screening

base info - اطلاعات اولیه

screening - غربالگری

noun - اسم

/ˈskriːnɪŋ/

UK :

/ˈskriːnɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screening] در گوگل
description - توضیح
  • the showing of a film or television programme


    نمایش یک فیلم یا برنامه تلویزیونی


  • آزمایشات پزشکی که بر روی بسیاری از افراد انجام می شود تا اطمینان حاصل شود که آنها بیماری خاصی ندارند

  • tests or checks that are done to make sure that people or things are acceptable or suitable for a particular purpose


    آزمایش ها یا بررسی هایی که برای اطمینان از قابل قبول بودن یا مناسب بودن افراد یا چیزها برای یک هدف خاص انجام می شود

  • a showing of a film


    نمایش یک فیلم


  • یک آزمایش یا معاینه برای کشف اینکه آیا مشکلی برای کسی وجود دارد یا خیر

  • a process in which someone's previous jobs, personal activities, etc. are examined in order to find out if they are suitable or able to do a particular job


    فرآیندی که در آن مشاغل قبلی، فعالیت‌های شخصی و غیره شخص مورد بررسی قرار می‌گیرد تا مشخص شود آیا او برای انجام یک کار خاص مناسب یا قادر است یا خیر.

  • tests or examinations to discover if there is anything wrong with something


    آزمایش ها یا معاینات برای کشف اینکه آیا چیزی اشتباه است

  • The director answered questions following the 7:30 screening.


    کارگردان پس از نمایش ساعت 7:30 به سوالات پاسخ داد.


  • اما تنها کاری که می‌توانستند انجام دهند این بود که یک شجره خانوادگی ترسیم کنند و نمایش‌های اولیه و تهاجمی را پیشنهاد کنند.

  • Casting and screening in just a week.


    انتخاب بازیگران و نمایش تنها در یک هفته.

  • Does your HMO offer cancer screening for women?


    آیا HMO شما غربالگری سرطان را برای زنان ارائه می دهد؟

  • At what age should endoscopic screening be done?


    غربالگری آندوسکوپی در چه سنی باید انجام شود؟

  • The issue is to estimate the marginal benefit from the increased frequency of screening examinations against the marginal increased cost.


    موضوع برآورد سود نهایی از افزایش دفعات معاینات غربالگری در برابر افزایش هزینه نهایی است.

  • If we can show that screening reduces deaths by 20%, then a national screening programme is worthwhile.


    اگر بتوانیم نشان دهیم که غربالگری مرگ و میر را 20 درصد کاهش می دهد، برنامه غربالگری ملی ارزش دارد.

  • Mr Hurd said the council had endorsed the screening procedure.


    آقای هرد گفت که شورا روش غربالگری را تایید کرده است.

  • The screening programme cost £10 per patient screened and £1000 per patient requiring laser treatment.


    هزینه برنامه غربالگری 10 پوند برای هر بیمار غربال شده و 1000 پوند برای هر بیمار نیازمند لیزر است.

  • The screening of potential jurors will continue next week.


    بررسی هیئت منصفه احتمالی هفته آینده ادامه خواهد داشت.

  • It is not an argument over which of the two screening strategies will confer the greater medical benefit.


    این بحثی نیست که کدام یک از دو استراتژی غربالگری فواید پزشکی بیشتری را به همراه خواهد داشت.

example - مثال
  • This will be the movie's first screening in this country.


    این اولین نمایش فیلم در این کشور خواهد بود.

  • breast cancer screening


    غربالگری سرطان سینه

  • There will be three screenings of the film - at 3 p.m., 5 p.m., and 7 p.m.


    این فیلم در سه ساعت 15، 17 و 19 نمایش داده می شود.

  • regular screening(s) for cervical cancer


    غربالگری(های) منظم سرطان دهانه رحم

  • Employment screening does not always extend to temporary staff.


    غربالگری استخدام همیشه شامل کارکنان موقت نمی شود.

  • screening process.


    فرآیند غربالگری

synonyms - مترادف
  • broadcast


    پخش

  • airing


    پخش می شود

  • run


    اجرا کن

  • transmission


    انتقال

  • projection


    طرح ریزی

  • rerun


    اجرا مجدد


  • تکرار

  • showing


    نشان دادن


  • ارائه

  • viewing


    مشاهده

  • broadcasting


    صدا و سیما

  • telecast


    پخش تلویزیونی

  • televising


    تلویزیون

  • programing


    برنامه نویسی


  • کارایی


  • تولید


  • نشان می دهد


  • تظاهرات

  • relaying


    رله کردن

  • dissemination


    انتشار | پخش شدن

  • staging


    صحنه سازی


  • نمایش دادن


  • نمایشگاه

  • playing


    بازی کردن


  • programUS

  • programUS


    programmeUK

  • programmeUK


    پادکست

  • podcast


    پخش همزمان

  • simulcast


    پخش ویدیویی

  • videocast


    اخبار

  • newscast


antonyms - متضاد
  • deshielding


    محافظ

لغت پیشنهادی

ripping

لغت پیشنهادی

linden

لغت پیشنهادی

appeal