analyze
analyze - تجزیه و تحلیل
N/A - N/A
UK :
US :
املای تحلیلی آمریکایی
بررسی یا فکر کردن در مورد چیزی با دقت به منظور دیدن چگونگی آن یا درک آن
to separate and examine different types of costs, sales figures etc in order to understand them or take decisions based on them
برای تفکیک و بررسی انواع مختلف هزینه ها، ارقام فروش و غیره به منظور درک آنها یا تصمیم گیری بر اساس آنها
املای ایالات متحده از تجزیه و تحلیل
مطالعه کردن چیزی به روشی منظم و دقیق
But now with more-affordable computer equipment and software available any would-be market maven can analyze a universe of stocks.
اما اکنون، با وجود تجهیزات و نرم افزارهای رایانه ای مقرون به صرفه تر، هر فرد بالقوه بازار می تواند مجموعه ای از سهام را تجزیه و تحلیل کند.
اما - هر شرایطی که باشد - نوآوران باید همه منابع فرصت را تحلیل کنند.
این کتاب مقدسی است که بسیاری از سرمایه گذاران برای تجزیه و تحلیل شرکت ها از آن استفاده می کنند.
انسان با تجزیه و تحلیل رفتارش در شرایط مکانیکی به ماشین تبدیل نمی شود.
محدود به جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات بود.
کارشناسان همچنان در حال تجزیه و تحلیل شواهد DNA در این پرونده هستند.
So after psychiatric sessions, Angela came to Uncle Sammler to hold a seminar and analyze the pro ceding hour.
بنابراین پس از جلسات روانپزشکی، آنجلا نزد عمو سملر آمد تا سمیناری برگزار کند و ساعت کار را تجزیه و تحلیل کند.
در گزارشی در سال 1985، ما هزینه های تولید شش سیستم تسلیحاتی مختلف را تحلیل کردیم.
یکی از مشکلات در تحلیل وضعیت این است که ما هنوز همه اطلاعات را در اختیار نداریم.
One of the problems in analyzing the situation is that we do not yet know the entire picture in detail.
یکی از مشکلات در تحلیل وضعیت این است که ما هنوز کل تصویر را با جزئیات نمی دانیم.
سیاستمداران حمایت خود را در قالب طبقاتی تحلیل میکنند و جامعهشناسان بدون آن از دست خواهند رفت.
analyseUK
analyseUK
deconstruct
ساختارشکنی
assay
سنجش
جداگانه، مجزا
decompound
تجزیه شود
تقسیم کنید
anatomize
آناتومی کردن
برش
dismantle
از بین بردن
dissect
تشریح
electrolyze
الکترولیز کنید
hydrolyze
هیدرولیز کنید
بخش
برطرف کردن
unravel
باز کردن
تعیین کنند
disintegrate
متلاشی شدن
parse
تجزیه
درهم شکستن
decompose
تجزیه کنند
dissolve
حل کردن
جدا کردن
X-ray
اشعه ایکس
شکستن
قطع کردن
lay bare
برهنه دراز بکش
شکاف
مطالعه
معاینه کردن
scrutinizeUS
ایالات متحده را موشکافی کنید
تحقیق کردن
synthesiseUK
synthesiseUK
synthesizeUS
synthesizeUS
ترکیب کردن
assemble
جمع آوری کنید
amalgamate
آمیخته شدن
اتصال
integrate
ادغام کردن
پیوستن
aggregate
تجمیع
fuse
فیوز
merge
ادغام
unify
متحد کردن
unite
جذب، همانند ساختن
assimilate
یکی شدن
coalesce
ترکیب
compound
مخلوط کردن
conflate
گروه تولیدی
conglomerate
تحکیم
consolidate
ازدواج کن
به هم پیوستن
meld
کنار هم گذاشتن
چشم پوشی
دوختن
بهبودی یافتن
sew
کثیف
mend
تقلب کردن
قرار دادن
adulterate
