specialized

base info - اطلاعات اولیه

specialized - تخصصی

adjective - صفت

/ˈspeʃəlaɪzd/

UK :

/ˈspeʃəlaɪzd/

US :

family - خانواده
special
خاص
specialist
متخصص
speciality/specialty
تخصص/تخصص
specialization
تخصص
specialism
تخصصی شدن
specialize
مخصوصا
specially
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [specialized] در گوگل
description - توضیح
  • trained, designed, or developed for a particular purpose type of work place etc


    برای یک هدف خاص، نوع کار، مکان و غیره آموزش دیده، طراحی یا توسعه داده شده است

  • designed or developed for a particular purpose or type of work


    برای هدف یا نوع خاصی از کار طراحی یا توسعه یافته است


  • کار کردن و دانستن چیزهای زیادی در مورد یک موضوع خاص، مهارت، خدمات و غیره.


  • در یک موضوع خاص استفاده می شود، معمولاً توسط افرادی که اطلاعات زیادی در مورد آن موضوع دارند


  • تغییر یا توسعه به منظور انجام یک عملکرد خاص یا متناسب با یک محیط خاص

  • relating to one particular area or designed for a particular purpose


    مربوط به یک منطقه خاص یا طراحی شده برای یک هدف خاص

  • That will require significant investment in specialized accommodation, social work input and health care.


    این امر مستلزم سرمایه گذاری قابل توجهی در مسکن تخصصی، ورودی مددکاری اجتماعی و مراقبت های بهداشتی است.

  • Within large companies the need for in-house, highly specialized computer expertise is waning.


    در شرکت های بزرگ، نیاز به تخصص کامپیوتری داخلی و بسیار تخصصی در حال کاهش است.

  • Power and prestige differentials are essential for the coordination and integration of a specialized division of labour.


    تفاوت های قدرت و اعتبار برای هماهنگی و ادغام یک تقسیم کار تخصصی ضروری است.

  • A wide variety of jobs are undertaken, ranging from 100,000 copy reprints of dictionaries, to specialized runs of a few hundreds.


    طیف گسترده ای از مشاغل انجام می شود، از 100000 نسخه تجدید چاپ فرهنگ لغت تا چند صد نسخه تخصصی.

  • The single-subject academic course is largely confined to the universities, reflecting their traditions of specialized scholarship and their stronger research orientation.


    دوره آکادمیک تک موضوعی عمدتاً به دانشگاه ها محدود می شود و منعکس کننده سنت های بورسیه تخصصی و گرایش تحقیقاتی قوی تر آنها است.

  • Many of the employees receive specialized training in programing.


    بسیاری از کارمندان آموزش های تخصصی برنامه نویسی می بینند.

  • She speaks several languages and partakes of many specialized vocabularies in the context of her daily existence.


    او به چندین زبان صحبت می کند و از واژگان تخصصی بسیاری در زمینه زندگی روزمره خود استفاده می کند.

example - مثال
  • specialized equipment


    تجهیزات تخصصی

  • a job calling for highly specialized skills


    شغلی که نیازمند مهارت های بسیار تخصصی است

  • Our industry is quite specialized.


    صنعت ما کاملا تخصصی است.

  • These tools are very specialized.


    این ابزارها بسیار تخصصی هستند.

  • This bird is highly specialized for eating fish.


    این پرنده برای خوردن ماهی بسیار تخصصی است.

  • narrowly specialized subjects


    موضوعات کاملاً تخصصی

  • Her job is very specialized.


    کار او بسیار تخصصی است.

  • The hospital is unable to provide the highly specialized care needed by very sick babies.


    بیمارستان قادر به ارائه مراقبت های بسیار تخصصی مورد نیاز نوزادان بسیار بیمار نیست.

  • specialized skills


    مهارت های تخصصی

  • Phlegm is a specialized term for mucus that is restricted to the respiratory tract.


    بلغم یک اصطلاح تخصصی برای مخاطی است که به دستگاه تنفسی محدود می شود.

  • A sperm cell is highly specialized.


    یک سلول اسپرم بسیار تخصصی است.

  • We see using external organs (eyes) specialized for the task of detecting photons.


    ما می بینیم که از اندام های خارجی (چشم) متخصص برای تشخیص فوتون ها استفاده می کنیم.

  • The honeyeater is an Australasian bird specialized to eat nectar.


    عسل خوار یک پرنده استرالیایی است که متخصص در خوردن شهد است.

  • The company makes highly specialized products for the health-care industry.


    این شرکت محصولات بسیار تخصصی را برای صنعت مراقبت های بهداشتی تولید می کند.

  • Salespeople have acquired specialized and valued knowledge and experience.


    فروشندگان دانش و تجربه تخصصی و ارزشمندی کسب کرده اند.

synonyms - مترادف
  • focusedUS


    متمرکز ایالات متحده

  • dedicated


    اختصاصی


  • خاص

  • boutique


    بوتیک

  • concentrated


    متمرکز شده است


  • سفارشی


  • انحصاری

  • exclusive


    متمرکز در انگلستان

  • focussedUK


    به صورت ویژه طراحی شده

  • specially designed


    موقعیت مناسب، جایگاه

  • niche


    تخصصی انگلستان

  • bespoke


  • specialisedUK


antonyms - متضاد

  • عمومی

  • nontechnical


    غیر فنی

  • untechnical


    تعمیم یافته انگلستان

  • generalisedUK


    generalizedUS

  • generalizedUS


    غیر تخصصی

  • nonspecialized


    سرراست

  • unspecialized


    قرار دادن

  • straightforward


    جهانی

  • lay


    بی خبره


  • به طور کلی

  • inexpert


    بدیهی است


  • مشترک

  • self-evident


    غیر اختصاصی


  • غیر انحصاری

  • nonspecific


    غیر حرفه ای

  • nonexclusive


    خود توضیحی

  • nonprofessional


    معمولی

  • self-explanatory


    به اشتراک گذاشته شده است

  • unprofessional


    محبوب

  • generic



  • shared




لغت پیشنهادی

blackness

لغت پیشنهادی

adeptly

لغت پیشنهادی

stun