rewind
rewind - باز پیچی
verb - فعل
UK :
US :
برای اینکه یک نوار کاست یا ویدیو به عقب برود تا دوباره آن را ببینید یا بشنوید
برای ایجاد یک ضبط، به ابتدا برگردید
به عقب برگردیم یا کاری کنیم که چیزی به زمان قبلی برگردد
to wrap something around an object several times or twist it repeatedly around itself for the second time or more
چند بار پیچیدن چیزی به دور یک جسم یا چرخاندن مکرر آن به دور خود، برای بار دوم یا بیشتر
دکمه ای را فشار می دهید تا ضبط به ابتدا بازگردد
برای بازگرداندن نوار ضبط شده به ابتدا
قبل از پایان آن، به عقب برمیگردیم و فقط منتظر میمانیم.
بخشی از من می خواست بایستد و به عقب ضربه بزند، اما دیگر دیر شده بود.
The men met each day at noon in the observatory to check the watch against the regulator clock and then rewind it.
این مردان هر روز ظهر در رصدخانه ملاقات می کردند تا ساعت را با ساعت تنظیم کننده بررسی کنند و سپس آن را به عقب برگردانند.
فقط آن را به عقب برگردانید.
جزرائیل با گناه متوجه شد که هنوز کارش را تمام نکرده است، درست به موقع پرید تا مکعب را به عقب برگرداند.
در دنیای فروشگاههای کرایه ویدیو، هیچ گناهی به اندازه کوتاه کردن ویدیو به عقب نیست.
آنها 38 دقیقه زمان بازی داشتند قبل از اینکه نیاز به بازی برگشت باشد.
آیا آن صحنه را به عقب برگردانید تا بتوانیم دوباره آن را تماشا کنیم؟
اکنون امکان توقف و بازگردانی تلویزیون زنده وجود دارد.
او به ابتدای نوار پیچید.
ما نمی توانیم تاریخ را به عقب برگردانیم و آن را به روش دیگری امتحان کنیم.
ورود به حمام ها مانند بازگشت به عقب هشت قرن به روزگار مورها است.
بازگشت به سال 2002 و عصر بی گناهی نسبی.
پس از پیچیدن بانداژ، آن را به خوبی در جعبه کمک های اولیه قرار داد.
پشم را روی دو صندلی آشپزخانه حلقه کردم و دستم را باز گذاشتم تا نخ را روی مخروطها بپیچم.
او فیلمهای آموزشی را تماشا میکرد و بارها و بارها به عقب میزد تا تکنیک مناسب را مطالعه کند.
Unfortunately life doesn't have a rewind button.
متاسفانه زندگی دکمه عقب ندارد.
