waffle

base info - اطلاعات اولیه

waffle - وافل

noun - اسم

/ˈwɑːfl/

UK :

/ˈwɒfl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waffle] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a waffle iron (= for making waffles with)


    اتو وافل (= برای درست کردن وافل با)

  • The report is just full of waffle.


    گزارش فقط پر از وافل است.

  • You have to sit through a lot of waffle about procedures.


    شما باید در مورد روش‌ها وافل زیادی بنشینید.

  • If you don't know the answer it's no good just waffling (on) for pages and pages.


    اگر پاسخ را نمی دانید، فقط وافل کردن (روشن) برای صفحات و صفحات خوب نیست.

  • I waffled a lot before finally deciding to take the job.


    قبل از اینکه بالاخره تصمیم بگیرم این کار را انجام دهم، خیلی ول کردم.

  • What did he say? Oh it was a load of waffle - nothing important at all.


    چی گفت؟ اوه، این یک بار وافل بود - اصلاً چیز مهمی نیست.

  • This administration has a tendency to waffle on important questions.


    این دولت تمایل دارد در مورد سؤالات مهم وافل کند.

synonyms - مترادف
  • chatter


    پچ پچ کردن

  • prattle


    حرف زدن

  • babble


    غرغر کردن

  • jabber


    جبر

  • prate


    تمرین

  • gabble


    ناتر

  • natter


    گاب

  • gab


    ناله

  • blather


    زرنگی

  • witter


    بلدر

  • blether


    پرسه زدن

  • ramble


    راندن

  • drivel


    غلغله کردن

  • cackle


    خرگوش

  • rabbit


    یاوه گو

  • blabber


    حفاری

  • burble


    زمزمه کردن

  • gibber


    گوش گیر

  • mumble


    نفخ کردن

  • mutter


    فلانل

  • earbash


    به زبان انگلیسی

  • bleat


    شفاهی ایالات متحده

  • flannel


    کرک

  • verbaliseUK


    ادامه دادن

  • verbalizeUS


    جغجغه کردن

  • fluff


    خرگوش روی

  • whiffle


  • go on



  • rattle on


  • rabbit on


antonyms - متضاد

  • ساکت باش


  • واضح صحبت کن


  • پنهان کردن، پوشاندن

  • conceal


    پنهان شدن


  • قرعه کشی

  • drawl


    ستایش

  • praise


لغت پیشنهادی

bombe

لغت پیشنهادی

gushing

لغت پیشنهادی

lemming