bivouac
bivouac - بیواک
noun - اسم
UK :
US :
یک کمپ موقت که در بیرون بدون چادر ساخته شده است
برای گذراندن شب در بیرون از خانه بدون چادر در یک کمپ موقت
یک پناهگاه یا کمپ موقت برای خوابیدن در بیرون، که چادر نیست
یک چادر کوچک و سبک که به اندازه کافی بزرگ است که یک یا دو نفر در آن دراز بکشند
اردو زدن (= خوابیدن) در بیواک
در هنگام فرود او واندا را در ارتفاع 8300 متری ملاقات کرد و به او کمک کرد تا یک بیواک ترتیب دهد.
حالا همه چیز Boy Scout و بیواک و چادر است.
آنها بیواک، کیسه خواب و آنوراک در هوای سرد داشتند.
The sun dropped below the horizon the minutes ticked by and an involuntary bivouac began to seem a possibility.
خورشید به زیر افق فرود آمد، دقیقه ها گذشت و یک بیواک غیرارادی شروع به احتمالی نمود.
آن شب، آتش دو لشکر با فاصله کمی از هم فاصله داشت.
Their bivouac in the rain and snow was less comfortable than at their former stations, where they had constructed some shelter.
اتاقک آنها در باران و برف نسبت به ایستگاههای قبلیشان، جایی که سرپناهی ساخته بودند، راحتتر بود.
But although I said I was reasonably Spartan, this bare Nissen hut and my little windy bivouac pall a bit at times.
اما با وجود اینکه گفتم من به طور معقولی اسپارتی هستم، این کلبه برهنه نیسن و بادی کوچولوی بیواک من گاهی اوقات کمی رنگ می گیرند.
اردوگاه
encamp
تطبیق
accommodate
عطا کردن
bestow
شمش
billet
هیئت مدیره
تختخواب
bunk
محفظه - اتاق
اقامتگاه
domicile
بندر آمریکا
harborUS
بندر UK
harbourUK
خانه
کلبه
lodge
ربع
سقف
اتاق
پناه
از اردوگاه
قرار دادن
وارد کردن
خیمه زدن
راه اندازی اردوگاه
حل کن
اسکان دادن به
تخت به
ایستگاه
installUS
installUS
installUK
instalUK
اسکان فراهم کند
جا برای
سرپناهی برای
confuse
گیج کردن
disarrange
بر هم زدن
dislodge
جابجا کردن
displace
جابجا کند
disregard
بی توجهی
evict
اخراج کردن
فراموش کردن
ترک کردن
حرکت
برداشتن
unsettle
بی قرار
روی برگردان
معلوم شود
از بین رفتن
ruin
خراب کردن
برو
پیشرفت
رد کردن
depart
رفتن
برو بیرون
