buoyancy
buoyancy - شناوری
noun - اسم
UK :
US :
توانایی یک جسم برای شناور شدن
قدرت یک مایع برای شناور کردن یک جسم
احساس شادی و اعتقاد به اینکه می توانید به راحتی با مشکلات کنار بیایید
توانایی قیمت ها، کسب و کار و غیره برای بازگشت سریع به سطح بالا پس از یک دوره دشوار
کیفیت شناور بودن
کیفیت موفق بودن یا توانایی کسب سود
یک کیفیت شاد و مثبت، به ویژه با وجود مشکلات
توانایی شناور شدن
موفقیت و فعالیت زیاد در یک اقتصاد، بازار و غیره.
شرط افزایش یا ماندن در سطح بالا
سپس او روی یک تکنیک شناوری ضربه زد.
Its chanting quality sounds a note of buoyancy and music in the evocation of the enormity of the Crucifixion.
کیفیت آواز خواندن آن نتی از شناور و موسیقی در تداعی عظمت مصلوب شدن به نظر می رسد.
شناور بودن هوا و تابش خورشید برای من مفید است.
چند بخش دیگر دارای شناوری هستند.
There is not much temperature-produced density contrast at a given level; thus this does not much affect the buoyancy force.
کنتراست چگالی تولید شده در دما در یک سطح مشخص وجود ندارد. بنابراین این تاثیر زیادی بر نیروی شناوری ندارد.
شناور بودن چوب سبک
Six-year-old Michael Smith and his parents were spotted by a passing yacht as they clung to a tiny buoyancy bag in darkness.
مایکل اسمیت شش ساله و والدینش در حالی که در تاریکی به یک کیسه شناور کوچک چسبیده بودند توسط یک قایق تفریحی در حال عبور مشاهده شدند.
نهرهای حیات با شناوری در جریان بودند.
شناور بودن بازار
حالت شناوری
کمک شناور (= چیزی برای کمک به شناور شدن)
ما قایق را از نظر شناوری آزمایش کردیم.
او با یک وسیله شناور بادی شنا کرد.
شناوری در بازار ملک ادامه دارد.
شناوری بازار نفت احتمالاً رشد قیمت را تشویق می کند.
He was a man of remarkable buoyancy.
او مردی بود که شناوری قابل توجهی داشت.
ما مواد مختلف را برای شناوری آزمایش کردیم.
هزينه ها به دليل شناوري بخش دولتي افزايش يافته است.
این خبر نتوانست به سهام این شرکت شناوری بدهد.
افسردگی
pessimism
بدبینی
despondency
ناامیدی
despair
مالیخولیا
melancholy
دلتنگی
dejection
ناراحتی
unhappiness
تاریکی
gloom
غمگینی
gloominess
شکست گرایی
sadness
غم و اندوه
glumness
منفی بودن
hopelessness
اضطراب
defeatism
Weltschmerz
grief
اعتقاد به جبری بودن
cynicism
شک
negativity
بی اعتمادی
angst
افکار منفی
Weltschmerz
عذاب و تاریکی
fatalism
انتظار بدترین
بی امیدی
distrust
نگاه کردن به سمت سیاه
دلسردی
doom and gloom
نزولی
expecting the worst
ترس
عدم قطعیت
sorrow
discouragement
bearishness
uncertainty