر هتل ما استراحت کنید.
مارسیا همیشه برای همه خوشایند است.
اتاق خواب ها روشن و مطبوع هستند و از بالکن خود چشم اندازی دلپذیر دارند.
دفتر من بزرگ و دلنشین بود با دید خوبی از شهر.
a pleasant evening/atmosphere/walk
یک عصر دلپذیر / جو / پیاده روی
a pleasant aroma/smell/scent
یک عطر/بو/عطر دلپذیر
چه غافلگیری خوبی!
برای زندگی در محیطی دلپذیر
موسیقی که برای گوش دلنشین است
a pleasant environment to work in
محیطی دلپذیر برای کار
دوباره تنها بودن لذت بخش بود.
مراجعه من به دندانپزشک تجربه چندان خوشایندی نبود.
این سفر خاطرات خوش دوران کودکی را زنده کرد.
یک تعطیلات خانوادگی بسیار دلپذیر
یک جوان دلپذیر
a pleasant smile/voice/manner
لبخند/صدا/روش دلنشین
لطفا سعی کنید برای مهمانان ما خوشایند باشید.
او کاملاً دلپذیر بود، هرچند کمی باحال.
این یک سفر یک روزه به اندازه کافی خوشایند بود.
It was not a particularly pleasant experience.
تجربه چندان خوشایندی نبود.
همکاران او کاملاً خوش برخورد و دوستانه بودند، اما آنها زندگی خاص خود را داشتند.
یک روش تلفنی دلپذیر و صحیح برای هر کسی که در تجارت خرده فروشی کار می کند ضروری است.
a pleasant climate/smile/person
آب و هوای دلپذیر/لبخند/فرد
a pleasant day/surprise
یک روز/سورپرایز دلپذیر
هارولد تمام تلاشش را کرد تا برای پیرمرد خوشایند باشد.
نشستن بعد از ساعت ها ایستادن لذت بخش بود.
بعد از ظهر دلپذیری را در ساحل گذراندیم.
او رفتار دلپذیری داشت و محبوب همه بود.
محمد با کسب درجه B در تاریخ شگفت زده شد.
خوب
delightful
لذت بخش
دوست داشتني
زیبا
جذاب
charming
حیرت آور
enjoyable
سعادتمند
سرگرم کننده
blissful
شاد
entertaining
همنشین
cheery
بهشتی
copacetic
عالی
heavenly
دوست داشتنیUK
splendid
دوست داشتنی ایالات متحده
delightsome
باشکوه
likeableUK
رضایت بخش
likableUS
شگفت انگیز
magnificent
شادی آور
satisfying
خوش
fascinating
فریبنده
مسحور کننده
joyous
نفیس
pleasing
شگفت انگیز ایالات متحده
captivating
ملایم
enchanting
دلنشین
exquisite
شگفت انگیز انگلستان
marvelousUS
balmy
convivial
marvellousUK
horrible
ناگوار
خیلی بد و ناخوشایند
بد
unpleasant
ناخوشایند
atrocious
بی رحمانه
dreadful
وحشتناک
lousy
کثیف
abysmal
افتضاح
pathetic
تأسفبار - رقت انگیز
اسفناک
deplorable
ناامید کننده
dismal
ناپسند
distasteful
خنده دار
laughable
متوسط
mediocre
لذت بخش نیست
unenjoyable
نفرت انگیز
abominable
مخوف
appalling
دلسرد کننده
disheartening
لنگ
lame
فقیر
غیر استاندارد
substandard
تضعیف روحیه انگلستان
demoralisingUK
تضعیف روحیه آمریکا
demoralizingUS
نامطلوب
disagreeable
چندش آور
disgusting
دلهره آور
horrific
ناچیز
paltry
فاجعه بار
disastrous
dislikeable
horrid
